عکس خرید فروش

رادان، گلزار و حیایی را من بازیگر کردم!!

رادان، گلزار و حیایی را من بازیگر کردم!!

تصمیم گرفتیم گفت و گو را دو نفره انجام دهیم تا اگر حسین فرح بخش رک گویی‌های مصاحبه هشت سال قبل را به یاد آورد، بحث به جا‌های باریک نکشد. اما او این بار…



 حسین فرحبخش ادعا می‌کند فقط با معرفی ستاره‌ها و ساخت فیلم‌های خوب، رگ خواب مخاطب را می‌شناسد
 
وقتی «آقای هفت رنگ» اکران شد، بهترین بهانه برای گفت و گو با حسین فرحبخش – به عنوان یکی از تهیه کننده‌های فیلم‌هایی که در این سال‌ها تقریبا همگی پرفروش بودند به دست آمد، تهیه کننده ای که به عنوان یکی از متهمان اصلی مافیای سینمای ایران از او نام برده می‌شود. عملی شدن این گفت و گو با فرح بخش زمان اکران «شب‌های تهران» که آرام آرام به یک بحث تند نزدیک به دعوا تبدیل شده بود، این ترس را ایجاد کرد که این بار هم کار به برخورد فیزیکی برسد. پس تصمیم گرفتیم گفت و گو را دو نفره انجام دهیم تا اگر حسین فرح بخش رک گویی‌های مصاحبه هشت سال قبل را به یاد آورد، بحث به جا‌های باریک نکشد.  اما او این بار خیلی آرام‌تر و با طمانینه‌تر به سوال‌ها پاسخ داد و البته مثل دفعه قبل  آرام آرام پرحرارت شد. ولی گفت و گوی خوبی شد که بخشی از این خوب شدن به صریح صحبت کردن‌های فرح بخش بر می‌گشت. اما حقیقتش را بخواهید شنیدن فایل صوتی گفت و گو از خواندن آن هیجان انگیزتر است و مطمئنا بخشی از این جذابیت زمان مکتوب شدن  از بین رفته است. حسین فرح بخش آن قدر صریح، بدون هیچ ملاحظه و پروایی نظراتش را گفت و حکم داد که احتمالا این گفت وگو خیلی‌ها را برای پاسخ دادن، دست به کار می‌کند. به هر حال این تمام پاسخ‌های صریح حسین فرح بخش در مقابل سوال‌های صریح ماست و گروه سینمایی منتظر جواب‌ها و نظراتی است که شاید این گفت و گوی بی پرده آن‌ها را به ذهن بیاورد.

 معمولا اهالی سینما می‌ترسند همزمان با این که فیلمی از فرح بخش اکران می‌شود، فیلم شان را اکران کنند. واقعا مافیایی وجود دارد؟
بهتر است من اول کلمه مافیا را معنی کنم. این کلمه مال ایتالیایی‌هاست و خب، بعد از آن هر وقت خواستند درباره تکشیلات مهمی حرف بزنند کلمه مافیا را به کار می‌برند اما نباید به کلمه مافیا توهین کنیم، کلمه مافیا خیلی بزرگ است. من فکر می‌کنم اصلا در ایران در هیچ زمینه، مافیایی نداریم اما درباره سینما سینمایی که ۸۰ درصدش دولتی است و تمام قدرتش دست دولت است و کسی بدون اجازه دولت نمی‌تواند نفس بکشد و دولت قانون‌هایی دارد برای این که چطور یک فیلم ساخته شود، چطور نمایش داده شود و…. و این کلمه خنده آور است و آن‌هایی که می‌گویند، خودشان می‌دانند که حرف خنده‌داری می‌زنند. این دوستانی هم که به محض اکران یک فیلم، بحث فرهنگی راه می‌اندازند می‌خواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند. این افراد می‌گویند خودشان سینمای فرهنگی هستند و به ما می‌گویند سینمای گیشه ای. اما از نظر من دو نوع سینما بیشتر وجود ندارد: یکی سینمای مخاطب عام و دیگری سینمای مخاطب خاص. مخاطب عام که معنی‌اش مشخص است و سینمای عامه مردم است. سینمای مخاطب خاص هم سینمایی است که تعریف مشخصی دارد، یعنی مشق شب، بانوی اردیبهشت، زیر پوست شهر، کلوز آپ، زمانی برای مستی اسب‌ها، زیر درختان زیتون، بادکنک سفید، لاک پشت‌ها پرواز نمی کنند و..این فیلم‌ها معنا دارند و نه هر مزخرف و چرت و پرتی. چند وقت پیش در اصفهان، فیلمی را که این روز‌ها برایش سرو صدا راه انداخته‌اند نشان می‌دانند که مدیر سینما وسط فیلم، فیلم را قطع کرد و چراغ‌ها را روشن کرد و از مردم عذرخواهی کرد و گفت دیگر از این کار‌ها نمی‌کنم و پول بلیت مردم را هم پس داد چون فحشش داده بودند. به این فیلم نمی‌گویند فیلم خاص، فیلم خاص معنا دارد. دولت فرانسه بودجه سالیانه در اختیار سینما تک قرار می‌دهد که فیلم‌های فرهنگی برای مخاطب خاص نمایش دهد، نه هر فیلمی، فیلم که استاندارد دارد، نه هر فیلمی که نمی‌فروشد و نمی‌تواند با مخاطب ارتباط بر قرار کند. شما بیایید ببینید این سینمایی که اسم مخاطب خاص رویش است پول‌هایش را از کجا آورده؟ همه پول‌هایش از دولت آمده.
 
 آن‌ها هم همین ادعا را دارند که همه فیلم شان را از هزینه بخش خصوصی ساخته اند.
نه، همه اش پول دولت است. یک نفر آن‌ها ثابت کنند پولشان از بخش خصوصی است. اما دولت به من چه می‌دهد؟ مثلا من این فیلم «آقای هفت رنگ» را ساختم، دولت به من چه داده؟
 
 خب، دوربین را هم از فارابی نگرفتید؟
نه عزیز من، دوربین را از فارابی نگرفتم. وقتی دوربینی سر ده فیلم می‌رود و می‌آید استهلاکش به صفر می‌رسد، نه دوربینی که ۲۰ سال دارد اجاره داده می‌شود و شش برابر پولش را در آورده است. اگر همین فارابی اجازه بدهد نگاتیو را تاجر وارد کند، بعد می‌بینید که از طریق بخش خصوصی نگاتیو ارزان‌تر می‌شود. اصلا سوبسیدی در کار نیست. سوبسید را بنده می‌دهم که فیلم می‌فروشد یک میلیارد اما شش ماه پولم دست سینما دار می‌ماند و تا من بخواهم پولم را از سینما دار بگیرم بهره‌اش را او می‌برد. من سال ۸۰ ۷۹ دو تا فیلم داشتم و ۵۰۰ میلیون تومان از سینمادار طلبکار بودم، فارابی هم به من برای «آواز قو» و «شب‌های تهران» وام داده بود و آن زمان از من ۸۷ میلیون بهره گرفت. به معاون وزیر آن وقت گفتم که این سوبسید را من دارم می‌دهم. به من وام دادند و از من بهره‌اش را گرفتند، من سند دارم. این سوبسید همه اش حرف است، سوبسید دولت می‌دانی چیست؟ پول‌هایی است که می‌دهند به این افراد تا بروند فیلم بسازند. سال‌هاست که از سوبسید خبری نیست. این سوبسید فقط مفهومی است که در افکار عمومی وجود دارد، آن آقایانی که می‌گویند ما ۱۰۰ تا فیلم پشت اکران داریم، آن فیلم‌ها مال دولت است و اصلا خود آن‌ها طالب نیستند که فیلم اکران شود چون اگر اکران شوند باید پول دولت را پس بدهند. این فیلم‌ها فیلم‌هایی هستند که حتی کسی در شبکه ویدیوئی هم حاضر نیست آن‌ها را تماشا کند. این موضوع را باید باز کنیم که آقایی که می‌گویی این پول‌ها مال شما نیست، شما دروغ می‌گویی. شما این پول‌ها را از کجا می‌آوری که می‌گویی فیلم فرهنگی و هنری می‌سازی و بعد فیلمت اکران نمی‌شود و دوباره فیلم می‌سازی؟ پول این فیلم‌ها را از کجا می‌آوری؟ ارث پدری داری؟ گنج قارون داری؟ ما که می‌دانیم پشت پرده‌شان مال دولت است. دولت هم فقط ارشاد و فارابی نیست، هر کدام به نهادی وصل هستند و از جا‌های مختلف می‌روند آویزان می‌شوند تا پول بگیرند. اما به امثال بنده که دو زار پول نمی‌دهند، حالا اگر آن فیلم‌هایی که گفتیم در تعریف فیلم خاص قرار می‌گیرند، ساخته شوند، چه اشکالی دارد که دو، سه تا سالن مخصوص برای اکران داشته باشند؟
 
 ادعا می‌کنید که تمام کسانی که فیلم فرهنگی می‌سازند، پولشان را از دولت می‌گیرند اما شما تماما از پول فروش فیلم‌هایتان در می‌آید؟
شک نکنید، صد در صد. نه من، همه آدم‌هایی که در بخش خصوصی کار می‌کنند اوضاعشان همین است.
 
 ولی بخشی از پول شما در دست سینما دار باقی می‌ماند و با توجه به تورم، چطور با پول فروش یک فیلم، فیلم بعدی تان را می‌سازید؟
دقیقا شما درست می‌گویید. به همین خاطر است که می‌گوییم سینما، کار مقرون به صرفه ای نیست . سوال من از شما این است که من چه کمکی از دولت می‌گیرم؟ یعنی دولت چه پولی به من می‌دهد؟ تنها چیزی که دولت به من می‌دهد، نگاتیو، پوزیتیو و دوربین است. فرض کن ۱۰ میلیون، ۱۲ میلیون هزینه وسایل می‌شود. همین الان این‌ها را بخواهی آزاد اجاره کنی می‌شود ۱۵ میلیون، یعنی کلا برای نگاتیو و دوربین و پوزیتیو روی هم ۱۰ میلیون به شما سوبسید می‌دهند. آیا پول دیگری هم به بنده می‌دهند؟ اگر اطلاعاتی غیر از این دارید به من بگویید. مگر این که بخواهند خودشان فیلمی را تولید کنند. آن وقت آن سوبسیدی که باید به ما بدهند، می‌دهند به آدم‌های خاص تا فیلم بسازند، مثلا ۳ میلیارد می‌دهند به یک نفر اما باید آن ۳۰ میلیارد بقیه را بین ۵۰ فیلم به صورت وام تقسیم کنند.

 اگر دولت بهتان پولی بدهد، شما قبول می‌کنید با توجه به استاندارد‌های آن‌ها فیلم بسازید؟
دولت سوبسید  را به این دلیل از مجلس می‌گیرد که صنعت سینمای ایران را زنده نگه دارد، گر چه از من بپرسید معتقدم اصلا دولت نباید پولی بدهد. این ماجرا مثل ماجرای نان سنگک است که میلیاردر و فقیر از آن استفاده می‌کنند با همین قیمت ۲۰۰ تومان چون نان سنگک مال همه است. من می‌گویم کسی که می‌خواهد فیلمی بسازد که از نظر محتوایی با نظر دولت هماهنگ نیست اما می‌تواند مجوز ساختش را بگیرد هم در این بودجه حقی دارد. من می‌گویم این پول باید در گردش مالی باشد اما دولت چه می‌کند؟ به آدم‌هایی پول می‌دهد که فیلم‌هایشان فروش هم نمی‌کند و آخرش هم به جان ما می‌افتند. تازه، ۸۰ درصد فیلمی که ساخته می‌شود با خواست سفارش دهنده سازگاری ندارد، به جای این کار دولت می‌تواند بخش خصوصی را انتخاب کند و به آن‌ها بودجه بدهد و بگوید برای من این فیلم را با این کیفیت بساز که من سالی چهار تا نمونه ارائه بدهم. اما الان این طور نیست، معمولا پول‌ها جایی می‌روند که نتیجه ندارد.
لطفا عین مطلب من را درج کنید که یک معاون وزیری بعد از سی سال در جمهوری اسلامی پیدا شد و جرات  کرد دو، سه مطلب را بگوید. موضوع از این قرار است که یک منتقد مریضی در دهه ۳۰ داشتیم که ذهن مریضی داشت و اگر دو،‌ سه تا فیلمی که ساخته ببینید، می‌فهمید که فیلم‌هایش از مبتذل‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران قبل از انقلاب هستند. این آقا اولین سانسورچی سینمای ایران بود و پول می‌گرفت و صحنه‌های فیلم‌های خارجی را سانسور می‌کرد. من برای این حرف‌ها سند دارم. این آدم در آن دوران کاری کرد که مطبوعات و منتقدان روی فیلم هر کسی که به شان پول نمی‌داد، اسم فیلم فارسی بگذارند. آن جریان ادامه پیدا کرد تا امروز. اما آقای شمقدری حرف قشنگی زد. جمله ای از پیامبر اسلام آورد که فرموده اند: یک روزی در سرزمین پارس؛ فارسیان بیش از شما عرب‌ها به اسلام عمل می‌کنند و اسلام مدرن در آن جا خواهد بود، یعنی پیامبر آن قدر به سرزمین فارس ارزش داده اند. حالا ما می‌آییم روی فیلمی که می‌خواهیم بگوییم  مساوی ابتذال است، اسم فیلم فارسی می‌گذاریم، این صحبت آقای شمقدری بود. من ۳۰ سال است می‌گویم این واژه را باید جمع کنیم. ما قبل از انقلاب فیلم خوب داشتیم، فیلم بد داشتیم و ۸۰ درصد فیلم‌ها مبتذل بودند اما بعد از انقلاب، ما فقط فیلم خوب و فیلم بد داریم، فیلم مبتذل هم نداریم، به دلیل این که بساط ابتذال در سینمای بعد از انقلاب به خاطر وقوع انقلاب اسلامی جمع شده است.

 از نظر شما فیلم مبتذل فقط فیلمی است که صحنه‌های جنسی داشته باشد یا در تضاد با اسلام باشد؟
شک نکن چون مبتذل معنا دارد.
 
 یعنی محتوا نمی‌تواند مبتذل باشد؟
نه. باید اول ابتذال را معنی کنیم، چیز‌هایی که خلاف اخلاق و خلاف عرف جامعه است؛ مبتذل است. اما چیز‌هایی که ما در فیلم‌هایمان داریم، بر خلاف عرف و اخلاق جامعه نیست، اما فیلم بد داریم، خیلی هم داریم، خود من هم فیلم بد ساخته ام. نمی‌خواستم اما خب، نتیجه این شد. بقیه هم نمی‌خواهند فیلم بد بسازند، به هر حال شرایط این طور می‌شود. اما نمی‌توانی بگویی ابتذال. ابتذال معنی بدی دارد. وقتی فیلمی مبتذل باشد، اصلا باید از نمایش آن جلوگیری شود. من معتقدم شرایط ابتذال در جامعه موجود نیست که بخواهیم درباره اش فیلم بسازیم.
 
 خودتان چقدر به سینمای قبل از انقلاب علاقه مند هستید؟
به عقیده من قبل از انقلاب، ۸۰ درصد فیلم‌ها مبتذل بودند و ۲۰ درصد آن‌ها خوب و بد بود. فیلم خوب هم داشتیم ، مثل دایره مینا، گوزن‌ها، خشت و آیینه، گاو، تنگسیر، خاک، سوته دلان و…خیلی فیلم‌های دیگر هم از نظر فرهنگی خیلی خوب نبودند اما اگر ببینی بدت نمی‌آید،‌ ضمن این که ما نمی‌توانیم سینمای قبل از انقلاب را به طور مطلق نفی کنیم. به هر حال سینمای قبل از انقلاب بوده که ما توانسته ایم بعد از انقلاب سینما داشته باشیم اما به شما بگویم آن سبک سینمای قبل از انقلاب، سال ۵۶ منهدم شده بود و انهدامش ربطی به انقلاب ندارد، یعنی آن قدر به ابتذال کشیده شده بود که خود مردم سینما را طرد کردند. سال ۵۱،‌ ۱۱۰ فیلم در سینما ساخته شده ولی سال ۵۷ این تعداد شد ۱۲ تا. سال ۵۱، ۲۵۰ فیلم خارجی وارد سینما شده اما سال ۵۷، ۷۵۰ فیلم وارد شد.
 
 با همین نظر شما فیلم‌های قبل از انقلاب را باز سازی می‌کنید ؟ مثل «عروس فراری» که بازسازی «همسفر» است یا «آقای هفت رنگ» که بازسازی «سازش» است.
به نظر من بازسازی بعضی از فیلم‌های قدیمی هیچ اشکالی ندارد. در همه جای دنیا هم این اتفاق می‌افتد، به شرط این که بتوانی و بلد باشی که شرایط روز را در فیلمت وارد کنی، هم از لحاظ اخلاقی، هم سیاسی و هم امنیتی. اگر من فیلمی را باز سازی هم کرده باشم، با سوژه کار داشته ام، فیلمی ساخته ام که سوژه به روز دارد و متناسب حال مردم است و مردم هم دوستش دارند. در ضمن من هنوز فیلمی نساخته ام که کمتر از ۴ ماه روی فیلم نامه اش کار کنم.
 
 اما می‌گویند فرح بخش، شب یک فیلم می‌بیند و خوشش می‌آید و صبح به فیلم نامه نویسش می‌نویسد داستان را بنویسد.
این چیز‌هایی را که می‌گویند به خاطر نادانی و احمقی آن‌هایی است که این حرف را می‌زنند. روی فیلم نامه «عروس فراری» چهار ماه کار شده. همین فیلم آقای هفت رنگ، دو تا سناریست داشته، ابتدا آقای معتمدی نوشت و قابل استفاده نبود و بعد آقای رفیع زاده را آوردیم و نوشتن فیلم نامه اش هفت ماه طول کشید. شما هرگز نمی‌توانید در بازسازی‌های من مثل «دو خواهر» (که دیدم در مجله تان با نمونه خارجی تطبیقش داده بودید) آن شکلی شباهت پیدا کنید. ما فیلم «تکیه بر باد» را ساختیم، همه گفتند از روی پنجره ساخته شده، چون نادان بودند و فیلم «مکانی در آفتاب» (۱۹۵۵) را ندیده بودند یا رمانش، «تراژدی آمریکایی» را نخوانده بودند که ۱۹۳۳ نوشته شده. بعد گفتید آقای هفت رنگ از روی سازش بازسازی شده، خب، چون سازش فیلم خوبی است و من اصلا سازش را جزو فیلم‌های مبتذل قبل از انقلاب نمی‌دانم.

 فیلم‌هایی مثل سازش یا همسفر چه نکته‌هایی داشتند که توجه شما را جلب کرده؟
نه، من می‌بینم مردم چه چیزی دوست دارند. همه فیلم‌های ما هم که شبیه فیلم‌های قدیمی نیست. کما، آواز قو و… شبیه چه فیلمی است؟
 
 یک سری فیلم‌هایتان که در یک دوره شبیه کار‌های خودتان بود و از روی دست خودتان کپی کرده بودید، مثل نیش، عقرب، گروگان و … که داستان‌های شبیه به هم دارند.
این‌ها همه داستان‌هایی اند که از نیروی انتظامی پیدا کرده ایم، خب،‌ داستان‌های قاچاق مواد مخدر همه شبیه هم هستند اما کجای عقرب شبیه نیش است؟
 
 یعنی قبول ندارید فیلم‌های شما نشان می‌دهد همه این فیلم‌ها را یک تهیه کننده ساخته و فقط کارگردان‌هایش فرق می‌کنند؟
خب، کار من باید امضای پویا فیلم را داشته باشد اما امضا با شباهت فرق دارد. پویا فیلم یعنی فرح بخش و عیلخانی. اگر امضا نداشته باشد که اصلا فیلم نمی‌سازیم، شما معنای تهیه کننده را نمی‌دانید. تهیه کننده مولف فیلم است، کارگردان اجرا کننده است. این تفکر غلطی است که جا افتاده. سازنده اصلی فیلم تهیه کننده است. کار گردان هم مثل گریمور، طراح صحنه و… است، منتها نسبت به آن‌ها از موقعیت بالاتری برخوردار است؛ ضمن این که این سینما را مردم دوست دارند و من برای منتقد فیلم نمی‌سازم.

 اما همه مردم هم این سینما را دوست ندارند.
پس این چه استقبالی است که از فیلم‌ها می‌کنند؟ جواب بدهید.
 
 شما گفتید صحنه مبتذل، صحنه ای است که بر خلاف عرف جامعه باشد اما من وقتی آقای هفت رنگ را دیدم، دهانم باز ماند که چرا باید یک فیلم از همچین خط قرمزی عبور کند و ابرو برداشتن یک خانم را با آن ابعاد نشان دهد. در عرف جامعه ابرو برداشتن هیچ خانمی در یک جمع انجام نمی‌شود.
نه،‌ مگر آن جا آقا نشسته؟ مگر جز دوربین و یک زن دیگر آن جا کسی هست؟
 
 نه، با این حساب، ما می‌توانیم صحنه‌های خیلی خاص‌تر را هم نشان دهیم. چون آن جا هم آدم غریبه ای نیست.
نه خیر، این جا ما داریم موضوعی را نشان می‌دهیم و کنکاش و نقدش می‌کنیم.

 نقد ربطی به مجاز بودن نمایش این صحنه ندارد. شما گفتید مبتذل یعنی خلاف عرف و نمایش برداشتن ابروی خانم خلاف عرف است.
نه، بیشتر منظور من شرع بود. ما باید کار‌هایی کنیم که خلاف شرع نباشد، آن وقت مبتذل نیست.
 
 یعنی هر چیزی خلاف شرع نباشد می‌توانیم نشان بدهیم؟
بله، می‌شود نشان داد.

 حتی اگر در عرف خانواده‌ها رایج نباشد؟ مثلا در آقای هفت رنگ شوخی‌هایی جنسی وجود دارد که در عرف خانواده‌ها رایج نیست.
نه، این برداشت مربوط به ذهن و تفکر بیمار شماست.
 
 اگر مردم برداشت جنسی نمی‌کنند، پس به چی می‌خندند؟
به چیزی که حس می‌کنند.
 
 یعنی مردم ذهنشان مریض است و شما برای مریض‌ها فیلم می‌سازید؟
نه، من می‌گویم این که شما فکر می‌کنید نشان دادن صحنه ای که گفتید خارج از عرف است ایراد دارد، به خاطر ذهن مریضتان است. کسانی که در بازبینی نشسته اند، صد برابر ازشما دقیق‌تر هستند و با ذره بین فیلم می‌بینند.
 
 خانواده با بچه هفت هشت ساله اش می‌تواند آقای هفت رنگ را ببیند؟
اصلا آن بچه هشت ساله چیز‌هایی را که شما می‌گویید نمی‌فهمد، بچه ده ساله اش هم نمی‌فهمد. من با این ذهن مریض مساله دارم. همین ذهن مریض است که کار دست ما می‌دهد.
 
 اما وقتی ما درباره فرهنگ حرف می‌زنیم، نباید روی پرده سینما چیزی را نشان بدهیم که مثلا در یک مهمانی خانوادگی در حضور بچه‌ها درباره اش صحبت نمی‌شود.
نه خیر، نباید چیزی را نشان داد که خلاف عرف و خلاف شرع است.
 
 این دقیقا خلاف عرف است.
عرف را که شما نباید تعریف کنید.
 
 عرف را معنا نمی‌کنم، عرف چیزی است که در جامعه می‌بینیم.
من ۵۰ سال سن دارم شک نکن عرف را بیشتر از شما می‌شناسم.
 
 اما شوخی جنسی در جمع؛ در عرف جامعه و خانواده‌ها نیست.
شما مطمئن باش من هیچ وقت فیلمی نمی‌سازم که از دیدنش خجالت بکشم چون قبل از همه، خودم با خانواده ام فیلم را می‌بینم. البته مطلق فقط خداست. هیچ کس مطلق نیست، پس ممکن است فیلم من هم اشکالاتی داشته باشد یا لغزش‌هایی که از دست ما در رفته باشد اما چیزی نیست که شما بگویید از دیدن یا شنیدنش خجالت کشیده اید. ولی تفکرات متحجرانه را باید کنار گذاشت. این به معنای بی بند و باری نیست. اتفاقا فیلم‌های پویا فیلم، فیلم‌هایی است که در آن‌ها بازیگر‌های خانم بیشترین حجاب را دارند. من، هم عرف را رعایت می‌کنم هم شرع را. حتی بعضی صحنه‌ها را حذف می‌کنم و به فیلمم ضربه می‌زنم، چون مثلا سر صحنه نبوده ام و بازیگر زیادی بزک شده. یک جاهایی هم ممکن است از دست آدم در برود.

 مثل آرایش نیکی کریمی در آقای هفت رنگ که نمی‌دانم در عرف شماست یا از دستتان در رفته؟
من دقت نکرده ام ولی این را که اشتباهی کوچک در فیلم ما اتفاق افتاده، می‌پذیرم چون این سبک گریم در عرف کار من نیست. ممکن است در عرف فیلم‌های دیگر باشد اما در عرف من نیست.
 
 اما من شنیده ام شما خیلی دقیق سر صحنه‌ها حضور دارید و بر همه چیز خیلی دقیق نظارت دارید.
نظارت وظیفه تهیه کننده است. اگر بقیه این کار را نمی‌کنند اشتباه می‌کنند.
 
 شنیده ام که در دکوپاژ اعمال نظر می‌کنید حتی سر صحنه کات هم داده اید.
این حق طبیعی من است. شما معنای تهیه کننده با سرمایه گذار را اشتباه گرفته اید. تهیه کننده باید به همه مسائل فنی سینما احاطه داشته باشد. چک کردن دکوپاژ کارگردان، وظیفه و حق تهیه کننده است اما نه به عنوان تحکم، به عنوان مشورت و رفاقت.
 
 یعنی شما در جریان کامل همه سکانس‌ها هستید؟
من وقتی یک آدمی را انتخاب می‌کنم، رویش شناخت دارم. همین الان که پیش شما هستم، بچه‌ها سر صحنه مشغول فیلم برداری هستند. اگر اعتماد نداشتیم که الان کار نمی‌کردند. اصلا این طور نیست که بدون من پلان گرفته نشود. ما با تعامل و تفاهم کار می‌کنیم. حتی من به توافق هم اعتقاد ندارم چون توافق یک قرارداد است. سر صحنه ما مثل رفیق هستیم، تهیه کننده در پویا فیلم یکی از همکاران سازنده سر صحنه هم هست. شاید پویا فیلم جز معدود  دفاتری باشد که وقتی خیلی از آقایان یا خانم‌های بازیگر یا باقی عوامل را صدا می‌زنیم و حتی یک خط فیلم نامه نداریم و کارگردان هم مشخص نیست، قرارداد را امضا می‌کنند، روی لطف و اعتمادی که دارند.
 

رادان، گلزار و حیایی را من بازیگر کردم!!

Seemorgh . com

 

پسورد فایل:

لینک دانلود -

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۶ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • قسمت نظرات برای این مطلب غیر فعال شده است.