عکس خرید فروش

خاویر باردم

گفت وگو♦ سینمای جهان

‏علاقمندان سینمای جدید اسپانیا او را در دهه ۱۹۹۰ در فیلم آلمودووار-پاشنه های بلند و گوشت زنده- و بیگاس لونا-‏سالامی، سالامی- کشف کردند. اما تماشاگر عام در آستانه هزاره جدید او را با پیش از آن که شب آغاز شود و سپس ‏دریای درون شناخت. شگفت ترین پدیده بازیگری سینمای اسپانیایی زبان که می رود شهرتی فراتر از آنتونیو باندراس ‏به چنگ آورد. و فقط در سایه انتخاب نقش های هر چند کوچک، اما درست که حاصل آن نامزدی اسکار برای دومین ‏بار است. بازیگری که هم اکنون پس از دریافت جایزه گولدن گلاب برای بازی در فیلم برادران کوئن به عنوان محتمل ‏ترین بارنده اسکار نقش مکمل مرد نامش بر سر زبان ها افتاده است: خاویر باردم….‏

bardem1.jpg

گفت و گو با خاویر باردم ‏
‎بازیگری حفاظت از کودک درون است‏‎

خاویر آنخل انسیناس باردم متولد اول مارچ ۱۹۶۹ لاس پالماس د گران کاناریا، جزایر قناری است. جوان ترین عضو ‏خانواده ای بود که همگی بازیگر بودند. پدربزرگش رافائل نیز بازیگر و دایی اش خوآن آنتونیو باردم کارگردان بود. او ‏نیز از شش سالگی با بازی در مینی سریال رذل[فرناندو فرنان گومز] عملاً شغل خانوادگی را پیشه کرد. سال های ‏نوجوانی اش به بازی در سریال های تلویزیونی و بازی در تیم ملی راگبی اسپانیا گذشت. مدتی نیز با یک گروه تئاتری ‏دور اسپانیا گشت. در ۱۹۹۱ شاهین اقبال در هیبت پدرو آلمودووار به سراغش آمد و فرجام کار حضور در فیلم پاشنه ‏های بلند بود. سال بعد اولین نقش عمده سینمایی خود را در ۱۹۹۲ در فیلم سالامی، سالامی به کارگردانی بیگاس لونا ‏بازی کرد. هنگام بازی در این فیلم با پنه لوپه کروز جوان آشنا شد و تا مدت ها بعد روابطی عاشقانه با وی به هم زد. ‏خاویر با فیلم سالامی، سالامی شهرتی به زد و در میان زنان به عنوان سمبل سکس به محبوبیتی عظیم دست یافت. بعد ‏از این فیلم بود که سیل پیشنهادها برای بازی در نقش هایی مشابه به سوی وی سرازیر شد. اما خاویر تمامی این ‏پیشنهادها را رد کرد تا نقش هایی متفاوت را بازی کند. متفاوت ترین نقش اش پس از حضور در یک دوجین فیلم ‏اسپانیایی چند سال بعد نصیب اش شد. بازی در نقش نویسنده همجنسگرای کوبایی رینالدو آره ناس در فیلم پیش از آن که ‏شب آغاز شود[۲۰۰۰] به کارگردانی جولین شنابل که خاویر را به شهرتی جهانی رساند. پس از این فیلم بود که بخت ‏حضور در آثار کارگردان هایی چون مایکل مان، میلوش فورمن و برادران کوئن نصیبش شد. ‏

خاویر تاکنون برای بازی در فیلم های اسپانیایی و غیر اسپانیایی بیش از ۵۰ جایزه بین المللی و معتبر دریافت کرده از ‏جمله چهار بار برنده جایزه گویا[برای فیلم های فرصت اندک، دهان به دهان، دوشنبه های آفتابی، دریای درون]، جایزه ‏بافتا، گولدن گلاب و جایزه اتحادیه بازیگران برای پیرمردها وطنی ندارند شده و هم اکنون نامزد اسکار بهترین بازیگر ‏نقش مکمل برای بازی در همین فیلم است و از هم اکنون بسیاری بر سر برنده شدن وی شرط بسته اند. اتفاقی که اصلاً ‏دور از انتظار نخواهد بود.‏

bardem2.jpg

‎کارکردن با برادران کوئن برای تان معرف چیست؟‎
وقتی در سال های هشتاد ‏Blood Simple‏ را کشف کردم، تازه داشتم به صورتی جدی کار هنرپیشگی را شروع می ‏کردم. شوک به من وارد شد. از آن زمان پیگیر کارهای شان هستم. وقتی از طرف سینمای آمریکا شروع به دریافت ‏پیشنهاد کار کردم-بعد از دو فیلمی که به آن ها افتخار می کنم پیش از آن که شب آغاز شود و دریای درون- مدیر برنامه ‏ام از من پرسید دوست داری با چه کارگردان هایی کار کنی و من در درجه اول اولویت از کوئن ها نام بردم.‏

‏<‏strong‏>چه چیز دنیای آن ها شما را تحت تاثیر قرار می دهد؟<‏‎/strong‏>‏
شیوه بسیار شخصی شان در قرار دادن شخصیت هایی آسیب پذیر در موقعیت هایی که به صورت همزمان خنده دار و ‏غم انگیز هستند. فیلم های شان کاملاً محسوس و در حین حال دست نیافتنی هستند. اما تصور نمی کردم یک روزی ‏امکان کار کردن با آن ها را پیدا کنم، چون فیلم های شان به شدت آمریکایی است. ولی معجزه شد، چون در پیرمردها ‏وطنی ندارند نقشی برای من خارجی وجود داشت. در اولین ملاقات مان باید به آنها نشان می دادم چه قدر با نقش شیگور ‏مشکل دارم. بهشان گفتم: "من انگلیسی حرف نمی زنم، رانندگی نمی کنم و از تفنگ و خشونت متنفرم". نمی دانم کدام ‏یکی شان بود که جواب داد، برای هم این دلایل است که آنها مرا را برای این نقش می خواهند!‏
‏ ‏
‏<‏strong‏>چه نظری در مورد کارتان داشتند؟<‏‎/strong‏>‏
این دو برادر یک فرد واحد هستند و به راحتی می شود با آنها ارتباط برقرار کرد. آنها را بیشتر از قبل ستایش می کنم و ‏می دانم تا چه اندازه فروتن، محترم، خوب و طناز هستند. خیلی دوست شان دارم.‏

‏<‏strong‏>وضعیت روحی تان در طول فیلمبرداری چطور بود؟<‏‎/strong‏>‏
ایفای نقش یک قاتل دشوار است، چون که کاملاً تخیلی است. می بایستی در تاریک ترین زوایا دست به تحقیق بزنم، چرا ‏که این فرد رنج می کشد و روان او درهم شکسته شده است…. دروغ است اگر بگویم تحت تسلط نقش قرار گرفتم، اما ‏مرا به عالی ترین نحو وادار به کارکردن نمود. منی که خیلی اجتماعی هستم، کم کم از لحاظ عاطفی با بقیه گروه فاصله ‏گرفتم تا حدی که تبدیل شدم به تنها غریبه در آن چشم انداز بیابانی. تا حدی که جاش برولین متوجه شد درحال تاثیر ‏گرفتن از نقش هستم. به من گفت: "بیدار شو پیرمرد، بریم یه گیلاسی بزنیم !" او در فیلم معرکه است، اما فراتر از آن ‏دوستی برای تمام زندگی پیدا کردم. ولی برعکس تاسف می خورم که تامی لی جونز را تنها چند بار آن هم خیلی کوتاه ‏سرصحنه دیدم.‏

bardem3.jpg

‏<‏strong‏>چگونه شخصیت تان را که تقریباً در کتاب کورمک مک کارتی وجود ندارد، شکل دادید؟<‏‎/strong‏>‏
باید از آرایشگر-اشاره به مدل موی عجیب شخصیت- وبرادران کوئن اننقاد کرد که ایده این مدل مو را داشتند. مدلی که ‏نشان می دهد این شخصیت دیوانه و فاقد هر گونه طنزی است و درعقاید خودش کوچک ترین عقب نشینی نمی کند… ‏خیلی زود متوجه شدم هرچقدر که شخصیت کارلا[کلی مک دانلد] نماد معصومیت و تنها عنصر واقعاً شاد فیلم است، ‏شخصیت من معرف خشونت است. چون تمام نشانه ها موید آن است هر چیزی که سر راه شیگور قرار بگیرد، یکی بعد ‏از دیگری نابود خواهند شد. و تنها جیزی که خشونت خلق می کند، خشونت بیشتر است.‏

‏<‏strong‏>اگر یک قاتل زنجیره ای بودید…..<‏‎/strong‏>‏
اگر یک قاتل زنجیره ای بودم شما مرده بودید!( خنده )‏

‏<‏strong‏>این نقشی است کاملاً متفاوت. از آن نقش ها که به نظر اشتیاق تان را برمی انگیزد. نقش هایی هستند که شما ‏به طور خاص به دنبال شان هستند؟<‏‎/strong‏>‏
بله اما نقش ها به تعداد همان شخصیت هایی که شناخت و بازی آنها جذاب هستند، نیست. در زندگی واقعی خیلی عادی ‏با چیزها مواجه می شویم، ولی در سینما تمامی آن باید نمود داشته باشد. شخصیت های مورد علاقه ام آن هایی هستند که ‏در چالش با آنچه که هستند و آنچه که دوست دارند باشند، هستند. نقش هائی که از همان متن فیلمنامه با قدرت به شما ‏یورش می برند.‏

‏<‏strong‏>این همان موقعیت آنتون شیگور بیماری روانی با مدل موی عجیب است…. جالب است؟<‏‎/strong‏>‏
این مدل مو برای من هم زمان بامزه و آزار دهنده بود، کمی طنز را چاشنی شخصیت می کند و نشان می دهد که چیزی ‏در این شخصیت حالت عادی ندارد. او ازجایی نمی آید و به هیچ جا نمی رود و در میل و علاقه ای در رفتارش به چشم ‏نمی خورد. کمی مثل یک ماشین. چالش، انسانی کردن این ماشین بود. بازی کردن حس وظیفه شناسی او در جنبه ‏انسانی و از سمت دیگر رفتاری های روزانه مانند آب ریختن در یک لیوان یا تلفن کردن… او هیچ ساختاری ندارد، تا ‏زمانی که صحبت عمل به تکلیف در میان است. او مثل یک کوسه زندگی می کند، این جنبه شخصیت او را دوست دارم.‏

bardem4.jpg

‏<‏strong‏>به نظر خوش شانس هم هست. در مورد خوش شانسی خودتان چه می گویید؟<‏‎/strong‏>‏
خوش شانس هستم، ولی همه چیز را از صدقه سر شانس به دست نیاورده ام. می دانم خوش اقبال بودم که این جا هستم. ‏واقعاً. فکر نمی کنم استعداد شگرفی داشته باشم. من بهتر با بدتر از هزاران بازیگر دیگر نیستم. فقط شانس این را داشته ‏ام که مثل خیلی ها سخت کار کنم.‏
‏ ‏
‏<‏strong‏>آیا وسوسه شدید فیلم های دیگری در مورد قاتلین زنجیره ای نگاه کنید؟<‏‎/strong‏>‏
بله و بیشتر ازهمه به رابرت میچم در شب شکارچی و کوین اسپیسی درهفت فکر می کردم. این قاتلین در چیزی التیام ‏ناپذیر مشترک هستند. اما می ترسیدم از آنها تقلید کنم.‏

‏<‏strong‏>نترسیدید که زیادی جلو بروید و تبدیل به کس دیگری بشوید؟<‏‎/strong‏>‏
من تمام تلاشم را برای فاصله گرفتن از نقش می کنم، به خصوص که باید انگلیسی صحبت می کردم و خودم را اول از ‏یوغ زبان رها می کردم. با این وجود بر تمام مراحل بازگشتم به خود نظارت دارم. من وسوسه آماده سازی قبل ار ایفای ‏نقش را دارم. فی البداهه کار بسیار بدی هستم. به یک خط و مسیر احتیاج دارم…..‏
‏ ‏
‏<‏strong‏>شما مشخصا در نقش های درام ظاهر شده اید. آیا در این ژانر خودتان را راحت تر حس می ‏کنید؟<‏‎/strong‏>‏
ژانرها برای شکسته شدن درست شده اند، طنزی قوی در دریای درون و دوشنبه های آفتابی یا پیرمردها وطنی ندارند ‏وجود دارد…. اغلب در موقعیت های عجیب و یا غمگین است که طنز بروز می کند…. به هنگام خاک سپاری خنده تان ‏می گیرد، درحالی که پدرخودتان است که به خاک سپرده می شود. آن چنان به لحاظ روانی تحت فشار هستید که ‏ناخودآگاه این لحظات مسخره را خلق می کنید تا اجازه دهد که آسوده شوید. این لحظات بسیار خنده داری است. چنین ‏لحظاتی برایم جذاب تر است، تا از این که به مدت دوساعت در یک فیلم کمدی بامزه بازی کنم.‏

bardem5.jpg

‏<‏strong‏>آیا کاری هست که در برابر دوربین انجام ندهید؟<‏‎/strong‏>‏
جذابیت بازیگری درست در همین بازی است. زمانی که کودک بودید را به یادتان می آورد. وقتی که خودتان را جای ‏Darth Vader‏-شخصیت منفی سری فیلم جنگ ستارگان- تصور می کردید( ادای او را در می آورد). جذاب ترین چیز ‏هنرپیشگی بازگرداندن شما به دوران کودکی است، زمانی که خودتان را به جای کس دیگری می زنید. ‏

‏<‏strong‏>پس برای شما بازیگران کودکان بزرگ سال هستند؟<‏‎/strong‏>‏
کاملاً. برای بازیگر شدن باید از کودک درون تان به هر شکلی محافظت کنید، چیزی که شاید در نگاه اول بچه گانه ‏بنماید. چرا که بچه ها غرور زیادی دارند. تکبر قاتل شادی و هنر است. باید گذاشت که بچه درون تان شما را به جایی ‏ببرد که دیگر ادا درنمی آورید، جایی که ساده و بی پیرایه هستید. اما باید به اندازه کافی پخته باشید تا کودک درون تان ‏همه چیز را به دست نگیرد.باید مسئول موادی که برای دست یافتن به اعمال افراد به دست تان می دهند، باشید. ‏

‏<‏strong‏>بین پیرمردها وطنی ندارند و عشق سال های وبایی فقط بیست روز وقت آزاد داشتید….<‏‎/strong‏>‏
فلورانتو که از نوجوانی تا پیریش را در عشق سال های وبایی بازی می کنم معرف عشق ابدی است هیچ راهی بهتر از ‏این برای دور کردن آنتون از خودم نمی توانستم تصور کنم.‏
‏ ‏
‏<‏strong‏>بازی به انگلیسی برای تان مشکل بود؟<‏‎/strong‏>‏
یک نبرد واقعی بود. باید به زبان تسلط داشت. وقتی با زبان مادری خودتان سروکار ندارید، کلمات دشوار هستند. میان ‏حرف زدن و بازی کردن به انگلیسی تفاوت زیادی هست. مخصوصاً وقتی که در تلفظ لغت ها استاد نباشی، تقریباً ‏غیرممکن است. ‏

‏<‏strong‏>آیا فکر می کنید بتوانید یک کارنامه واقعی در هالیوود شکل بدهید؟<‏‎/strong‏>‏
آنتونیو باندراس درهای هالیوود را روی تمام هنرپیشه های اسپانیایی باز کرد، ما مدیون او هستیم. من ساکن مادریدم و ‏انتظاری جز بازی در کشورم ندارم. ولی اگر پیشنهاد کاری از سمت هالیوود بیاید، به جایی خواهم رفت که کار هست.‏

‏<‏strong‏>شما اولین بازیگر اسپانیایی هستید که نامزد جایزه اسکار شدید. چه احساسی دارید؟‎ ‎
یک شوک واقعی بود وهم این طور افتخار. اما اهمیت زیادی به آن نمی دهم. دوست دارم مورد پسند واقع شوم، اما این ‏ارتباطی با تمایل به شماره یک بودن ندارد. در آمریکا همیشه باید اول بود، در حالی که در اروپا از داشتن نقش ششم هم ‏خیلی راضی هستیم!


مهارتهای روانشناسانه در کوهنوردی

 

پسورد فایل:

لینک دانلود -

icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • قسمت نظرات برای این مطلب غیر فعال شده است.