عکس خرید فروش

مصاحبه با امین حیایی به بهانه اکران اخراجی‌ها

   
ترجیح می‌دهم بازیگر باشم
 هم در سینما و هم در تلویزیون امین حیایی حضور پر رنگ‌تر و اثر گذاری در طول تعطیلات داشت. ادامه نقش اش در «اخراجی‌ها‌ ۲» بخشی از دلایل فروش غیر منتظره و غیر قابل باور دومین فیلم بلند مسعود ده نمکی بود و حضور یکباره و غیر منتظره اش در «کلاه قرمزی ۸۸» و بده بستان با کلاه قرمزی، سورپرایز ویژه اش در پر بیننده ترین مجموعه تلویزیونی تعطیلات ارزیابی شد.
از آن روز که حیایی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد جشنواره فجر را به دست آورد حدود یک سال و نیم و از آخرین گفت‌وگوی «نسیم» با او حدود ده سال و نیم می‌گذرد. برای همین خواندن حرف‌ها‌یش در حوالی این روزها جذاب است؛ حرف‌ها‌یی که مواضع حیایی را نسبت به برخی انتقادها و به سبک بازی‌اش و انتخاب‌ها‌یی که کرده، روشن و واضح کند.

 چطور سر از اخراجی‌ها‌ی دو درآوردید. اجباری در کار بود یا نه؟

اجبار که در کار نیست؛ چاره ای نداشتیم! [خنده] جمعی که در قسمت اول دور هم جمع شد؛ جمعی بسیار صمیمی ‌بود و برای همه رفاقتی به وجود آورد که ما پای آن رفاقت ایستادیم. اگر شرایط بهتر یا بدتر شود، به خودمان می‌قبولانیم که این شرایط هست. البته فکر می‌کنم شرایط کار، از قسمت قبلی خیلی بهتر شد. راحت‌تر بازی کردیم و در موقعیت کار قرار گرفتیم.

 در چند وقت اخیر، در فیلم‌ها‌ی پر بازیگری حضور داشتید، این پر کاراکتر بودن فیلم‌ها‌ گاه باعث ایجاد یک سوء تفاهم می‌شود …

چه سوء تفاهمی؟

 خب این فیلم‌ها‌ اکثرا ً طنز بو ده اند و موقعیت‌ها‌یی شبیه به هم داشته اند …

ساخته شدن این دست فیلم‌ها‌ در تمام جهان یک جریان جاری است. اگر در ایران بگوییم فقط یک نفر نقش اول داشته باشد و بقیه مکمل اند، حرف صحیحی نیست. قدیم بله، همین یک نفرها بودند. فقط یک فردین داشتیم، یک بهروز وثوقی … این‌ها‌ سینما را می‌چرخاندند. الأن این شکل جواب نمی‌دهد. یک کار تیمی‌ در سینما واقعا ً لازم است. تیمی ‌که خوب و قوی عمل کنند تا یک کار گروهی با قواعد درست تحویل بدهند. مثل «مهمان مامان» داریوش مهرجویی یا «دایره زنگی» که کارهای نتیجه بخشی بوده‌اند. این گونه فیلم‌ها‌ به نظرم باید جا بیفتند تا همه بتوانند توانایی‌ها‌یشان را نشان بدهند.
 
 می‌گویند کار کردن با مسعود ده نمکی و بازی در «اخراجی‌ها» حاشیه‌ها‌یی داشت؛ این حاشیه را چطور می‌بینی؟
من اطلاعی از حاشیه‌ها‌یی که اطراف آقای ده نمکی است، ندارم. در واقع وقتی به گروه پیوستم دانسته‌ای از سابقه ایشان نداشتم، فقط می‌دانستم مدیر روزنامه «جبهه» بودند. بعدها چیزهایی دیگر را به اطلاع رساندند که تأثیری بر من و کار من نداشت. ده نمکی آدم صادق و رو راستی است. یعنی چند چهره ندارد و کارش را در بخش جنگ و دفاع مقدس خوب بلد است و به اندازه ای که نیاز داشتیم به ما کمک کرد. در بخش‌ها‌ی دیگر کار هم گروه حرفه‌ای، کار را تکمیل کرد.
 خودت که جنگ را از نزدیک لمس نکرده‌ای، بازی کردن در «اخراجی‌ها» چقد  دیدگاهت را نسبت به جنگ ایران و عراق عوض کرد؟
به هر حال ما بزرگ شده جنگ هستیم، فرق نمی‌کند که در جبهه حضور داشته ایم یا نه. عوارض جنگ در زندگی همه ما حضور دارد. ما جنگ را لمس کرده ایم. و این که تأثیرات جنگ هنوز هم بر روی خود ما، زندگی‌مان و اجتماع‌مان وجود دارد.

 فیلمنامه اخراجی‌ها‌ی یک برایت بیشتر جذاب بود یا دو؟

هر دو جذابیت خودشان را دارند. در قسمت دوم، موقعیت‌ها‌ عوض شد و بر پایه آن جذابیت‌ها‌ی قسمت دوم شکل گرفت.
 
 در یکی از گفت و گوهایت گفته بودی: «اگر نقش طنزی به من پیشنهاد شود، سعی می‌کنم شبیه به هم بازی نکنم، طوری که تداعی‌گر نقش دیگری از من باشد». برای این تمایز چه کار می‌کنی؟
هر شخصیتی یک کاراکتر خاص دارد. حتی در زندگی معملی شما کمتر پیش می‌آید دو نفر را پیدا کنید که شبیه هم باشند. امکان دارد از لحاظ ظاهر شبیه هم باشند اما درون مایه و رفتارهای آنها با هم فرق می‌کند.
در نقش‌ها‌ی مشابه من دنبال این تفاوت‌ها‌ هستم امکان دارد در چند فیلمنامه نقش یک لات را برای من در نظر گرفته باشند، یکی از این لات‌ها‌، مثلا ً لات کلاه شاپویی است که ادبیاتش با لات دیگری که مثلا ً مدرن است و الأن می‌بینیم در جامعه، فرق می‌کند. قدیم هم تیپ‌ها‌ی متفاوتی از شخصیت لات وجود داشت. یکی مثل بهمن مفید بود و دیگری تیپ نقش‌ها‌ی مرتضی عقیلی. ما باید فاوت تیپ‌ها‌ی یک نقش را پیدا کنیم و خودمان را به آنها نزدیک کنیم.
 تو سال گذشته برای فیلمی‌ سیمرغ گرفتی که ماهیتش متفاوت بود از سایر فیلم‌ها‌یت. طنز نبود…
 چرا، نقش من طنز بود…

  اما فضای فیلم فرق می‌کرد.

بله ولی من به نقشم وجه طنز دادم.

 یعنی ترجیح می‌دهی به عنوان بازیگر فیلم‌ها‌ی طنز شناخته شوی؟

ترجیح می‌دهم بازیگر باشم. من دوست دارم مردم را شاد کنم و دادن وجه طنز به نقش برای خودم نیست. یک جا اما سینما فقط سینمای جنگ و ملودرام و گریه است، شاید آنجا نشود این کارها را کرد.
 
 بحث‌ها‌ی زیادی پیرامون دستمزد بازیگرهای «اخراجی‌ها» شد. بسیاری اعتقاد داشتند بازیگران با دریافت دستمزدهای بالا وارد این فیلم شدند. نظرات راجع به این ماجرا چیست؟
من مشابه آن دستمزدی را که برای کار قبلی‌ام داشتم، برای بازی در اخراجی‌ها‌ی ۲ گرفتم. البته توقع داشتیم دستمزد بیشتری بهمان بدهند، اما بودجه اجازه نمی‌داد. بچه‌ها‌ی سینما خیلی نیازمند مادیات نیستند، بیشتر شایسته احترام هستند. اگر این چنین بود که سینما را انتخاب نمی‌کردند. به نظرم علاقه بچه‌ها‌ باعث شد تا گروه دوباره کنار هم جمع شوند. ما بیشتر پایبند یک سری موازین اخلاقی هستیم.
 در مورد داوری جشنواره در مورد اخراجی‌ها‌ چه نظری داری؟
فیلم‌ها‌ی زیادی هستند که در جشنواره حضور دارند، توانایی نشان می‌دهند و هر کس اگر داوری درست انجام شود به حق‌اش می‌رسد. این نیست که بگوییم فیلمی ‌که ما کار کرده ایم حتما ً بهترین است.

 اما در مورد خود تو بسیار طول کشید تا به سیمرغ بلورین برسی.

به نظرم این اتفاق دیر نیفتاد و خیلی به موقع بود. اول ظرفیت برایم ایجاد شد و بعد جایزه گرفتم. شاید اگر زودتر این اتفاق می‌افتاد ظرفیت نداشتم، شاید خودم را گم می‌کردم. شاید اصلا ً یک کار دیگری می‌کردم! [خنده]

 در تعطیلات غیر از «اخراجی‌ها‌ی ۲»، یک حضور پر رنگ دیگر هم داشتی که حسابی دیده شد. «کلاه قرمزی ۸۸». چطور سر از این کار درآوردی؟

من شخصیت کلاه قرمزی را دوست داشتم و این که در سال‌ها‌ی کودکی برنامه‌ها‌یی را که آقای جبلی و طهماسب می‌ساختند دنبال می‌کردم و برایم جذابیت داشتند. کارهای طهماسب و جبلی، همیشه مورد توجه بوده و دیده شده است و در مورد «کلاه قرمزی»، فیلم سینمایی آن جزء پر فروش‌ترین و پربیننده‌ترین فیلم‌ها‌ی تاریخ سینمای ایران است. من با جبلی و طهماسب قبلا ً به صورت‌ها‌ی مختلف کار کرده بودم و اعتقاد دارم تیم موفقی دارند. همین آشنایی و موفقیت کار آنها باعث شد تا دوست داشته باشم با آنها کار کنم و در برنامه ای که برای عید ساخته می‌شد حضور داشته باشم. 
  

مصاحبه با امین حیایی به بهانه اکران اخراجی‌ها

Seemorgh . com

 

پسورد فایل:

لینک دانلود -

icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۰ شهریور ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • قسمت نظرات برای این مطلب غیر فعال شده است.