عکس خرید فروش

درباره فیلم «دماغ» ساخته فرزاد موتمن

درباره فیلم «دماغ» ساخته فرزاد موتمن
مرد فیل‌نما و دختری با دماغی بزرگ
جام جم آنلاین: فیلم «دماغ» که جمعه بعد از ظهر از شبکه یک سیما به نمایش درآمد از چند منظر فیلمی ‌بود که ارزش دیدن را داشت. این فیلم را فرزاد موتمن کارگردانی کرده بود؛ کارگردانی که برای سینما دوستان نامی‌آشناست و آنهایی که به سینمای متفاوت علاقه‌مند هستند، حتما فیلم «شب‌های روشن» به کارگردانی او را به یاد دارند، آن را فیلم ارزشمندی برای سینمای ایران می‌دانند.

فیلمی‌که با اقتباس از رمان شب‌های روشن نوشته داستایوفسکی ساخته شد و نشان داد که سینماگران ایرانی قدرت خوبی در اقتباس آثار ادبی جهان دارند؛ چون این آثار را خوب می‌شناسند و با فضای آنها آشنا هستند. موتمن در شب‌های روشن نشان داد که با ادبیات آشناست و باور دارد که آدم‌های اهل فرهنگ زندگی را از منظری دیگر نگاه می‌کنند منظری که شاید برای عموم مردم قابل درک نباشد.

حالا پس از گذشت چند سال از ساخت فیلم شب‌های روشن و تجربه‌اندوزی موتمن در زمینه ساخت چند فیلم سینمایی و تلویزیونی این کارگردان فیلمی ‌متفاوت را برای تلویزیون کارگردانی کرده است؛ فیلمی‌ با نام دماغ که از نامش پیداست محور اصلی آن درباره برجسته‌ترین عضو صورت است. موضوعی که نزدیک شدن به آن درایت می‌خواهد چون دماغ می‌تواند سازنده خود را به بیراه بکشاند یا او را به ورطه لودگی و هجو وارد کند. اما موتمن از این موضوع لبه تیغی فیلمی‌دیدنی و درخور تامل برای تلویزیون ساخته است، رسانه‌ای که میلیون‌ها بیننده دارد و سازنده اثر اگر بدرستی آن را روایت نکند حتما نابودی خود را امضا کرده است، بویژه کارگردانی که تاکنون نشان داده اهل اندیشه است و در پس آثارش تفکری او را حمایت می‌کند.

فیلم دماغ فیلمنامه حساب شده و جسورانه‌ای داشت، جسورانه از این جهت که شخصیت اصلی آن که دختر جوانی بود از طبقه پایین اجتماع انتخاب شده بود، طبقه‌ای که زن‌های درون آن بیشتر بر اساس «دار و ندار» خانواده خود مورد پسند مردان قرار می‌گیرند و به خانه بخت می‌روند؛ در چنین طبقه‌ای یک دماغ بزرگ و نامتناسب برای یک دختر دم‌بخت می‌تواند هزار مشکل را به وجود بیاورد و خواستگاران او را از دم در برگرداند. این تم می‌تواند تم و ایده خوبی برای یک فیلم کمدی سطحی باشد؛ اما همین ایده وقتی از فیلتر افکار صاحب اندیشه عبور می‌کند تبدیل به یک آسیب می‌شود که می‌تواند دختری جوان را با چالش‌های جدی روبه‌رو کند. به دلیل همین نگاه آسیب شناسانه است که فیلم دماغ را می‌توان یکی از فیلم‌های خوب اجتماعی تلویزیون دانست؛ فیلمی‌که با همین نگاه آسیب شناسانه به مدیران رسانه ملی این اطمینان را داده است که به موضوعی نزدیک شوند که در ظاهر رنگ و لعاب سطحی دارد.

شخصیت‌های فیلم دماغ شخصیت‌های ملموسی بودند که دور از هر گونه شعار زدگی زندگی خود را روایت می‌کردند. شخصیت‌هایی که در جنوب شهر زندگی می‌کردند و زندگی آنها بسیار شبیه زندگی دیگر شخصیت‌هایی بود که تاکنون آنها را در فیلم و سریال‌های زیادی دیده‌ایم. خانواده‌ای کم درآمد که صاحب ۳ فرزند دختر و پسر بودند. پدر خانواده با موتور خود کار می‌کرد. پری، دختر دوم خانواده دیپلم گرفته بود؛ اما به دلیل تنگدستی خانواده نمی‌توانست ادامه تحصیل بدهد و مادر ذهن او را برای ازدواج آماده می‌کرد؛ اما پری با دماغ بزرگی که داشت، نمی‌توانست مورد قبول خواستگاران قرار گیرد. به همین دلیل، جراحی دماغ برای پری از ادامه تحصیل مهم‌تر شد. کار کردن پنهانی پری برای او و خانواده‌اش دردسرهایی را به وجود آورد که شاید شبیه دیگر آثار تلویزیونی و سینمایی بود؛ اما آنچه باعث کشش داستان فیلم دماغ و ترغیب بیننده به پیگیری داستان فیلم شد این بود که بیننده دوست داشت ببیند پری با مشکل دماغ خود چه می‌کند.

نمایش فیلم «دماغ» در تلویزیون نشان‌دهنده این است که رسانه ملی نسبت به معضلا‌ت کوچک و بزرگ جامعه هم بی‌تفاوت نیستنویسنده و کارگردان فیلم وقتی مشکل شخصیت اصلی فیلم را مطرح کردند و او را در مرکز دید بیننده قرار دادند نمایش مشکلات دیگر شخصیت‌ها را آغاز کردند و افرادی را که پری با آنها در ارتباط بود و از آنها تاثیر می‌گرفت را به نمایش گذاشتند. افرادی که هر کدام به نوبه خود مشکل پری را مهم یا پیش پا افتاده جلوه می‌دادند و این برخوردها تا جایی پیش رفت که پری تصمیم گرفت به جای جراحی بینی نوع نگاه خود را به زندگی تغییر دهد و این تغییر به وسیله کتاب و فرهنگ‌سازی رخ داد. شناخت پری از کتابی با نام مرد فیل‌نما و آشنایی او با مرد جوان کتابفروش باعث شد تا او خود را به دنیای جدیدتری بسپارد. موتمن در فیلم دماغ مانند فیلم شب‌های روشن نشان داد که توجه به فرهنگ و مطالعه می‌تواند نگرش آدم‌های جامعه را به موضوعات روز مره زندگی کاملا تغییر دهد.

فیلم دماغ در کنار فیلمنامه حساب شده با استفاده ازحضور بازیگران خوب توانسته بود قصه خود را ملموس‌تر و باورپذیرتر نمایش دهد. انتخاب ژاله صامتی برای بازی در نقش مادر پری یکی از انتخاب‌های خوب موتمن بود؛ صامتی هر چند در چند سال اخیر کمتر در فیلم‌ها و سریال‌ها دیده می‌شود اما آنهایی که آثار سینمای ایران را پیگیری می‌کنند، می‌دانند که او بازیگر توانمندی است که در فیلم‌هایی مانند سایه به سایه، قاعده بازی و رفیق بد بازی کرده است، تجربه‌های زیادی در تئاتر دارد و می‌داند که چگونه باید نوع بازی خود را با متن سناریو هماهنگ کند. صامتی در فیلم دماغ، مادری جنوب شهری بود که می‌دانست اگر اقتدار خود را به رخ فرزندان خود نکشد، شیرازه زندگی او از هم پاشیده خواهد شد. رضا خندان بازیگر نقش پدر پری هم انتخاب مناسبی بود هر چند موتمن در نوع بازی و شخصیت‌پردازی او دقت کافی را به خرج داده بود تا این شخصیت تبدیل به پدری دیکتاتور در فیلم سینمایی «دو زن» نشود. بازیگر نقش پری هم بازیگری تازه کار بود که مخاطبان تلویزیون او را تاکنون ندیده بودند، شخصیتی که اجرای آن را به او سپرده بودند کاملا شناخته بود و با نوع بازی خود نشان داد که با او ارتباط برقرار کرده است و فهمیده که موتمن چگونه بازی از او می‌خواهد. به همین دلیل این بازیگر در تمام طول فیلم با این آگاهی مقابل دوربین رفته بود که نباید بیان و نوع بازی او باعث خنده بیننده شود، بلکه مخاطب باید مشکل او را درک کند تا بتواند در برابر مشکلی شبیه آنچه ذهن پری را به خود مشغول کرده بود، تصمیم مناسبی بگیرد.

تولید و نمایش فیلم‌هایی مانند دماغ و «ای دوست مرا به خاطر بسپار» در تلویزیون نشان دهنده این است، اگر رسانه ملی ساخت آثار با موضوعات همه‌گیر و در عین حال حساس را به افراد کاربلد بسپارد، نتیجه کارنمایش آثاری می‌شود که نشان‌ می‌دهد تلویزیون نسبت به معضلات کوچک و بزرگ جامعه بی‌تفاوت نیست و می‌تواند برای آنها راه‌حل‌های خوبی داشته باشد از طرفی تلویزیون در چند ماه اخیر با نمایش تله فیلم‌هایی که نام برده شد و فیلمی ‌مانند چشم‌های تقریبا نگران نشان داد که تولید تله فیلم در تلویزیون چنان‌که گروهی می‌پندارند، دیگر بسادگی گذشته نیست.

طاهره آشیانی


درباره فیلم «دماغ» ساخته فرزاد موتمن

persianv

مصائب شیرین

 

پسورد فایل:

لینک دانلود -

icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۰ مرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • قسمت نظرات برای این مطلب غیر فعال شده است.