عکس خرید فروش

آنه ماری شیمل: مولوی شناس فقید

آنه ماری شیمل: مولوی شناس فقید

·زندگی نامه شیمل

· کتاب شناسی شیمل

·شکوه شمس

·مولانا و اقبال در آثار شیمل

·گزیده اشعار شیمل

·گالری تصاویر

· لیست نشان ها و دکترای شیمل

آنه ماری شیمل عمر درازى را صرف تحقیق درباره ادیان، خاصه دین‏هاى مردمان شبه قاره وعالم اسلام کرد و در کنار آنچه از راه کتاب و چه با مسافرت‏هاى متعدد خود با فرهنگ و ادب وآداب و رسوم ملل مختلف از آفریقا گرفته تا خاورمیانه آشنایى عمیق یافت و این دانش وآشنایى از او دایرة المعارف مجسمى به وجود آورد که به کمک حافظه بسیار قوى خود هر لحظه‏ آماده بود تا ساعت‏ها درباره هر موضوعى که از او در این زمینه ‏ها خواسته شود سخن گوید وشنونده را به ده‏ها کتاب و مقاله ارجاع دهد.

آنه مارى شیمل صاحب تألیفات بى‏ شمارى ‏ست که ‏تعداد آنها از صد مى‏گذرد.(۱)این آثار بیشتر به زبان‏هاى آلمانى و انگلیسى و گاهى به ترکى‏نوشته شده و از تصحیح کتاب (مانند سیرت ابن خفیف) تا تألیف و ترجمه را در بر مى‏گیرد.

این دانشمند بزرگ در آوریل ۱۹۲۲ در ارفورت آلمان به دنیا آمد، در نوزده سالگى در رشته‏مطالعات اسلامى موفق به اخذ درجه دکترى از دانشگاه برلین شد (۱۹۴۱ میلادى). پس از جنگ جهانى ‏دوم به دانشگاه ماربورگ آمریکا رفت و در آنجا با مقام استادیار رشته مطالعات اسلامى‏خدمات دانشگاهى خود را آغاز کرد. از سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۹ با سمت استاد تاریخ ادیان در دانشگاه آنکاراى ترکیه به تدریس پرداخت. سپس به آلمان بازگشت و در دانشگاه بُن خدمات‏آموزشى و پژوهشى خود را ادامه داد. در سال ۱۹۶۷ به دانشگاه هاروارد آمریکا رفت و اولین‏دانشمندى بود که رشته مطالعات هند و اسلام را در آن دانشگاه تأسیس کرد و تا زمان‏بازنشستگى در این دانشگاه به تدریس اشتغال داشت. وقتى میرچا الیاده (Mircea Eliade) دراوایل سال ۱۹۸۶ درگذشت، شیمل به جاى او بر مسند مدیریت مرکز بین‏المللى تاریخ ادیان‏نشست. مناصب علمى پروفسور شیمل محدود به همین چند مورد نیست. «او مدتى ریاست‏انجمن جهانى علوم دینى، عضویت آکادمى سلطنتى علوم هلند در ادبیات (از سال ۱۹۸۱)،عضویت آکادمى ایالت راین‏وست فالن آلمان، عضویت آکادمى علوم و هنر آمریکا (از سال‏۱۹۸۷)، کارشناس موزه هنر نیویورک در خوشنویسى (از سال ۱۹۸۱) ویراستار و مؤلف‏بخش مربوط به اسلام دایرةالمعارف عربى در ادیان (از سال ۱۹۸۱ ـ تا ۱۹۸۶) را نیز برعهده‏داشت.» (۲)

خدمات او به عالم اسلام سبب شد تا چندین دانشگاه و مجامع مختلف علمى به او دکتراى‏افتخارى بدهند و چندین مدال علمى را نیز نصیب خود سازد.

· لیست نشان ها و دکترای شیمل:

الف. نشان‏ها

۱ ـ جایزه فریدریش روکرت آلمان (۱۹۶۵).

۲ ـ نشان ستاره قائداعظم پاکستان (۱۹۶۵).

۳ ـ جایزه یوهان هاینریش فوس (۱۹۸۰)

۴ ـ مدال صلیب، نشان درجه یک جمهورى فدرال آلمان (۱۹۸۰)

۵ ـ نشان درجه اول «بوندس فردینس کروتیس (Bundesverdienst)آلمان(۱۹۸۱).

۶ ـ بزرگترین نشان مردمى پاکستان به نام «هلال امتیاز» (۱۹۸۴).

۷ ـ مدال «لوى دالاویدا» (Levi ـdella ـvida) از دانشگاه کالیفرنیا (۱۹۸۷).

۸ ـ نشان صلیب بزرگ آلمان با نشان لیاقت، آلمان (۱۹۸۹).

۹ ـ جایزه «لئوپولد یوکاس» دانشگاه توبنیگن آلمان (۱۹۹۲)

۱۰ ـ جایزه ترجمه از مرکز تعلیم زبان ترکى (Toemer)

11 ـ مدال ایرسیکاIRCICA، از مرکز تحقیقات بین‏المللى تاریخ، هنر و فرهنگ اسلامى‏ترکیه.

۱۲ ـ مدال وقف‏شناسان ترکیه.

۱۳ ـ جایزه صلح اتحادیه ناشران و کتابفروشان آلمان (۱۹۹۵).

۱۴ ـ «نشان دوستى» جمهورى ازبکستان (۲۰۰۲)

ب. دکتراى افتخارى‏

۱ ـ دکتراى افتخارى از دانشگاه سند (۱۹۷۵)

۲ ـ دکتراى افتخارى دانشگاه قائد اعظم (۱۹۷۷)

۳ ـ دکتراى افتخارى دانشگاه پیشاور (۱۹۷۸)

۴ ـ دکتراى افتخارى دانشگاه اوپسالاى سوئد (۱۹۸۵)

۵ ـ دکتراى افتخارى دانشگاه سلجوق قونیه (۱۹۸۸)

۶ ـ دانشگاه تهران (۱۳۷۷ = ۱۹۹۸ شمسى)

۷ ـ دانشگاه الزهراى تهران (۱۳۸۱ = ۲۰۰۲ شمسى).

پروفسور فقید، آنه مارى شیمل، علاوه بر زبان‏هاى انگلیسى و آلمانى که کتاب‏ها و مقالات‏خود را بیشتر به این دو زبان نوشته است به زبان‏هاى فرانسه، فارسى، عربى، ترکى، اردو، سندى‏و بنگالى نیز احاطه داشت و آثار وى نشان مى‏دهد که وى به کمال سهولت مى‏توانسته متون قدیم و جدید را به این زبانها، خاصه فارسى و عربى، بخواند و در آثارى که به این زبان‏ها نوشته شده به تحقیق بپردازد و حتى از آن‏ها به انگلیسى و آلمانى ترجمه کند. از نکات جالب‏درباره این بانوى دانشمند آنکه او گاهى آثار خود را از آلمانى به انگلیسى و یا برعکس ترجمه‏ مى‏کرده است و البته اتفاق مى‏افتاده است که ترجمه با اصل کتاب گاهى از نظر برخى مطالب ‏تفاوت‏هایى پیدا کند. از آثار شیمل کتاب‏ها و مقالات متعددى به زبان فارسى تا امروز ترجمه و منتشر شده است که به ترتیب تاریخ انتشار چاپ اوّل عبارتند از:

۱ ـ شکوه شمس، سیرى در آثار و افکار مولانا ترجمه حسن لاهوتى (۱۳۶۷)

۲ ـ خوشنویسى و فرهنگ اسلامى ترجمه دکتر اسدالله آزاد (۱۳۶۸)

۳ ـ ادبیات اسلامى هند، ترجمه یعقوب آژند (۱۳۷۳)

۴ ـ ابعاد عرفانى اسلام ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهى (۱۳۷۴)

۵ ـ درآمدى بر اسلام ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهى (۱۳۷۴)

۶ ـ نام‏هاى اسلامى ترجمه گیتى آرین (۱۳۷۶)

۷ ـ تبیین آیات خداوند، نگاهى پدیدار شناسانه به اسلام، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهى‏

۸ ـ من بادم و تو آتش ترجمه دکتر فریدون بدره‏اى (۱۳۷۷)

۹ ـ زن در عرفان و تصوف اسلامى. ترجمه فریده مهدوى دامغانى (۱۳۷۹)

۱۰ ـ محمد رسول خدا (ص) ترجمه حسن لاهوتى (زیر چاپ).

البته نباید فراموش کرد که دوست دانشمند جناب دکتر توفیق سبحانى کتاب سیرت ابن‏خفیف، تصحیح شادروان شیمل (۱۹۴۵)، را پس از رفع اغلاط و ترجمه مقدمه پروفسور شیمل‏در سال ۱۳۶۳ در تهران منتشر کردند که به این ترتیب مجموع آثارى که از این بانوى دانشمند درایران انتشار یافته است به یازده عنوان مى‏رسد. در اینجا دو نکته را باید یادآور شد: یکى اینکه‏آثار دیگرى نیز از پروفسور شیمل به صورت مقاله بیشتر در مجله‏هاى کلک قدیم و کیهان‏اندیشه نیز منتشر شده است و دوّم اینکه انتشار کتاب شکوه شمس بود که نام این محقق عالیقدر را در ایران بر سرزبان‏ها انداخت وگرنه تا قبل از آن جز معدودى از خواص کسى در ایران آنه مارى ‏شیمل را نمى‏شناخت.

واقعیت آنست که، شیمل هرگز در عمر پر برکت هشتاد ساله خود فرصت نکرد تا از نزدیک باایران و ایرانیان و فرهنگ کهنسال این سرزمین دانشمند پرور آشنایى پیدا کند. حال آنکه از ده‏ها سال قبل با همسایگان ما خاصه ترک‏ها و پاکستانى‏ها مراودات فرهنگى بسیار نزدیک داشت ودر میان آنها ایام طولانى زندگى کرده بود. همین امر سبب شده است تا به جاى آنکه درباره بزرگان‏ادب و عرفان سرزمین ما کتاب‏هاى مستقل بنگارد و به تحقیقات دامنه‏دارى در این زمینه بپردازدبه شرح افکار و آراء محمد اقبال لاهورى و یونس امره شاعر عارف ترک بپردازد.

چنانکه در شرح احوال پروفسور شیمل مى‏خوانیم وى از اولین سال‏هایى که به تحصیل دردبیرستان مى‏پردازد به خواندن زبان عربى مشغول مى‏شود(۳) ولى نمى‏دانیم که زبان فارسى راکجا آموخته است. با این وصف، گرچه زبان فارسى را اندکى به سختى تکلم مى‏کرد، متون قدیم ‏و جدید فارسى را به سهولت مى‏خواند و درک مى‏کرد و شواهد فراوانى در آثارش از سخن گویان‏و پژوهندگان و دانشمندان ایرانى به زبان‏هاى انگلیسى و آلمانى ترجمه و نقل کرده که گواه روشن‏این مدّعاست. نیز در شرح احوال او مى‏خوانیم که اولین بار از راه خواندن ترجمه‏هاى منظوم‏روکرت (rockert) به زبان آلمانى با نام و شعر مولانا جلال الدین محمد بلخى، عارف و شاعرشهیر ایران، آشنا مى‏شود. پس از آن مطالعه ترجمه انگلیسى غزلیات مولانا جلال الدین اثرمثنوى‏شناس بزرگ انگلیسى، رینولد آلن نیکلسون (۱۹۵۲)، شعله شوق تحقیق در آثار و افکارمولانا جلال الدین محمد بلخى را در دل او برمى‏افروزد (۴)و سبب مى‏شود که مختصر پس‏اندازخود را که از راه کار اجبارى به دست آورده بود تبدیل به دوره هشت جلدى مثنوى معنوى،تصحیح،ترجمه و شرح نیکلسون کند.(۵) و آن را مونس همیشگى خود سازد. طبیعى است که ‏مطالعه تحقیق در مثنوى معنوى، علاوه بر دانش قرآنى و ضرورت احاطه بر احادیث و تاریخ‏اسلام، نیاز به فرا گرفتن زبان فارسى و برتر از آن تسلط بر تصوّف و ادب و فرهنگ ایران زمین‏دارد و چنانکه آثار یاد شده پروفسور شیمل نشان مى‏دهد این بانوى دانشمند براى درک سخنان ‏مولانا جلال الدین محمد بلخى و شناختن و بیان اندیشه‏هاى والاى عارفانه او به مطالعه در آثارفارسى و عربى مى‏پردازد و وسعت این مطالعات به او امکان مى‏دهد که با اکابر از عارفان واعاظم از شاعران و نویسندگان ایران زمین آشنایى پیدا کند؛ امّا جز درباره مولانا جلال الدین‏بلخى و حلاج که شیمل اندیشه‏هاى او را نیز ارج مى‏دهد، کتاب مستقل درباره دیگر عارفان وسرایندگان ایران ننوشته است. بنابراین، به نظر نگارنده آشنایى شیمل با فرهنگ و ادب ایران‏زمین نیز خاسته از عشق او به مولانا جلال الدین است و این عشق بود که او را به وادى بى‏کرانه‏مطالعات ایرانى و فارسى کشانید و او را با آثار و افکار ده‏ها تن از عارفان و شاعران ما آشناساخت وگرنه ما، جز در این اواخر، هرگز بر آن نشدیم که این محقق والامقام را به سوى خودکشیم و یا وسایل تحقیق درباره ادب و فرهنگ خود را در اروپا یا آمریکا در اختیار وى قرار دهیم.

پروفسور شیمل، چنانکه شنیده‏ام، دوبار پیش از انقلاب، به صورت توریست به ایران آمده و دو سه روزى مانده است و پس از انقلاب، همانطور که‏عرض کردم پس از انتشار شکوه شمس، یکبار به دعوت وزارت خارجه (۱۳۶۹) چند روزى به‏ایران آمد و یک روز و یک شب را هم در مشهد سپرى کرد. سپس در سال ۱۳۷۷ براى دریافت‏دکتراى افتخارى سفرى کوتاه به ایران کرد و آخرین بار نیز، مهر ماه ۱۳۸۱ بود که براى شرکت درهمایش «عرفان پلى میان فرهنگ‏ها»(۶) و دریافت دکتراى افتخارى از دانشگاه الزّهرا به ایران آمد و طى اقامت چند روزه خود در انجمن حکمت و فلسفه ایران (شنبه ۲۰ مهرماه ۸۱) و در جلسه ‏پایانى همایش «عرفان پلى میان فرهنگ‏ها» که اختصاص به تجلیل از مقام علمى پروفسور شیمل داشت به سخنرانى پرداخت. یادش خوش و روانش شاد که زبانش درباره فرهنگ و ادب‏ایران زمین و معارف اسلامى جز به صدق باز نمى‏شد و تحقیقاتش در این زمینه‏ها، چنانکه‏دیده‏ایم، جز از سر اخلاص نبود. پروفسور آنه مارى شیمل به سبب تحقیقات فراوان خود برگردن ما ایرانیان حق عظیم دارد. براى حُسن ختام مقاله، سه بیت از مثنوى را که وى به شعر آزاد انگلیسى ترجمه کرده است تقدیم مى‏دارد. (۷)

Through love all that is bitter be sweet

Through love all that is copper will be gold

Through love all dregs will turn to purest wine

Through love all pain will turn to medicine

Through love the dead will all become alive

Though love the king will turn into a slave!

از محبّت تلخ‏ها شیرین شود

از محبّت مسّ‏ها زرین شود

از محبّت دُردها صافى شود

از محبّت دَردها شافى شود

از محبّت مرده زنده مى‏کنند

از محبّت شاه بنده مى‏کنند.(۸)

خدمات پروفسور شیمل به عالم اسلام و به فرهنگ ایران زمین فراموش شدنى نیست. ‏کوشش‏هاى چهل، پنجاه ساله او چه به صورت کتاب و چه مقاله و چه به صورت سخنرانى در کلاس‏هاى درس و مجامع علمى بین‏المللى، که تعدادش از حدّ شمار بیرون است، سبب شده تاغربیان به نحوى صحیح و منطقى و دور از تعصبات دینى و نژادى باورها و اندیشه‏ها واعتقادات ما را ارج نهند و افزون بر آن، راه را براى تحقیقات فراوان دیگر پیش پاى دیگر غربیان‏ محقق و دانشورى که از طریق خواندن آثار و شنیدن سخنرانیهاى او جذب فرهنگ اسلامى و ایرانى شده‏اند، بیش از پیش روشن ساخته است.

پی نوشتها

۱)       ر ک: «کتابشناسى آثار پروفسور آنه مارى شیمل»، نوشته دکتر خسرو ناقد، در آنه مارى شیمل، افسانه‏خوان عرفان، تهران، ۱۳۸۱، ص ۵۹ ـ ۴۹٫ نیز، رک ابعاد عرفانى اسلام، ص ۱۶ ـ ۱۹٫
۲) ر ک: افسانه‏خوان عرفان، پروفسور آنه مارى شیمل، ص ۱۷ به بعد، بخصوص ص ۲۳ ـ ۲۴٫
۳) ر ک: آن مارى شیمل، شکوه شمس، سیرى در آثار و افکار مولانا، تهران، چاپ اوّل، ۱۳۶۷، ص پانزده‏به بعد.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۴ بهمن ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مولانا ، جلال الدین رومی

    مولانا ، جلال الدین رومی

     جلال الدین رومی بلخی ، مشهور به مولوی،۶۰۴-۶۷۲ ه. ق، شاعر و عارف و حکیم ایرانی مقیم آسیای صغیر (و بهمن سبب معروف به رومی)، که همه ی آثارش به زبان فارسی است و طریقه ی مولویه را که دنباله ی آن هنوز در ترکیه ی امروز موجود است تاسیس کرده است .

    زندگی نامه

    مولوی در بلخ بدنیا آمد. پدرش بهاءالدین ولد، که در آن شهر مسند تدریس و فتوی داشت، بسبب رنجش خاطر سلطان محمد خوارزمشاه هنگامی که جلال الدین کودک بود، از بلخ بیرون آمد  و سرانجام رخت به قونیه هجرت کرد  و آنجا ماند تا وفات یافت (۶۲۸ ه. ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین ۲۴ ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد برهان محقق ترمذی از خراسان به قونیه آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربیت خویش گرفت و او را یک چند به حلب و دمشق فرستاد، و تدریجاً با معارف صوفیه آشنائی تمام داد. تا چند سال ی بعد از وفات (۶۳۸ ه . ق) برهان محقق، جلال الدین همچنان در مسند تدریش مستقر بود تا آنکه شمس انقلابی روحانی در وجود او پدید آورد که ترک مسند تدریس و فتوی گفت و این امر سبب نارضائی و خشم شاگردان  مولانا شده ،  مرید و مراد را سرزنشها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مریدان مولانا، بعد از آنکه به دمشق سفر کرد (۶۴۳ ه . ق) ، کوشید یک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به قونیه بازگشت (۶۴۴ ه. ق)، اما چندی بعد به ناگاه ناپدید شد (۶۴۵ ه.ق)  و افسانه ای شایع گشت که بدست مریدان مولانا کشته شده است. این شایعه ، بی شک ، در عهد حیات مولوی وجود نداشته است، و بعدها به وجود آمده ؛ زیرا بعد از غیبت شمس ، چندین بار مولوی به جستوی او به دمشق سفر کرد، اما از آن گمشده نشانی نیافت. بعد از آن، مولانا مسند تدریس و فتوی را ترک گفته به تربیت صوفیه و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با شیخ صلاح الدین فریدون زرکوب و سپس تعلق و ارتباط با حسام الدین چلبی در این دوره از عمر (۶۴۷ – ۶۷۲ ه .ق) یک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزلیات دیوان شمس بنام همین صلاح الدین زرکوب گفته شده و مثنوی هم که مهمترین اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشویق حسام الدین چلبی بوجود آمده است.

    وفات مولانا در جمادی الاخر سال ۶۷۲ ه . ق در قونیه و در پایان بیماریی که ظاهراً تب محرقه بوده است روی داد. شیخ صدرالدین قونوی بر جنازه ی وی نماز خواند، و جسد او را در نزد تربت پدرش که موسوم به باغ سلطان یا ارم باغچه بود دفن کردند. و بنائی هم بنام قبه ی خضرا ، به نفقه ی بزرگان عصر و مریدان ، بر تربت او پدید آوردند، که آنجا مدفن خانوادگی احفاد وی شد، و تاکنون قریب ۵۰ تن ا زاحفاد وی در آنجا دفن شده اند، و آنجا هم اکنون در شهر قونیه دایر و مزار و مطاف دوستداران عرفان و آثار مولاناست.

    آثار

    آثار مولوی شامل نظم و نثر است ، و در آنها تعداد اندکی ابیات عربی و ترکی و یونانی نیز هست. اما عموماً آثار وی  به زبان فارسی است. آثار منظومش عبارتند از (۱) مثنوی مشهور به مثنوی مولوی و مثنوی معنوی؛ (۲) دیوان غزلیات معروف به دیوان کبیر یا کلیات شمس؛ (۳) مجموعه ی رباعیات منسوب به مولانا (چاپ اسلامبول ؛ ۱۳۱۲ ه . ق )، شامل ۱۶۵۹ رباعی ، که بعضی از آنها بظن قوی از او نیست. آثار منثورش عبارتند از فیه ما فیه؛ مجالس سبعه؛ و مکتوبات.

    عقاید و آراء

    تعلیم جلال الدین که در مثنوی از زبان نی بیان می شود، در حوصله ی تلخیص نمی گنجد. به اعتقاد وی انسان مبدا و اصلی دارد که ، منشا وحدت و اتحاد است، اما دور افتاده و جدا مانده است، و هدف تمام مساعی و مجاهدات وی آن است که بار دیگر به "اصل" خویش راجع شود. این طلب "وصل" که جز طلب "اصل" نیست، راه نیل بدان تمسک به شریعت و گذر از طریقت است، تا نیل به حقیقت، که هدف وصل همان است، حاصل آید. ازین رو مولوی به شرعیت، که وسیله ی تهذیب و ریاضت نفس است، اهمیت خاص می دهد؛ نه ترک شریعت و تسلیم به شطحیات صوفیه را توصیه می کند، و نه گرایش به فقر و عزلت و رهبانیت را تبلیغ می نماید. مرد کامل را کسی می داند که جامع صورت و معنی باشد، و وجود زن و فرزند را نیز حجاب را ه نمی شناسد، و درست مثل یک متکلم، اما به کمک قیاسات تمثیلی و تشبیهات شاعرانه، در تایید و اثبات عقاید و مبانی قرآن و اهل شریعت اهتمام می ورزد، و قضایائی مانند حقیقت توحید، واقعیت روح، کیفیت حشر و نشر، و حدود جبر و اختیار را موافق مذاق اهل شریعت تبیین می کند. با اینهمه، لب و مغز شریعت را عبارت از عشق می داند، و محبت را ، که سبب تزکیه و تربیت دل است، موثرترین عامل در تهذیب نفس می شمرد، و مهمترین وسیله برای نیل به معراج روح که وصول بدان ، غایت سیر اهل طریقت و مودی به کشف و اخذ حقیقت است، می خواند و جذبه ی حق را برای این راه شرط اصلی می شناسد. با اینهمه، عشق را ، خواه "این سری" (یعنی مبنی بر مجاهده ) باشد و خواه "آن سری" (یعنی مبنی بر جذبه)، رهبر و مودی به حقیقت، که در آن رنگ و دورنگی و نزاع و اختلاف لفظی را جایی نیست، می شمارد، و این معانی را به کمک حکایات و تمثیلات در مثنوی با بیانی قوی روشن می کند.

     در باب اخلاق و تربیت نیز نکته سنجیهای بدیع دارد. سرچشمه ی خوشیها را جان می شمارد، و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نیست و برذات جسمانی، که فانی است، ترجیح می دهد ، و در طریقت ، ریا و خود پرستی را به مثابه ی بند و زنجیر آهنی می شناسد، و حتی علم و دانش را، اگر سبب مزید عجب و پندار شود، فضیلت نمی شمارد و حجاب راه می داند . بنابراین، اخلاص و پاکی نیت را هم در علم و هم در عمل ، لازم می داند، و تاکید می کند که انسان باید در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد، و معتقد است تا وقتی نظر انسان از غبار هوی و شهوات نفسانی زدوده نشود، به حقیقت که در واقع روشن و آشکار است، نایل نخواهد شد. بدینگونه، اخلاق نیز در تعلیم مولوی وسیله ای است برای تهذیب صوفیانه، و وی بدین ترتیب ، شریعت و اخلاق و طریقت را برای نیل به حقیقت که غایت مطلوب و اصل و مبدا وجود است به منزله ی وسیله می شمارد.

    مولانا ، جلال الدین رومی

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۱ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • بانوی کوچک جنگ آفرین

    بانوی کوچک جنگ آفرین

    گذری بر زندگی خالق رمان «کلبه عمو تام»

    بانوی کوچک جنگ آفرینرمان «کلبه عمو تام» (Uncle Tom`s Cabin) نوشته خانم هریت بیچر استو (Harriet Beecher Stowe) یکی از مشهورترین رمانهای آمریکایی است. این رمان در سال ۱۸۵۲ میلادی و در بحبوحه مبارزات اجتماعی برای لغو بردگی سیاهپوستان در کشور آمریکا منتشر شد. انتشار «کلبه عمو تام» شوک شدیدی به جامعه آن روز آمریکا وارد کرد و خون تازه ای را در رگهای مخالفان برده داری جریان داد.

    ***
    خانم هریت بیچر استو در ۱۴ ژوئن ۱۸۱۱ میلادی در شهر لیچفیلد ایالت کنکتیکات کشور آمریکا به دنیا آمد. لیمان بیچر، پدر او، یکی از مبلغان «کلیسای جماعتی» بود.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۴ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش