عکس خرید فروش

طرز تهیه دسر ساده

بر چسب های مرتبط:
تهیه شراب استفاده از فیس بوک ساده ساز تهیه آبجو ستاره میشود غذا مواد غذایی مفید برای کبد تهیه غذای هانی آفتاب میشود ساده باش تهیه غذای قریشی تهیه غذای فارسی تهیه صابون راحتیران راحت الحلقوم ساده بودن ساده دل عارف می شود دسر شکلاتی راحت وقالت

دسر در بین مردم طرفداران زیادی دارد به خصوص کودکان که خوردن دسر را حتی به غذا ترجیح میدهند.دسرها هم راحت آماده میشود و هم سریع سرو میشود و با کمی ذوق و سلیقه میتوان به تهیه دسر ساده مشغول شد.اگر به دنبال کاهش وزن هستید سعی کنید از دسرهایی استفاده کنید که مواد چاق کننده ای همچون خامه نداشته باشد اما اگر با کمبود وزن خود مشکل دارید ویا برای کودکان این دسرها را آماه میکنید میتوانید از این مواد نیز استفاده کنید.دسر را معمولا پس از غذا و برای هضم بهتر و راحت تر غذا استفاده میکنند.

 

 

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۶ مرداد ۱۳۹۱
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • نیکولاس کیج

    نیکولاس کیج


     

    با نام نیکولاس کوپولا متولد ۷ ژانویه ۱۹۶۴ در لانگ بیچ کالیفرنیای آمریکا . برادرزاده فرانسیس فورد کوپولا و دانش آموخته دبیرستان بورلی هیلز، ترک دبیرستان در کلاس یازدهم و آموزش در کنسترواتوار تئاتر آمریکا . آموزش بازیگری با پگی فیوری. کسب سوشهرت در سال ۱۹۸۹ به خاطر بلعیدن سوسکس زنده برای فیلم بوسه خون آشام . برنده جایزه بهترین بازیگر مرد از سوی منتقدان نیویورک ،برنده جایزه بهترین بازیگر درام مرد از سوی گلدن کلوب و برنده جایزه اسکار به خاطر ترک لاس وگاس در سال ۱۹۹۵٫ نیکلاس در نخستین حضورهایش بر روی پرده سینما به صورت مرد دروغگویی ظاهر می شد . ولی هنگامی که در فیلم بزرگ کردن آریزونا خود را به کاریکاتوری تبدیل کرد سبکش به شکل آشکاری دلپذیر شد. کیج از اندامک دراز ،حالت فداکاری جاودانه و مژه های تیره اش نقش کمدی خرگوشی وحشی را ساخت. او در فیلم پیچیده تر ماه زده در نقش قصاب جوانی که عاشق نامزد متارکه کرده برادر بزرگش می شود سبک کمدی اش را توسعه می دهد . سپس کیج با بازی درخشانش در بوسه خون آشام در نقش گرد آورنده ادبی تازه به دوران رسیده که فکر می کند تبدیل به خون آشام شده است ،خویش را پیشر فت می دهد . این گردآورنده ادبی طعمه افتاده اش را بر دل مشغولی نگه می دارد و سرگرم کننده تر می شود . کیج به مسخرگی جیم کری در نقاب متحول می شود ، ولی بدون جلوه های ویژه کیج در قلب وحشی (دیوید لینچ) در نقش دریانوردی معتاد موفقیت چندانی کسب نکرد . او در دهه نود در کمدی سبکس ،نقش های تحسین برانگیزی ایفا کرد به ویژه با اندرو برگمان بسیار خوب کار کرد . در ماه عسل در لاس وگاس او نقش جک سینگری مردی است که نامزدش را در بازی پوکر از دست  می دهد و بر وحشتش از ازدواج چیره می شود.

    کیج همچنین در نقش آرام تری از پلیسی که متاهل که بلیت بخت آزمایی برنده ای را به انعام پیش خدمتی می دهد در فیلم می توانست برای شما اتفاق افتاده باشد به خوبی ظاهر می شود داستان فیلم از این قرار است این پلیس آرام برای  نوشیدن چای وارد رستورانی می شود هنگام پرداخت صورت حساب می بیند که همسرش که زن عقده ای هم بوده تمام پولهایش را برداشته وپیش خدمت این را می گوید که فردا هر مقدار پولی به دستم امد مقداری از آن به تو می دهم و از قضا شب همان  در قرعه کشی ده میلیون را برنده می شود و و مقدار از این پول را به این پیش خدمت می دهد.

    و در فیلم  نوآر غرب ردراک اجرای درستی رائه می دهد . به نظر نمی آید که او در این فیلم بازی می کند و ضمن مانند خودش هم به نظر نمی رسد.او روی پرده سینما جا افتاده است و به طور پیوسته مردانه تر و خوشتیب تر می شود گرچه ممکن در اجرایی ناشیانه ناتوان باشد.

    بالاخرا در ترک لاس وگاس او این امکان را یافت که حقیقتا به عمق مهارت کار کمدی اش برسد .  او دراین فیلم نقش بن ساندرسون را ایفا می کند . بن ساندرسون نویسنده نوشخواره ای است که هالیوود را به قصد لاس وگاس ترک می کند تا سر حد مرگ نوشخوارگی می کند . کیج بدون زیر پا گذاشتن شخصیت بن به ما نشان می دهد که چگونه از میان گریزهایش نگاه کنیم . کیج مدت زمان زیادی است که هیجان انگیز ترین بازیگر جوان سینمای آمریکاست . با ترک لاس وگاس پرشورترین هم شده است.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • آخرین شرح حال از رابرت دنیرو

     
     # از دادگاه درخواست کرد تا دعوی شرکت بیمه سرمایه گذاری "Fireman"، را که او را متهم  به دادن اطلاعات غلط پیرامون سرطان پروستاتش به این شرکت قبل از شروع ساخت فیلم قایم موشک "HIDE AND SEEK" می کرد، را رد کند.(۲۲ می، ۲۰۰۷ )
    # دنیرو و آل پاچینو در کنار یکدیگر در نقش بازپرسان پلیس شهر نیویورک که در جستجوی یک قاتل زنجیره ای هستند در فیلم قتل عادلانه "RIGHTEOUS KILL"  به کارگردانی جان اونت ظاهر می شوند. (۱۹ می، ۲۰۰۷ )
    # در فیلم ۳۶، داستانی دیگر از ژانر پلیسی، محصول کشور فرانسه با عنوان "QUAIDES ORFEVRES"، نقش مقابل جورج کلونی را بازی می کند.(۶ ژانویه، ۲۰۰۷ )
    # به نظر می رسد بعد از اینکه او ادامه فیلم چوپان خوب "THE GOOD SHEPHERD" را بسازد به کارگردانی اش خاتمه دهد. (۱۳ دسامبر، ۲۰۰۶ )
    #در مذاکرات پایانی برای بازی در فیلمی پلیسی از زندگینامه هوریکان کاترینا با نام نیو اورلیانز "NEW ORLEANS" بسر می برد. (۳ نوامبر، ۲۰۰۶ )
    #شنیده می شود که او قصد خرید حق امتیاز روزنامه نیویورک آبزرو " New York Observer" را دارد. (۱۵ می، ۲۰۰۶)
    #دنیرو، آنجلینا جولی و مت دیمون بزودی بازی در آخرین فیلم دنیرو، چوپان خوب "THE GOOD SHEPHERD" را در جمهوری دومونیک آغاز می کنند. (۷ ژانویه، ۲۰۰۶ )
    #مستخدمی که به دزدی از خانه دنیرو در نیویورک متهم شد گفت او مخصوصا همسر دنیرو، گریس هیگتور را که هنرپیشه است، مورد ددی قرار داد چون گریس خیلی نسبت به او بیرحم بود. (۲۵ آگوست، ۲۰۰۵ )
    # به جمهوری دومونیک سفر کرد تا رئیس جمهور آن کشور را ملاقات کند، و تحقیقاتی درباره فیلم جدیدش درباره سیا "CIA" با عنوان، چوپان خوب، که خود کارگردان و هنرپیشه آن خواهد بود، انجام دهد. (۲۵ژولای، ۲۰۰۵ )
    #در نمایشگاهی از نقاشیهای پدرش در شمال شرقی فرانسه تحت تاثیر قرار گرفت و بشدت گریه کرد. (۲۰ ژوئن، ۲۰۰۵ )
    #شایع است که او برای صحبت کردن در معرض عموم بسیار مردد است.
    #دنیرو در سال ۱۹۸۱ برای بازی در فیلم  گاو خشمگین به عنوان بهترین هنرپیشه انتخاب می شود، او از جیک لاموتا تشکر می کند و می گوید من از او متشکرم اگرچه او از ما ادعای خسارت دارد.
    #دنیرو و همسرش گریس هیگتور در سال ۲۰۰۴ مجددا ازدواج کردند.
    #در سرشماری مجله امپراطوری بریتانیا به عنوان بهترین هنرپیشه زنده دنیا انتخاب شد. (۲۰۰۴)
    #تو با من حرف می زنی؟، این عبارت در فیلم راننده تاکسی محصول ۱۹۷۶ به عنوان عبارت برگزیده فیلم در بریتانیای کبیر انتخاب می شود. (۲۰۰۴)
    #هنگامی که او جایزه گلدن امبروسیوس "Golden Ambrosius" را از شهردار میلان، که علاقمند بود تا حمایت خود را به او، که محبوب بسیاری از مردم ایتالیا است، نشان دهد ، نپذیرفت خشم مقامات ایتالیایی را برانگیخت. (۲۰۰۴)
    #موفق نشد در کنفرانس خبری در رم  درباره وارد کردن فیلمهای ایتالیایی به فستیوال تریبکای نیویورک "New York's Tribeca"، که خود یکی از موسسان آن بود، شرکت کند. (۲۰۰۴)
    #مقامات ایتالیا قصد دارند تا به دنیرو تبعیت افتخاری ایتالیایی بدهند، و مخالفت یک سازمان ایتالییی _آمریکایی را که اظهار می کند  نقشهای مافیایی دنیرو آنها را بد نام می کند را نمی پذیرند. (۱۴ آگوست، ۲۰۰۴ )  
    # پدرش عاشق همجنس خود روبرت دونکن "Robert Duncan" شاعر بود.
    #از زمانی که ویتنی هاستون "Whitney Houston" هنرپیشه ای جوان و در حال پیشرفت بود دنیرو در تعقیب عشق او بود_ برای او گل و هدایایی می  فرستاد تا او را متقائد سازد که در فیلم عاشم باش یا ترکم کن "LOVE ME OR LEAVE ME" داستان مجدد مربوط به سال ۱۹۵۵ با او هم بازی شود.
    #شایع شده که سرطان پروستاتش را در بیمارستان اسلون کترینگ "Sloan-Kettering" نیویورک  جراحی کرده است. (۳ دسامبر، ۲۰۰۳ )   
    # بر اساس پرونده های اداره پلیس شهر نیویورک "NYPD"، دنیرو و سایر اشخاص برجسته شهر نیویورک، از جمله هاروی کیتل "Harvey Keitel"، هووارد  استرن "Howard Stern"، دونالد ترامپ "Donald Trump" و تامی موتولا "Tommy Mottola"، از جمله ۳۶۰۰ نفر شهروندی هستند که اجازه حمل سلاح پر را دارند. (۵ آگوست، ۲۰۰۳ )
    #رابرت دنیرو در روز هفتم دسامبر برنامه زنده شنبه شب، شبکه ان بی سی را اجرا کرد که در میان برنامه های نیمه شب بعد از برنامه  مربوط به ماه فوریه با اجرای بریدنی اسپرس "Britney Spears"  بیشترین مخاطب را به خود اختصاص داد، که همچنین نورا جونز "Norah Jones" از اهالی  موسیقی هم  در آن شرکت  داشت، هر برنامه تا ساعتهای پربیننده شب طول می کشید.(۱۴ دسامبر، ۲۰۰۲ )
    #او و سین پن "Sean Penn"، که در سال ۱۹۸۹در فیلم ما فرشته نیستیم "WE'RE NO ANGELS" همبازی بودند، به طور تصادفی تاریخ تولدشان یکسان می باشد، ۱۷ آگوست.
    #دنیرو دادخواه یک میلیون دلاری را بخاطر عکسی از او و همکارش سین پن "Sean Penn" که در یک مهمانی خصوصی در حال خاموش کردن شمعهای تولدشان بودند را بایگانی کرد. ( آگوست ۲۰۰۷ )
    #در ایتالیای کوچک "Little Italy" بزرگ می شود، او کودکی ضعیف و خجالتی بود که ضعف بدنی اش موجب شد که او را با نام مستعار ببی میلک "Bobby Milk" صدا کنند.
    #او به صورت شریکی چندین رستوران در نیویورک دارد، از جمله  رستورانهای نوبو "Nobu" و لایلا "Layla".
    #درنا دنیرو "Drena De Niro" دختر خوانده اوست. او دختر واقعی دیان ابوت "Diahnne Abbott" از ازدواج قبلی اش می باشد. دنیرو او را به فرزند خواندگی پذیرفت.
    #او در شهر پاریس آلوده خانوم بازی شد. دنیرو که داشتن هر گونه رابطه ای را انکار می کرد، قول داد که هرگز دیگر به فرانسه باز نگردد. (۱۹۹۸)
    # در مجله امپراطوری بریتانیای کبیر "UK" در میان ۱۰۰نفر برتر ستارگان سینمای جهان، نفر پنجم شد. (اکتبر ۱۹۹۷ )
    #او را معمولا هنرپیشه ایتالیایی_آمریکایی بحساب می آورند، اگرچه آبا و اجدادش ایرلندی تبارند.
    #او دومین هنرپیشه ای است که برنده جایزه اسکار "Oscar" بخاطر بازی در نقش ویتو کورلئون "Vito Corleone" می شود. او و مارلون براندو "Marlon Brando" تنها دو هنرپیشه ای هستند که بخاطر بازی در نقش یکسان برنده جایزه اسکار می شوند.
    #با وجود حمایتهایش از یک گروه موسیقی راک نمی تواند باعث پیشرفت آن شود.
    #به او، اسمیت بوسمی "Steve Buscemi" و اوما سارمن "Uma Thurman" در گردهمایی منهتن "Manhattan" ادای احترام شد و این سه نفر این فرصت را یافتند تا در این گردهمایی با شکوه شهر نیویورک شرکت کنند.
    #در ابتدا بازی در نقش هنرپیشه اول فیلم بزرگ "BIG" محصول ۱۹۸۸ به او پیشنهاد شد، ولی پذیرفته نشد چون پول درخواستی او (۶ ملیون دلار) بسیار زیاد بود. آن نقش بعدا به جف بریجز "Jeff Bridges" پیشنهاد شد، که او  نپذیرفت. پس از آن تام هنکس "Tom Hanks" آن نقش اول را در ازاء ۲ ملیون دلار پذیرفت. از انجایی که دیوید مسکو "David Moscow" شبیه دنیرو نبود در ابتدا نقش جاش "Josh" جوان به او داده نشد، بلکه نقش بیلی "Billy" را گرفت. هنگامی که نقش اول به هنکس داده شد، موسکو "Moscow" نقش جاش "Josh" جوان را گرفت.
    # ؟؟؟؟؟؟؟؟
    #در فیلم یک زمانی در آمریکا "ONCE UPON A TIME IN AMERICA" محصول ۱۹۸۴، هنگامی که نودلس "Noodles" (دنیرو) در حال تماشای تلوزیون است، مصاحبه ای با یک شخصیت بنام جیمز کان وی ا دونل "James Conway O'Donnell" در حال پخش است.این در حالی است که در فیلم پسر خوب "GOODFELLAS"محصول  1990 نام دنیرو جیمز کان وی "James Conway" بود.
    #او برای پوشیدن همان مدل زیرپوش ابریشمی که آل کاپون "Al Capone" پوشیده بود سماجت کرد، اگرچه آن زیرپوش اصلا در فیلم دیده نشد. تولید کنندگان، به شهرت فراوان دنیرو به عنوان یک بازیگر با سبک آگاه بودند واز اینرو تسلیم خواست او شدند. (شکست ناپذیر "THE UNTOUCHABLES" (1987)) .
    #فیلم امتیاز "THE SCORE" محصول (۲۰۰۱) اولین فیلمی است که باعث درخشش رابرت دنیرو و  مارلون براندو "Marlon Brando" شد. آنها تنها هنرپیشه هایی هستند که هر دو باهم برای ایفای یک نقش، نقش ویتو کورلئون "Vito Corleon" در فیلم پدر خوانده "THE GODFATHER" محصول(۱۹۷۲) و پدر خوانده ۲"THE GODFATHER" : محصول (۱۹۷۴) جایزه اسکار را میگیرند.
    #در جریان بدل کاری با هلیکوپتر در فیلم شکارچی آهوی کوهی "THE DEER HUNTER" محصول(۱۹۷۸)، افراد پشت صحنه طناب را گرفتند و  هلیکوپتر با بلند شدنش جان اسویج "John Savage" و رابرت دنیرو را به خطر انداخت، آن دو هنرپیشه با همه توان به سرنشینان هلیکوپتر اشاره کردند و فریاد کشیدند تا آنها را از خطر آگاه سازند. این صحنه در فیلم آمده است.  
    #جهت آمادگی برای نقشش در فیلم پدرخوانده ۲ "THE GODFATHER" محصول(۱۹۷۴)، در سیسیلی زندگی کرد.
    #در فیلم فرانکنستین "FRANKENSTEIN" محصول(۱۹۹۴): او سرگذشت قربانیان را مطالعه کرد تا بر آنچه که باید بگوید تسلط یابد.
     #در سال ۲۰۰۱، او یکی از تنها چهار هنرپیشه ای (به همراه سوفیا لورن "Sophia Loren"، روبرتو بنیگنی "Roberto Benigni" و بنیسیو دل تورو "Benicio Del Toro") است که، جایزه اسکار "Acdemy Award" برای ایفای نقشی بجز به زبان انگلیسی را دریافت می کند، چون تقریبا همه مکالماتش به زبان ایتالیایی است.
    #دنیرو برای ایفای نقش لا موتای "La Motta" پیر در فیلم گاو نر خشمگین "RAGING BULL" بیش از پنجاه پوند گرفت.
    #جهت آمادگی برای نقشش در گاو نر خشمگین "RAGING BULL"، او تمرینات بدنی سختی انجام داد، سپس در سه مسابقه بوکس بروکلین شرکت کرد و دو تای آن مسابقات را برد.
    #کاندیدای بهترین بازی و دریافت جایزه گولدن گلاب "Golden Globe" برای بازی در فیلم کمدی موزیکال دیدار با والدین "MEET THE PARENTS" در سال ۲۰۰۱
    #به همراه بن استیلر "ben stiller" کاندیدای بهترین کار تیمی و دریافت جایزه شبکه ام تی وی "MTV Movies" برای بازی در فیلم دیدار با والدین "MEET THE PARENTS" محصول(۲۰۰۰)
    #کاندیدای ارائه بهترین نقش و دریافت جایزه گولدن گلاب "Golden Globe" برای بازی در فیلم کمدی/موزیکال  تحلیلش کن "ANALYZE THIS" محصول(۲۰۰۰)
    #به همراه ناتاشا مک الهون "Natascha  McElhone " کاندیدای بهترین اجرای اکشن و دریافت جایزه شبکه ام تی وی "MTV Movies" برای بازی درفیلم رونین "RONIN" محصول(۱۹۹۹)
    #کاندیدای بهترین نقش تبهکار و دریافت جایزه شبکه ام تی وی "MTV Movies" برای بازی در فیلم پنکه "THE FAN"محصول(۱۹۹۷)
    #کاندیدای اجرای برجسته و دریافت جایزه از انجمن هنرپیشگان سینما "Guild" برای بازی در فیلم اتاق ماروین "MARVIN'S ROOM"(1997).
    #کاندیدای بهترین هنرپیشه نقش اول و دریافت جایزه اسکار برای بازی در فیلم دماغه وحشت "CAPE FEAR" محصول(۱۹۹۲)
    #کاندیدای بهترین هنرپیشه مرد و دریافت جایزه شبکه ام تی وی  "MTV Movies" برای بازی در فیلم دماغه وحشت "CAPE FEAR"  (1992)
    #کاندیدای بهترین بازی و دریافت جایزه گولدن گلاب "Golden Globe" برای بازی در فیلم درامای دماغه وحشت "CAPE FEAR" (1992)
    #به همراه جولیت لوولیز "Juliette Lewis" کاندیدای بهترین بوسه و دریافت جایزه گولدن گلاب "Golden Globe"  برای بازی درفیلم دماغه وحشت "CAPE FEAR" محصول(۱۹۹۱)
    #کاندیدای بهترین هنرپیشه و دریافت جایزه جشنواره بافتا "BAFTA" برای بازی  در فیلم دوست خوب "GOODFELLAS" محصول(۱۹۹۱)
    #کاندیدای بهترین هنرپیشه نقش اول و دریافت جایزه اسکار برای بازی در فیلم بیدادی "AWAKENINGS" محصول(۱۹۹۱)
    #کاندیدای بهترین نقش تبه کار و دریافت جایزه شبکه ام تی وی  "MTV Movies" برای بازی در  فیلم دماغه وحشت "CAPE FEAR" (1991)
    #کاندیدای ایفای بهترین نقش و دریافت جایزه گلدن گلاب "Golden Globe" برای بازی در فیلم کمدی/ موزیکال سفر نیمه شب "MIDNIGHT RUN" محصول(۱۹۸۹)
    #کاندیدای بهترین هنرپیشه و دریافت جایزه جشنواره بافتا "BAFTA" برای بازی در فیلم سلطان کمدی "THE KING OF COMEDY" (1984)
    #کاندیدای بهترین هنرپیشه و دریافت جایزه جشنواره بافتا "BAFTA" برای بازی در فیلم گاو نر خشمگین "RAGING BULL" محصول(۱۹۸۲)
    #کاندیدای بهترین هنرپیشه در فیلم شکارچی آهوی کوهی "THE DEER HUNTER" محصول(۱۹۸۰)
    #کاندیدای بهترین هنرپیشه نقش اول و دریافت جایزه اسکار برای بازی در فیلم شکارچی آهوی کوهی "THE DEER HUNTER" محصول(۱۹۸۰)
    #کاندیدای بهترین هنرپیشه و دریافت جایزه گلدن گلاب "Golden Globe"  برای بازی در فیلم درامای شکارچی آهوی کوهی "THE DEER HUNTER" محصول(۱۹۷۹)
    #کاندیدای بهترین هنرپیشه و دریافت جایزه جشنواره گلدن گلاب "Golden Globe"  برای بازی در فیلم موزیکال / درامای نیویورک، نیویورک "NEW YORK, NEW YORK" محصول(۱۹۷۸)
    #کاندیدای بهترین هنرپیشه و دریافت و جایزه جشنواره بافتا "BAFTA"  برای بازی در فیلم راننده تاکسی "TAXI DRIVER" محصول(۱۹۷۷)
    #کاندیدای بهترین هنرپیشه و دریافت جایزه اسکار نقش اول برای بازی در فیلم راننده تاکسی "TAXI DRIVER"  محصول(۱۹۷۷)
    #کاندیدای بهترین هنرپیشه و دریافت جایزه جشنواره گلدن گلاب "Golden Globe"  برای بازی در فیلم درام راننده تاکسی "TAXI DRIVER"  محصول(۱۹۷۷)
    #کاندیدای بهترین هنرپیشه تازه وارد و دریافت جایزه جشنواره بافتا "BAFTA"  برای بازی در فیلم پدرخوانده ۲ "THE GOD FATHER"  (1976

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • خاویر باردم

    گفت وگو♦ سینمای جهان

    ‏علاقمندان سینمای جدید اسپانیا او را در دهه ۱۹۹۰ در فیلم آلمودووار-پاشنه های بلند و گوشت زنده- و بیگاس لونا-‏سالامی، سالامی- کشف کردند. اما تماشاگر عام در آستانه هزاره جدید او را با پیش از آن که شب آغاز شود و سپس ‏دریای درون شناخت. شگفت ترین پدیده بازیگری سینمای اسپانیایی زبان که می رود شهرتی فراتر از آنتونیو باندراس ‏به چنگ آورد. و فقط در سایه انتخاب نقش های هر چند کوچک، اما درست که حاصل آن نامزدی اسکار برای دومین ‏بار است. بازیگری که هم اکنون پس از دریافت جایزه گولدن گلاب برای بازی در فیلم برادران کوئن به عنوان محتمل ‏ترین بارنده اسکار نقش مکمل مرد نامش بر سر زبان ها افتاده است: خاویر باردم….‏

    bardem1.jpg

    گفت و گو با خاویر باردم ‏
    ‎بازیگری حفاظت از کودک درون است‏‎

    خاویر آنخل انسیناس باردم متولد اول مارچ ۱۹۶۹ لاس پالماس د گران کاناریا، جزایر قناری است. جوان ترین عضو ‏خانواده ای بود که همگی بازیگر بودند. پدربزرگش رافائل نیز بازیگر و دایی اش خوآن آنتونیو باردم کارگردان بود. او ‏نیز از شش سالگی با بازی در مینی سریال رذل[فرناندو فرنان گومز] عملاً شغل خانوادگی را پیشه کرد. سال های ‏نوجوانی اش به بازی در سریال های تلویزیونی و بازی در تیم ملی راگبی اسپانیا گذشت. مدتی نیز با یک گروه تئاتری ‏دور اسپانیا گشت. در ۱۹۹۱ شاهین اقبال در هیبت پدرو آلمودووار به سراغش آمد و فرجام کار حضور در فیلم پاشنه ‏های بلند بود. سال بعد اولین نقش عمده سینمایی خود را در ۱۹۹۲ در فیلم سالامی، سالامی به کارگردانی بیگاس لونا ‏بازی کرد. هنگام بازی در این فیلم با پنه لوپه کروز جوان آشنا شد و تا مدت ها بعد روابطی عاشقانه با وی به هم زد. ‏خاویر با فیلم سالامی، سالامی شهرتی به زد و در میان زنان به عنوان سمبل سکس به محبوبیتی عظیم دست یافت. بعد ‏از این فیلم بود که سیل پیشنهادها برای بازی در نقش هایی مشابه به سوی وی سرازیر شد. اما خاویر تمامی این ‏پیشنهادها را رد کرد تا نقش هایی متفاوت را بازی کند. متفاوت ترین نقش اش پس از حضور در یک دوجین فیلم ‏اسپانیایی چند سال بعد نصیب اش شد. بازی در نقش نویسنده همجنسگرای کوبایی رینالدو آره ناس در فیلم پیش از آن که ‏شب آغاز شود[۲۰۰۰] به کارگردانی جولین شنابل که خاویر را به شهرتی جهانی رساند. پس از این فیلم بود که بخت ‏حضور در آثار کارگردان هایی چون مایکل مان، میلوش فورمن و برادران کوئن نصیبش شد. ‏

    خاویر تاکنون برای بازی در فیلم های اسپانیایی و غیر اسپانیایی بیش از ۵۰ جایزه بین المللی و معتبر دریافت کرده از ‏جمله چهار بار برنده جایزه گویا[برای فیلم های فرصت اندک، دهان به دهان، دوشنبه های آفتابی، دریای درون]، جایزه ‏بافتا، گولدن گلاب و جایزه اتحادیه بازیگران برای پیرمردها وطنی ندارند شده و هم اکنون نامزد اسکار بهترین بازیگر ‏نقش مکمل برای بازی در همین فیلم است و از هم اکنون بسیاری بر سر برنده شدن وی شرط بسته اند. اتفاقی که اصلاً ‏دور از انتظار نخواهد بود.‏

    bardem2.jpg

    ‎کارکردن با برادران کوئن برای تان معرف چیست؟‎
    وقتی در سال های هشتاد ‏Blood Simple‏ را کشف کردم، تازه داشتم به صورتی جدی کار هنرپیشگی را شروع می ‏کردم. شوک به من وارد شد. از آن زمان پیگیر کارهای شان هستم. وقتی از طرف سینمای آمریکا شروع به دریافت ‏پیشنهاد کار کردم-بعد از دو فیلمی که به آن ها افتخار می کنم پیش از آن که شب آغاز شود و دریای درون- مدیر برنامه ‏ام از من پرسید دوست داری با چه کارگردان هایی کار کنی و من در درجه اول اولویت از کوئن ها نام بردم.‏

    ‏<‏strong‏>چه چیز دنیای آن ها شما را تحت تاثیر قرار می دهد؟<‏‎/strong‏>‏
    شیوه بسیار شخصی شان در قرار دادن شخصیت هایی آسیب پذیر در موقعیت هایی که به صورت همزمان خنده دار و ‏غم انگیز هستند. فیلم های شان کاملاً محسوس و در حین حال دست نیافتنی هستند. اما تصور نمی کردم یک روزی ‏امکان کار کردن با آن ها را پیدا کنم، چون فیلم های شان به شدت آمریکایی است. ولی معجزه شد، چون در پیرمردها ‏وطنی ندارند نقشی برای من خارجی وجود داشت. در اولین ملاقات مان باید به آنها نشان می دادم چه قدر با نقش شیگور ‏مشکل دارم. بهشان گفتم: "من انگلیسی حرف نمی زنم، رانندگی نمی کنم و از تفنگ و خشونت متنفرم". نمی دانم کدام ‏یکی شان بود که جواب داد، برای هم این دلایل است که آنها مرا را برای این نقش می خواهند!‏
    ‏ ‏
    ‏<‏strong‏>چه نظری در مورد کارتان داشتند؟<‏‎/strong‏>‏
    این دو برادر یک فرد واحد هستند و به راحتی می شود با آنها ارتباط برقرار کرد. آنها را بیشتر از قبل ستایش می کنم و ‏می دانم تا چه اندازه فروتن، محترم، خوب و طناز هستند. خیلی دوست شان دارم.‏

    ‏<‏strong‏>وضعیت روحی تان در طول فیلمبرداری چطور بود؟<‏‎/strong‏>‏
    ایفای نقش یک قاتل دشوار است، چون که کاملاً تخیلی است. می بایستی در تاریک ترین زوایا دست به تحقیق بزنم، چرا ‏که این فرد رنج می کشد و روان او درهم شکسته شده است…. دروغ است اگر بگویم تحت تسلط نقش قرار گرفتم، اما ‏مرا به عالی ترین نحو وادار به کارکردن نمود. منی که خیلی اجتماعی هستم، کم کم از لحاظ عاطفی با بقیه گروه فاصله ‏گرفتم تا حدی که تبدیل شدم به تنها غریبه در آن چشم انداز بیابانی. تا حدی که جاش برولین متوجه شد درحال تاثیر ‏گرفتن از نقش هستم. به من گفت: "بیدار شو پیرمرد، بریم یه گیلاسی بزنیم !" او در فیلم معرکه است، اما فراتر از آن ‏دوستی برای تمام زندگی پیدا کردم. ولی برعکس تاسف می خورم که تامی لی جونز را تنها چند بار آن هم خیلی کوتاه ‏سرصحنه دیدم.‏

    bardem3.jpg

    ‏<‏strong‏>چگونه شخصیت تان را که تقریباً در کتاب کورمک مک کارتی وجود ندارد، شکل دادید؟<‏‎/strong‏>‏
    باید از آرایشگر-اشاره به مدل موی عجیب شخصیت- وبرادران کوئن اننقاد کرد که ایده این مدل مو را داشتند. مدلی که ‏نشان می دهد این شخصیت دیوانه و فاقد هر گونه طنزی است و درعقاید خودش کوچک ترین عقب نشینی نمی کند… ‏خیلی زود متوجه شدم هرچقدر که شخصیت کارلا[کلی مک دانلد] نماد معصومیت و تنها عنصر واقعاً شاد فیلم است، ‏شخصیت من معرف خشونت است. چون تمام نشانه ها موید آن است هر چیزی که سر راه شیگور قرار بگیرد، یکی بعد ‏از دیگری نابود خواهند شد. و تنها جیزی که خشونت خلق می کند، خشونت بیشتر است.‏

    ‏<‏strong‏>اگر یک قاتل زنجیره ای بودید…..<‏‎/strong‏>‏
    اگر یک قاتل زنجیره ای بودم شما مرده بودید!( خنده )‏

    ‏<‏strong‏>این نقشی است کاملاً متفاوت. از آن نقش ها که به نظر اشتیاق تان را برمی انگیزد. نقش هایی هستند که شما ‏به طور خاص به دنبال شان هستند؟<‏‎/strong‏>‏
    بله اما نقش ها به تعداد همان شخصیت هایی که شناخت و بازی آنها جذاب هستند، نیست. در زندگی واقعی خیلی عادی ‏با چیزها مواجه می شویم، ولی در سینما تمامی آن باید نمود داشته باشد. شخصیت های مورد علاقه ام آن هایی هستند که ‏در چالش با آنچه که هستند و آنچه که دوست دارند باشند، هستند. نقش هائی که از همان متن فیلمنامه با قدرت به شما ‏یورش می برند.‏

    ‏<‏strong‏>این همان موقعیت آنتون شیگور بیماری روانی با مدل موی عجیب است…. جالب است؟<‏‎/strong‏>‏
    این مدل مو برای من هم زمان بامزه و آزار دهنده بود، کمی طنز را چاشنی شخصیت می کند و نشان می دهد که چیزی ‏در این شخصیت حالت عادی ندارد. او ازجایی نمی آید و به هیچ جا نمی رود و در میل و علاقه ای در رفتارش به چشم ‏نمی خورد. کمی مثل یک ماشین. چالش، انسانی کردن این ماشین بود. بازی کردن حس وظیفه شناسی او در جنبه ‏انسانی و از سمت دیگر رفتاری های روزانه مانند آب ریختن در یک لیوان یا تلفن کردن… او هیچ ساختاری ندارد، تا ‏زمانی که صحبت عمل به تکلیف در میان است. او مثل یک کوسه زندگی می کند، این جنبه شخصیت او را دوست دارم.‏

    bardem4.jpg

    ‏<‏strong‏>به نظر خوش شانس هم هست. در مورد خوش شانسی خودتان چه می گویید؟<‏‎/strong‏>‏
    خوش شانس هستم، ولی همه چیز را از صدقه سر شانس به دست نیاورده ام. می دانم خوش اقبال بودم که این جا هستم. ‏واقعاً. فکر نمی کنم استعداد شگرفی داشته باشم. من بهتر با بدتر از هزاران بازیگر دیگر نیستم. فقط شانس این را داشته ‏ام که مثل خیلی ها سخت کار کنم.‏
    ‏ ‏
    ‏<‏strong‏>آیا وسوسه شدید فیلم های دیگری در مورد قاتلین زنجیره ای نگاه کنید؟<‏‎/strong‏>‏
    بله و بیشتر ازهمه به رابرت میچم در شب شکارچی و کوین اسپیسی درهفت فکر می کردم. این قاتلین در چیزی التیام ‏ناپذیر مشترک هستند. اما می ترسیدم از آنها تقلید کنم.‏

    ‏<‏strong‏>نترسیدید که زیادی جلو بروید و تبدیل به کس دیگری بشوید؟<‏‎/strong‏>‏
    من تمام تلاشم را برای فاصله گرفتن از نقش می کنم، به خصوص که باید انگلیسی صحبت می کردم و خودم را اول از ‏یوغ زبان رها می کردم. با این وجود بر تمام مراحل بازگشتم به خود نظارت دارم. من وسوسه آماده سازی قبل ار ایفای ‏نقش را دارم. فی البداهه کار بسیار بدی هستم. به یک خط و مسیر احتیاج دارم…..‏
    ‏ ‏
    ‏<‏strong‏>شما مشخصا در نقش های درام ظاهر شده اید. آیا در این ژانر خودتان را راحت تر حس می ‏کنید؟<‏‎/strong‏>‏
    ژانرها برای شکسته شدن درست شده اند، طنزی قوی در دریای درون و دوشنبه های آفتابی یا پیرمردها وطنی ندارند ‏وجود دارد…. اغلب در موقعیت های عجیب و یا غمگین است که طنز بروز می کند…. به هنگام خاک سپاری خنده تان ‏می گیرد، درحالی که پدرخودتان است که به خاک سپرده می شود. آن چنان به لحاظ روانی تحت فشار هستید که ‏ناخودآگاه این لحظات مسخره را خلق می کنید تا اجازه دهد که آسوده شوید. این لحظات بسیار خنده داری است. چنین ‏لحظاتی برایم جذاب تر است، تا از این که به مدت دوساعت در یک فیلم کمدی بامزه بازی کنم.‏

    bardem5.jpg

    ‏<‏strong‏>آیا کاری هست که در برابر دوربین انجام ندهید؟<‏‎/strong‏>‏
    جذابیت بازیگری درست در همین بازی است. زمانی که کودک بودید را به یادتان می آورد. وقتی که خودتان را جای ‏Darth Vader‏-شخصیت منفی سری فیلم جنگ ستارگان- تصور می کردید( ادای او را در می آورد). جذاب ترین چیز ‏هنرپیشگی بازگرداندن شما به دوران کودکی است، زمانی که خودتان را به جای کس دیگری می زنید. ‏

    ‏<‏strong‏>پس برای شما بازیگران کودکان بزرگ سال هستند؟<‏‎/strong‏>‏
    کاملاً. برای بازیگر شدن باید از کودک درون تان به هر شکلی محافظت کنید، چیزی که شاید در نگاه اول بچه گانه ‏بنماید. چرا که بچه ها غرور زیادی دارند. تکبر قاتل شادی و هنر است. باید گذاشت که بچه درون تان شما را به جایی ‏ببرد که دیگر ادا درنمی آورید، جایی که ساده و بی پیرایه هستید. اما باید به اندازه کافی پخته باشید تا کودک درون تان ‏همه چیز را به دست نگیرد.باید مسئول موادی که برای دست یافتن به اعمال افراد به دست تان می دهند، باشید. ‏

    ‏<‏strong‏>بین پیرمردها وطنی ندارند و عشق سال های وبایی فقط بیست روز وقت آزاد داشتید….<‏‎/strong‏>‏
    فلورانتو که از نوجوانی تا پیریش را در عشق سال های وبایی بازی می کنم معرف عشق ابدی است هیچ راهی بهتر از ‏این برای دور کردن آنتون از خودم نمی توانستم تصور کنم.‏
    ‏ ‏
    ‏<‏strong‏>بازی به انگلیسی برای تان مشکل بود؟<‏‎/strong‏>‏
    یک نبرد واقعی بود. باید به زبان تسلط داشت. وقتی با زبان مادری خودتان سروکار ندارید، کلمات دشوار هستند. میان ‏حرف زدن و بازی کردن به انگلیسی تفاوت زیادی هست. مخصوصاً وقتی که در تلفظ لغت ها استاد نباشی، تقریباً ‏غیرممکن است. ‏

    ‏<‏strong‏>آیا فکر می کنید بتوانید یک کارنامه واقعی در هالیوود شکل بدهید؟<‏‎/strong‏>‏
    آنتونیو باندراس درهای هالیوود را روی تمام هنرپیشه های اسپانیایی باز کرد، ما مدیون او هستیم. من ساکن مادریدم و ‏انتظاری جز بازی در کشورم ندارم. ولی اگر پیشنهاد کاری از سمت هالیوود بیاید، به جایی خواهم رفت که کار هست.‏

    ‏<‏strong‏>شما اولین بازیگر اسپانیایی هستید که نامزد جایزه اسکار شدید. چه احساسی دارید؟‎ ‎
    یک شوک واقعی بود وهم این طور افتخار. اما اهمیت زیادی به آن نمی دهم. دوست دارم مورد پسند واقع شوم، اما این ‏ارتباطی با تمایل به شماره یک بودن ندارد. در آمریکا همیشه باید اول بود، در حالی که در اروپا از داشتن نقش ششم هم ‏خیلی راضی هستیم!

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • سیلوستراستالونه

    سیلوستراستالونه


     

    سیلوستراستالونه:
    محل تولد:امریکا
    سال تولد:۱۹۴۶
    سیلوستر استالونه:
    محل تولد:امریکا
    سال تولد:۱۹۴۶
    همسر:جنیفر فلاوین تالیتا شر
    فرزندچهارم خانواده
    جوایز:کاندیداسکار۹۷
    کاندید کره ی طلایی۷۷
    کاندید بریتیش
    اکادمی۸۷
    گزیده ایی از فیلم ها:پلیس اباد۹۷-مورچه ی زی صدش۹۸-روشنایی روز ۹۶-قاضی درد۹۵-ادم کش ها ۹۵-متخصص۹۴-صخره نورد۹۳-اسکار۹۱-راکی(۴)۹۰-تانگو کش۸۹-رامبو(۳)۸۸-کبرا۸۶-اولین خون(۳)۸۵
    فیلمه پر فروش بالای ۱۰۰ ملیون:۴
    فیلم های نقش اول:۲۸مجمع فیلم های بازی شده:۳۴
    متوسط فیلم فروش هر فیلم :۴۴٫۲۷۹
    متوسط فروش ۱۰ فیلم اخر:۴۴٫۴۸۵
    مجموع فروش همه ی فیلم ها:۱٫۳۳۰٫۴۷۰

    زندگی استالونه
    (سیلوستر گاردنز استالونه) متولد ششم جولای ۱۹۴۶ بازیگر، کارگردان، تهیه‌کننده و فیلمنامه‌نویس آمریکایی است که اغلب با نام مستعار (اسلای( )آب زیرکاه) نامیده می‌شود. او بیشترین موفقیت خود را مدیون سری فیلم‌های اکشن (راکی) و (رمبو) می‌باشد. لبخند استهزاءآمیز، چشمان تنبل و گویش خاص او که برخی حروف را ادا نمی‌نماید نتیجه فلج شدن سمت چپ صورتش به هنگام تولد می‌باشد.استالونه در نیویورک‌ ‌سیتی به دنیا آمد. پدرش فرانک استالونه می‌باشد و مادرش ژاکلین (ژاکی) لابوفیش فالگیر است. پدر استالونه یک مهاجر سیسیلی است و مادرش آمریکایی می‌باشد ولی یکی از مادربزرگ‌های مادری استالونه اوکراینی‌تبار است. وقتی پانزده ساله بود هم‌کلاسی‌هایش می‌گفتند در بین بچه‌ها از همه بیشتر احتمال موفقیت دارد. در دهه شصت وارد دانشگاه میامی شد و سه سال در آنجا درس خواند ولی پس از آن تحصیل را رها کرد و به بازیگری روی آورد. اولین کار سینمایی او بازی در فیلم (مهمانی در خانه کیتی و استاد) بود که در آن هم صحنه‌های اکشنی به چشم می‌خورد. بعدها وقتی استالونه به موفقیت‌های زیادی دست یافت و به شهرت رسید، سازندگان این فیلم آن را با نام جدید (مرد ایتالیایی( )اشاره به نام مستعار راکی بالبوآ) روانه بازار کردند.

    نقش‌های اولیه او مختصر و کوتاه بودند. از جمله آنها می‌توان به فیلم (موزها)۱۹۷۱( ) ساخته (وودی‌آلن)، (کلوت)۱۹۷۱( ) و (مالکان فلت بوش)۱۹۷۴( ) اشاره کرد. در سال ۱۹۷۵ در فیلم‌های (خداحافظ کاپون)، (مسابقه مرگ )۲۰۰۰ و سریال‌های (داستان‌های پلیس) و (کوجاک) بازیگر نقش دوم بود. اولین فیلم (راکی) در سال ۱۹۷۶ ساخته و برنده جایزه بهترین فیلم شد.
    یک شب برای دیدن مسابقه بوکسور معروف آن زمان (علی چاک ونپر) رفته بود. همان شب به محض رسیدن به خانه قلم و کاغذ برداشت و نوشتن فیلمنامه (راکی) را شروع کرد و آن را سه روزه به پایان رساند. سپس سعی کرد فیلمنامه خود را بفروشد و تصمیم داشت خودش نقش اول را بازی نماید ولی کارگردان و تهیه‌کننده مایل بودند (برت رینولد) و یا (جیمزکان) آن نقش را ایفا نمایند. اما استالونه بالاخره موفق شد آنها را متقاعد کند و نتیجه این شد که (راکی) برنده ده جایزه آکادمی فیلم شد که دو تا از این جوایز به خود او تعلق گرفت. یکی به عنوان بهترین هنرپیشه و دیگری بهترین فیلمنامه.در میان بهترین قهرمانان فیلم‌های هالیوود نام استالونه در نقش (راکی بالبوآ) پس از گریگوری پک (آتیسوس فینچ)، هریسون فورد (ایندیانا جونز)، شون کانری (جیمزباند)، هامفری بوگارت (ریک بلین)، گاری کوپر (ویل کین) و جودی فاستر (کلاریس استارلینگ)، در مقام هفتم قرار دارد.

    یک هنرپیشه جدی
    بعد از این‌که با اکران فیلم (راکی) محبوبیت استالونه جهانی شد، (روجر ابرت) منتقد سینمای هالیوود اظهار داشت که او می‌تواند مارلون براندوی ثانی باشد زیرا هنرپیشه‌ای جدی است. هر چند که استالونه دیگر چنین لقب‌هایی به دست نیاورد ولی همیشه محبوب دوستداران فیلم‌های اکشن بود. به جز (راکی) و سه فیلم (رمبو)، استالونه در فیلم (سرزمین پلیس) که در آن با (رابرت دنیرو) و (ری لیوتا) هم بازی بود، مورد تشویق و تحسین همگان قرار گرفت ولی این فیلم فروش بالایی نداشت. او کارگردانی را با فیلم (کوچه بهشت) در سال ۱۹۷۸ آغاز کرد و فیلمنامه‌نویس و بازیگر آن نیز بود. پس از آن فیلم‌های (تب شنبه شب)، (زنده ماندن) و (راکی ۲، ۳ و)۴ و (راکی بالبوآ) را کارگردانی کرد.

    زندگی خانوادگی

    خانواده استالونه شامل برادرش (فرانک جونیور استالونه) خواننده و بازیگر سابق، مادرش ژاکلین استالونه که یک فالگیر بود و پسرش (سیج استالونه) که در فیلم (راکی)۵ در نقش پسر او بازی کرد، می‌باشد.استالونه سه بار ازدواج کرده است. همسر اولش (ساشاچاک)۱۹۷۴- ۱۹۸۵( ) بود. او در نگارش فیلمنامه (راکی) کمک‌های شایانی به استالونه کرده است و یک عکاس نیز بود. وقتی تست بازیگری داد برای بازی در نقش اول فیلم play it as it lays انتخاب شد ولی استالونه به او اجازه خروج از نیویورک را نداد و بهانه‌اش هم این بود که برای تایپ فیلمنامه‌هایش به او نیاز دارد.همسر دوم استالونه (بریجیت نیلسون)۱۹۸۵-۱۹۸۷( ) نام داشت که در فیلم (راکی )۴ با استالونه هم‌بازی بود. ازدواج اول بریجیت با (کاسپر ونیرنیگ) موزیسین دانمارکی بود. او پس از جدایی از استالونه نیز با (مارک گاستینو) فوتبالیست آمریکایی نامزد شد و یک پسر از او دارد. بریجیت پس از آن با (سباستین گوپلند) کارگردان و عکاس که پسرعموی (اوراندوبلوم) بود عروسی کرد و در ماه مارس ۲۰۰۵ و در ازدواج پنجم خود با (ماتیا دسی) یک کافهدار ۲۸ ساله ایتالیایی پیوند زناشویی بست. ولی این ازدواج هیچ‌گاه رسمی قلمداد نشد زیرا در آن هنگام او رسما از همسر چهارمش طلاق نگرفته بود.
    همسر سوم استالونه که همسر فعلی او نیز می‌باشد، (جنیفر فلیون) نام دارد که در سال ۱۹۹۷ با وی ازدواج کرد. جنیفر که بسیار جوان‌تر از سیلوستر استالونه می‌باشد در چهارده اگوست سال ۱۹۶۸ در شیکاگو به دنیا آمده است. او دو خواهر هنرپیشه به نام‌های (جولی و تریشیا فلیون) دارد و مدرک دانشگاهی وی در رشته اقیانوس‌شناسی می‌باشد. استالونه پنج فرزند دارد. پسر ارشد او (سیج استالونه) و پسر دومش (سرجو) فرزندان (ساشا چاک) هستند و در سال‌های ۱۹۷۶ و ۱۹۷۹ به دنیا آمدند. دختران استالونه (سوفیا رز) که بیماری قلبی مادرزادی دارد و یک سوراخ در قلب اوست، (سیستین رز) و (اسکارلت رز) فرزندان مشترک او و جنیفر فلیون می‌باشند که به ترتیب در سال‌های ۱۹۹۶، ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ متولد شدند. او و فلیون که یک آمریکایی ایرلندی است در قصر (بلنهایم) واقع در (آکسفورد شایر) انگلستان ازدواج نمودند. این قصر محل تولد (وینستون چرچیل) نیز می‌باشد.
    از نکات قابل توجه زندگی خصوصی استالونه این است که او به همراه (بروس ویلیس) و (آرنولد شوارتزنگر) مالک رستوران‌های (پلنت هالیوود) بودند ولی این اواخر شوارتزنگر سهم خود را فروخت. استالونه فعالیت‌های سیاسی نیز داشته است ولی برای یک جناح خاص کار نمی‌کند و تاکنون هم به نفع کاندیداهای جناح دموکرات تبلیغ کرده است و هم به نفع کاندیداهای جناح جمهوری خواه.
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ساموئل ال جکسون

    ساموئل ال جکسون


     

    نام :ساموئل ال جکسون

    روز تولد : ۲۱ دسامبر

    محل تولد : واشینگتن ،حومه کلمبیا در آمریکا

    ساموئل لروی جکسون پس از سالها بازی در نقش های کوچک در فیلم هایی چون ورود به آمریکا (۱۹۸۷) دریای عشق (۱۹۸۹) و رفقای خوب (۱۹۹۰) با ساخته ای از سیاهپوشی مطرح به نام اسپایک لی در نقش یک معتاد به مواد مخدر در فیلم تب جنگل در سال ۹۱ مطرح شد و توانست حتی نظر منتقدین را در جشنواره کن در سال ۹۱ به خود جلب کند . او دانش آموخته کالج مورهاوس می باشد و کارش را با تجربیات صحنه ای آغاز کرد. با اسپایک لی ابتدا در مدرسه Daze و در سال ۱۹۸۸ همکاری کرد و یک سال بعد در همکاری مجدد با لی کا را درست انجام بده بازی کرد . سال ۹۲ در آثاری چون بازی میهن پرستاه ،شن های سفید و پریدن در محوطه استخوان را بازی کرد. و سال ۹۳ این بخت را یافت تا نقش های مهم تری در فیلم های چون آموس و اندرو بدست بیاورد. در آن سال نقش های مکملی را هم در فیلم های پارک ژوراسیک و رومانس حقیقی را ایفا کرد. اما سرانجام این کوئینتین تارانتینو بود که با یک نقش کوتاه اما اثر گذار در قصه های عامه پسند همگان را با نام و چهره او آشنا کرد. فیلم و نقش مورد تحسین فراوانی واقع شدند و او نامزد اسکار نقش مکمل شد این موفقیت بعد ها با آثاری چون بوسه مرگ و جان سخت ۳ (۹۵)دنبال شد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • داستین لی هافمن

    داستین لی هافمن


    نام : داستین لی هافمن

    تولد : ۸ آگوست ۱۹۳۷

    محل تولد : لس آنجلس آمریکا

    خانواده : پدرش یک یهودی روسی الاصل بودکه علاوه بر طراحی مبلمان به عنوان خیاط در کمپانی کلمبیا کار می کردو مادرش یک هنرپیشه آماتور تئاتر بود.

    وقتی در اواخر دهه ۶۰ وارد سینما شد کمتر کسی فکر می کرد که او با این جثه نحیف و دماغ دراز ممکن است بتواند به یکی از بازیگران صاحب سبک سینمای آمریکا تبدیل شود. راه رفتن او در آن اوایل به دوره گردهای ویلانی می مانست که جز حماقت چیزی را منتقل نمی کرد. خودش می گوید که آن موقع با جین هاکمن (بازیگر فیلم ارتباط فرانسوی) و رابرت دووال (بازیگر فیلم پدرخوانده و کارگردان کنونی) تصمیم گرفتیم تحت هرشرایطی به حرفه مان ادامه بدهیم، حتی اگر از استودیوها بیرونمان بیندازند. زمانی که او وارد سینما شد، کلینت ایستوود با وسترن های اسپاگتی غوغا می کرد، رابرت دنیرو و آل پاچینو هر یک با نقش های بزرگی که ایفا کردند، استعداد فوق العاده خود را به رخ کشیدند و هافمن تازه فهمید که شاید در حساس ترین موقعیت تاریخی وارد سینما شده. در دوره ورود او، ستاره های قدیمی افول کرده بودند و این خود زمینه ای بود برای ورود جوانان پرورش یافته در مکاتب بازیگری.

    داستین هافمن هرگز شمایل یک قهرمان هالیوودی را نداشته است. قد کوتاه او و تند تند حرف زدن و بالا و پایین پریدنش هیچ ربطی به وقار و آقامنشی بازیگران طلایی سینمای آمریکا ندارد؛ اما ظاهرا شرایط تغییر یافته بود و دیگر کسی برای بازیگران جا سنگین و پرفیس و افاده، حتی تره هم خرد نمی کرد و شاید به دلیل همین تغییر دوران بود که وارن بیتی و رایان اونیل هیچ وقت تبدیل به بازیگر درجه یکی نشدند و نتوانستند فیلم های موفق خود را تکرار کنند. در عوض هافمن هر نقشی را بازی کرد. از یانکی عجیب و غریب «بزرگمرد کوچک» گرفته تا شخصیت زن نمای «توتسی»، از جوان آسمون جل «کابوی نیمه شب» گرفته تا مرد درآستانه فروپاشی «کریمر علیه کریمر»، از دونده به انتها رسیده «ماراتن من» گرفته تا جوان سرگشته «فارغ التحصیل» و بعد «تمام مردان رئیس جمهور»، «شهر دیوانه» و… یک بار در اظهار نظری با مزه گفت که فقط فیلم های جیمز باندی را در کارنامه اش کم دارد که اتفاقا باید گفت هیات ظاهری اش بسیار برازنده این کارمند سرویس جاسوسی انگلستان هم هست! تصور کنید داستین هافمن با آن هیبت و ظاهر معصومانه بخواهد وارد تشکیلات امنیتی چین شود.

    او تا کنون هفت بار کاندیدای دریافت اسکار شده و دوبار این جایزه را به خاطر «کریمر علیه کریمر» و «مرد بارانی» تصاحب کرد. اوج دوران حرفه ای داستین هافمن به دهه ۷۰ برمی گردد که در این سال ها به همراه دنیرو و پاچینو نسل تازه ای بودند که قرار بود آینده را تسخیر کنند. هافمن در فیلم ستایش شده «بزرگمرد کوچک» به کارگردانی آرتورپن، نمایش تحسین برانگیزی داشت. این وسترن نامتعارف نگاه بسیار متفاوتی به تمدن آمریکایی داشت و خیلی ها این کار آرتورپن را در کنار وسترن های اسپاگتی سرجئو لئونه، جزو آخرین آثار برتر این ژانر خاطره انگیز به حساب می آورند. جثه کوچک هافمن برازنده یک قهرمان ششلول بند نبود، قهرمانی که در طول سال ها با نقش آفرینی های جان وین شکلی اسطوره ای به خود گرفته بود. بر عکس در دوران افول این سینما، دیگر نمی شد با مهارت های فردی یک خود خواه بد دهن، تماشاگران را جذب کرد و دیگر کسی تمایلی به تکرار شمایل جیمز استوارت و گریگوری پک و جان وین نداشت.

    همچنین فیلم «کابوی نیمه شب» مرثیه ای بود برای فیلم های خیابانی که از الگوی داستانی «رابطه دو دوست» پیروی می کرد. بازی های درخشان جان وویت و داستین هافمن در این فیلم تاثیر گذار جان شله زینگر، شیوه تازه ای از بازیگری را به جهان سینما معرفی کرد. بازی هایی که از عادت های روزمره مردم سرچشمه می گرفت و در ارتباط با زندگی آنها معنا می شد.

    با این همه داستین هافمن پس از دریافت دومین اسکارش، تقریبا به محاق رفت. در سال های دهه نود که شاهد اوج گیری دوباره هم نسلان او هستیم او نقش آنچنان چالش برانگیزی نیافت تا خودش را احیا کند. فیلم «شهر دیوانه» ساخته کوستا گاوراس تا حدودی بار دیگر نام او را بر سر زبان ها انداخت؛ اما نقشی بنیادی برای بازیگری که دو بار جایزه اسکار گرفته نبود.

    هافمن ۶۸ ساله از این سال ها با شیفتگی و احترام یاد می کند. او معتقد است تجربیات زندگی به شناختش از بازیگری کمک فراوانی کرده است. در یکی از فیلم های اخیرش با نام «راه مهتاب» با بازیگران نسبتا جوانی همکاری داشت. جیک گیلنهال بازیگر نقش جونست معتقد است که هافمن چنان انرژی ای به او داده بود که احساس می کرد واقعا این نقش را بارها در زندگی اش تجربه کرده. این بازیگر اعتراف می کند که در روزهای اولیه فیلمبرداری از بابت بازی در کنار هافمن دچار تشویقش فراوانی بوده؛ اما بعد رابطه شان آنقدر صمیمی شده بود که پیش از شروع فیلمبرداری سر به سر هم می گذاشتند.

    داستین هافمن تا پیش از «راه مهتاب» سه سال از سینما دور بود. او دلیل این کار را استراحت و دوری از مناسباتی می داند که با آنها بیگانه است. او نسبت به نحوه تولید فیلم ها و بازاریابی شان در هالیوود بشدت معترض است و هنوز معتقد است که دلیل اصلی مشکلات سینما، وجود همین دلال بازی های احمقانه است. او با تاکید بر این که روی آوردن سازندگان سینمای هالیوود به تصاویر جلوه گرانه و فیلم های پرفروش، این آثار را از معنا و محتوا تهی کرده، ترجیح می دهد وقتی قادر نیست جلوی این جریان سهمگین را بگیرد، خودش را حذف کند. او با همسرش در این خصوص مشورت کرد و به این نتیجه رسید که باید مدتی از سینما دور بماند. به همین خاطر سه سال در هیچ فیلمی بازی نکرد و سرانجام بازی در «راه مهتاب» را پذیرفت که خیلی ها معتقدند شباهت های بسیاری به فیلم «فارغ التحصیل» ساخته مایک نیکولز دارد.

    هافمن در سال های اخیر همیشه بازی متعادلی داشته، نه خوب خوب و نه بد بد. در این سن و سال بیش از هر چیز به نقشی چالش برانگیز می اندیشد که پایان خوشی باشد بر چهل سال حضورش به عنوان بازیگر. با این حال هنوز در صدد تجربه های تازه است. او از جانی دپ جوان به عنوان یکی از برترین های سینمای دنیا یاد می کند و امیدوار است تا تجربه مشترکی با هم داشته باشند، از سوی دیگر همیشه دوست داشته تا نقشی در تجربه های بلند پروازانه سینماگران هندی داشته باشد. مثلا بازی اش در «مرگ یک دستفروش» به کارگردانی فولکر اشلوندروف بسیار مورد توجه قرار گرفت. او خودش در سال ۱۹۸۵ این فیلم را تهیه و در آن بازی کرد.

    سوزان ساراندون بازیگر فیلم «راه مهتاب» نمی تواند خوشحالی خودش را از بازی کردن در کنار داستین هافمن پنهان کند. او درباره همکاری اش گفته که نقش های ما به دلیل پویایی شان به هم نزدیک بودند. من و او در این فیلم نقش آدم هایی را بازی می کنیم که بیش از هر چیز خانواده برایشان اهمیت دارد و همین مسئله باعث پیوند ماست.

    در فیلم «سگ را بجنبان» یک بار دیگر شاهد قدرت نمایی این بازیگر کهنه کار بودیم. او با تسلط فوق العاده اش نقش مشاور سیاسی این فیلم را به خوبی ایفا کرد. برای او که در حال حاضر ۶ فرزند دارد، هر فیلمی به منزله فرصتی است تا تجربیاتش را در اختیار جوانان بگذارد. یکی دیگر از توافقات او با همسرش لیزا، این بود که تا سر حد امکان از پذیرفتن نقش های نه چندان معتبر و مستحکم خودداری کند و انرژی خود را برای بازی در پروژه ای مناسب حفظ کند. او به همین دلیل از همسرش تشکر می کند که همواره در شرایط سخت به یاریش شتافته. او در ادامه صحبت هایش می گوید که در زندگی خصوصی اش هرگز نتوانسته با وقایع هولناک رخ داده به سرعت کنار بیاید. «دوست دارم به هر طریقی که شده از وقوع اتفاقات ناگوار جلوگیری کنم. در این سن و سال دیگر مایل نیستم با اندوه زندگی کنم؛ اما مشکلات را به عنوان بخشی از زندگی ام پذیرفته ام.»

    داستین هافمن از بیلی کرداپ و لیلی سوبیسکی به عنوان استعدادهای آینده سینما یاد می کند. در ادامه از شرایط نه چندان مساعد سینمای امروز به عنوان مانعی برای رشد استعدادها و خلاقیت های بازیگران یاد می کند: «ما در جوانی تصمیم داشتیم تا با یک شرکت تئاتری کوچک قرار داد خونی امضاء کنیم و تا ابد برای آن ها روی صحنه برویم. ما این طور شروع کردیم و اکنون با وجود همه این جوایزی که دریافت کرده ام و با این که در این دوران سالخوردگی دیگر انرژی جوانی ام را ندارم؛ اما هنوز شور و شوق تجربه کردن در این حرفه را دارم و به نقش های پیشنهادی فکر می کنم. تا زمانی که این احساس در من هست با تلاش تمام ادامه می دهم و مطمئن باشید روزی که این احساس دیگر وجود نداشته باشد، داستین هافمن وجود نخواهد داشت.

    جایزه اسکار

    ۱:نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر به خاطر بازی در" فارغ التحصیل" در سال ۱۹۶۷
    ۲: نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر به خاطر بازی در" کابوی نیمه شب" در سال ۱۹۶۹
    ۳:نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر به خاطر بازی در

    " Lenny"

    در سال ۱۹۷۴
    ۴:نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر به خاطر بازی در" توتسی" در سال ۱۹۸۲
    ۵: برنده اسکار بهترین بازیگر مرد به خاطر بازی در" کرامر علیه کرامر" در سال ۱۹۷۹
    ۶: برنده اسکار بهترین بازیگر مرد به خاطر بازی در

    " Rain Man"

    در سال ۱۹۸۸

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • دانیل کریگ

    دانیل کریگ


    بیوگرافی دانیل کریگ (جیمزباند)

    کریگ در شهر «چستر» انگلیس چشم به جهان گشود

     دوران کودکی
    کریگ در شهر «چستر» انگلیس چشم به جهان گشود. پدرش تیموتی جان راوتون کریگ، افسر پایین‌رتبه نیروی دریایی بود و وقتی در کشتی نبود و در ساحل به سر می‌برد کارهای مختلفی برای امرار معاش انجام می‌داد و مادرش «اولیویا ویلیامز کریگ» هنرتدریس می‌کرد. دانیل در محل کار پدرش در «ویلینگتون» و پس از آن در «هوی لیک» واقع در نزدیکی لیورپول بزرگ شد. او از زمان تحصیل در دبیرستان به سینما و بازیگری علاقه داشت و در شانزده سالگی به لندن رفت تا به تئاتر ملی جوانان بپیوندد. او در دبیرستان عضو تیم راگبی شهرش هم بود.

    کار حرفه‌ای

    دانیل کریگ در مدرسه موسیقی و تئاتر گیلدهال تحصیل کرد و در سال ۱۹۹۱ از آن‌جا فارغ‌التحصیل شد و در سال ۱۹۹۳ چند نقش کوتاه در فیلم‌های «عقاب‌شارپ» و «الاغ مرده» بازی کرد. در سال ۱۹۹۶ اولین نقش اصلی خود را در سریال تلویزیونی «دوستان شمالی ما» ایفا کرد و پس از آن به همکاری خود با شبکه بی‌بی‌سی انگلیس ادامه داد و در سریال‌های مختلفی به ایفای نقش پرداخت.

    جیمز باند
    در فوریه سال ۲۰۰۵ نام «دانیل کریگ» به عنوان یکی از بازیگران احتمالی نقش جیمز باند در مطبوعات چاپ شد. شاید در آن زمان خیلی‌ها فکرش را هم نمی‌کردند که او برای این نقش انتخاب شود ولی در ماه آوریل همان سال نشریات نوشتند که کریگ با قیمت ۱۵ میلیون پوند (۶۹۷/۲۹ دلار) با شرکت فیلم‌سازی EON برای بازی در این فیلم قرارداد بسته است و سرانجام در اکتبر ۲۰۰۵ این قرارداد به مراحل نهایی خود رسید و حضور کریگ در این نقش قطعی شد. کریگ نخستین جیمز باندی است که پس از مرگ «آلبرت بروکلی» تهیه کننده و سازنده اول جیمز باند در سال ۱۹۹۶ برای بازی در این نقش قرارداد بست. او چندی پیش برای فیلم‌های شماره ۲۴ و ۲۵ جیمز باند هم قرارداد امضا کرد. انتخاب دانیل کریگ به عنوان مامور ۰۰۷ با انتقادها و اعتراضات بسیاری مواجه شد بطوری که بعضی از هواداران این مامور مخفی، تماشای فیلم جدید او را تحریم کردند. دلیل مخالفت این افراد این بود که کریگ برخلاف باندهای قبلی مو بور و متوسط‌القامت است. با پوشش خبری وسیع علیه دانیل کریگ، هنرپیشه‌های بسیاری دست به کار شدند و از او حمایت کردند. در میان این هنرپیشگان چهار بازیگر قبلی این نقش یعنی «تیموتی دالتون»، «شون کانری» «راجر مور» و «پیرس برازنان» هم به چشم می‌خورند که با قدرت از انتخاب کریگ حمایت کردند. «کلایو اوون» بازیگری که مدت‌ها گفته می‌شد او نقش باند جدید را بازی خواهد کرد و «جودی دنج» بازیگر نقش مقابل کریگ در «کازینورویال» هم در میان حامیان وی بودند.
    در مصاحبه با نشریه «گلوب اند میل» از پیرس برازنان پرسیده شد نظرتان درباره دانیل کریگ بازیگر جدید نقش جیمز باند چیست و آیا شما فیلم کازینورویال را تماشا خواهید کرد؟ که او پاسخ داد: «بی‌صبرانه در انتظار اکران آن هستم. همکاران من هم منتظر اکران آن فیلم هستند. دانیل کریگ هنرپیشه بزرگی است و حتما وظیفه‌اش را به نحواحسن انجام خواهد داد.»

    اکران فیلم کازینورویال و چهره انسانی‌تر و واقعی‌تر جیمز باند با آن توانایی‌های برجسته بازیگری، همگان را به تحسین واداشت. مهم‌ترین سایت‌های اینترنتی دنیا به بحث و بررسی کازینورویال و بازی بازیگر اول آن پرداختند و ۹۴ درصد از مباحث این فیلم و بازی دانیل کریگ را مثبت ارزیابی کردند. بسیاری از مقالات عنوان کردند که کریگ توانسته است یک باند باور کردنی‌تر و قابل پذیرش‌تر را به نمایش بگذارد. او در ژانویه سال ۲۰۰۶ نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد بریتانیا شد و در جشنواره فیلم انگلیس در فوریه ۲۰۰۷ جایزه بهترین هنرپیشه را از آن خود کرد.کازینورویال در سال ۲۰۰۶ یکی از پنج فیلم پرفروش تاریخ سینما و در سال ۲۰۰۷ به عنوان دومین فیلم پرفروش باند انتخاب شد.

    زندگی خصوصی
    دانیل کریگ علاقه خاصی به موسیقی به ویژه موسیقی «هوی متال آلمانی» دارد. او به بازی‌های کامپیوتری نیز به شدت علاقه‌مند است و به گفته خودش بیشتر اوقات فراغتش را صرف نشستن روبه‌روی کامپیوتر و انجام بازی‌های اکشن و بکش بکش کامپیوتری می‌گذراند. کریگ در سال ۱۹۹۲ با «فیونا لودون» هنرپیشه انگلیسی ازدواج کرد و در همان سال صاحب دختری به نام «الا» شد. گفته می‌شود او مدتی با سیه نامیلر آشنا بود ولی در حال حاضر با «ساتسوکی میچل» تهیه‌کننده نامزد است.
    دانیل در زمان اوج مخالفت‌ها با بازی او در نقش جیمز باند در مصاحبه‌ای گفت دخترش به حضور او در این فیلم افتخار می‌کند.
    کریگ معمولا در محافل از دخترش صحبت نمی‌کند. «الا» و مادرش «فیونا» در لندن زندگی می‌کنند. او درباره دخترش می‌گوید: «الا» به این‌که من جیمز باند شده‌ام افتخار می‌کند و خیلی خوب با این قضیه کنار آمده است. من به خاطر این فیلم خیلی خوشحالم ولی در عین حال دوست دارم از دخترم محافظت کنم. نمی‌خواهم مشهور شدن من به عنوان مامور ۰۰۷ برای او مشکل ایجاد کند. به همین خاطر در مصاحبه‌ها زیاد از او صحبت نمی‌کنم چون هر چه بیشتر درباره او بگویم مطبوعات بیشتر به خود حق می‌دهند مزاحم او شوند و از او عکس بگیرند.
    وقتی صحبت از انتخاب او به عنوان نقش اصلی فیلم کازینورویال به میان آمد، حرف و حدیث‌ها درباره او هم به شدت بالا گرفت و او نمی‌خواست دامنه این اخبار دامن دخترش را بگیرد. در آن زمان مطبوعات شایعات عجیبی از او می‌نوشتند مثلا چند مجله نوشته بودند او وقتی سوار قایق می‌شود دچار دریاگرفتگی می‌شود یا این‌که او از اسلحه خوشش نمی‌آید یا اصلا رانندگی بلد نیست. بعد نوبت به انتقادهای دیگر رسید مثلا می‌گفتند کریگ زیادی قدکوتاه است و گوش‌های بزرگی دارد.
    کریگ آخرین جیمز باند

    کریگ پس از شنیدن و خواندن انتقادات وسیع در این‌باره گفت: «اینترنت وسیله شگفت‌انگیزی برای رساندن صدای مردم است و من به شدت به آن معتقدم. ولی متاسفانه نمی‌توانم از طریق اینترنت با مردم بحث کنم چون مردم بیشتر دوست دارند نظرات شخصی خودشان را اعلام کنند. دموکراسی یعنی همین. تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که بروید فیلم را ببینید. مردم تعصب خاصی نسبت به این فیلم دارند چون خیلی به خودشان نزدیک می‌دانند. آنها با جیمزباند بزرگ شده‌اند. من هم همین‌طور. ولی من قبل از این‌که بتوانم خودم را ثابت کنم مورد انتقاد قرار گرفتم. فقط مجبور بودم ساکت باشم و همه‌چیز را فراموش کنم. نمی‌توانم به این موضوعات فکر کنم. مجبورم به جلو بروم و تمرکزم را معطوف ایفای نقشم کنم. تا آن را درست انجام بدهم. هر چند که از قبل خودم را برای این عکس‌العمل‌ها آماده کرده بودم ولی باز هم تحت تاثیر شدیدی قرار گرفتم. توجه دوستان و فامیل خیلی برایم مهم بوده است. دوستان برای همین مواقع هستند. هر وقت یک فیلم بازی می‌کنم بلافاصله نظر آنها را می‌پرسم و نظر آنها برای من خیلی ارزشمند است. دانیل کریگ درباره رنگ کردن موهایش گفت: «حتی یک ثانیه هم به ذهنم خطور نکرده است که موهایم را رنگ کنم. موهای من در داستان فیلم هیچ تاثیری نداشت. تنها چیزی که به من گفته شد این بود که موهایم باید کوتاه باشد و من هم این موضوع را رعایت کردم. خوشبختانه الان دیگر کسی به رنگ موهای من فکر نمی‌کند و بلوند بودن من برای کسی مهم نیست. خوشبختانه من چیزی به جز رنگ مو برای عرضه داشته‌ام بازیگری…»
    کریگ برای این فیلم سختی‌های زیادی را تحمل کرد و رژیم غذایی سختی گرفت. او می‌گوید هفته‌ای یک‌بار رژیم را می‌شکستم چون احساس می‌کردم لازم است لااقل هفته‌ای یکبار از حال و هوای جیمز باند بیرون بیایم. آن‌وقت مثل خرس هر چیزی که دلم می‌خواست از انواع شربت و شیرینی گرفته تا غذاهای رنگارنگ را می‌خوردم.پیرس برازنان یک‌بار گفت اولین فیلمی که در عمرش دید فیلم جیمز باند بود. حال دانیل کریگ هم همین ادعا را دارد. او می‌گوید: «وقتی برای اولین‌بار به سینما رفتم فیلم «زندگی‌کن و بمیر» از سری فیلم‌های جیمز باند با بازی «راجرمور» بود. فیلم محبوب کریگ «از روسیه با عشق» است زیرا در آن «رابرت شاو» نقش منفی فیلم را بازی می‌کند و مثل او بلوند است. دانیل کریگ هم در اکثر فیلم‌های خود نقش منفی داشته است. او درباره ثروتمند شدن می‌گوید: «پول درآوردن خیلی خوب است. من دوست دارم پولدار شوم و با پولهایم آثار هنری بخرم. البته از اتومبیل «استون مارتین» هم خوشم می‌آید و شاید یکی خریدم.» آیا دانیل کریگ برای یک شهرت جهانی آماده است؟ می‌گوید: نمی‌دانم. اصلا نمی‌دانم چطور باید برای این موضوع آماده شد. من به خاطر مشهور شدن در این فیلم بازی نکردم و هیچ‌وقت به دنبال شهرت نبودم. البته از آن هم بدم نمی‌آید ولی بیشتر ازشهرت به کارم علاقه‌مند هستم. شهرت خوب است ولی در کنار آن مشکلاتی نیز به‌وجود می‌آید. حریم خصوصی خیلی اهمیت دارد و می‌دانم که با این شهرت مقدار زیادی از آن را از دست می‌دهم و باید با این موضوع کنار بیایم.
    کریگ در اوقات فراغت خود به ماهیگیری و نقاشی می‌پردازد. اصولا دوست دارد تصویر ماهی‌ها را بکشد. می‌گوید: «باید برای اوقات بی‌کاری‌ام برنامه درستی بچینم. من خانواده‌ام را گاهی تا چند ماه نمی‌بینم. باید بروم و ببینم اصلا هنوز مرا دوست دارند؟ باید ارتباطم را با خانواده‌ام مستحکم‌تر کنم.»
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • جک نیکلسون

    جک نیکلسون


     

    نام: جک نیکلسون

    نام اصلی: جان جوزف نیکلسون

    سال تولد: ۲۲ آوریل ۱۹۳۷

    نام: جک نیکلسون

    نام اصلی: جان جوزف نیکلسون

    سال تولد: ۲۲ آوریل ۱۹۳۷

    محل تولد: نپتون / نیوجرسی

    برنده اسکار:- دیوانه ای از قفس پرید (۱۹۷۵)- دوران مهرورزی (۱۹۸۳)- بهترین شکل ممکن (۱۹۹۷)

    نامزد اسکار:- ایزی رایدر (۱۹۶۹)- پنج قطعه آسان (۱۹۷۰)- آخرین گروه (۱۹۷۳)-

    محله چینی ها (۱۹۷۴)- سرخ ها (۱۹۸۱)- شرافت خانواده پریتسی (۱۹۸۵)- آیرون وید (۱۹۸۷)

    - چند آدم خوب (۱۹۹۲)

    ————————————————————————

    بیوگرافی:

    مادرش صاحب یک پیرایشگاه و پدرش خانواده را ترک گفته بود. در سن ۱۷ سالگی و در کالیفرنیا به عنوان یک پادو در کمپانی M.G.M مشغول به کار شد . همانجا بازیگری آموخت. و در بسیاری از نمایشها و برنامه های تلویزیونی بازی کرد.

    برای اولین بار در سال ۱۹۵۸ در فیلمی به نام کودک کش فریاد بزن (راجر کورمن) بازی کرد. اما با بازی در ایزی رایدر (دنیس هاپر، ۱۹۶۹) بود که به شهرت رسید و کاندید جایزه اسکار شد.

    اما مجسمه طلایی اسکار را برای اولین بار برای بازی در فیلم دیوانه ای از قفس پرید در سال ۱۹۷۵ بدست آورد.او تا به حال در نقشهای متفاوتی ظاهر شده است.جک نیکلسون در سال ۱۹۷۱ به کارگردانی روی آورد. بازی بسیار دیدنی او در فیلم درباره اشمیت (الکساندر پین) چشمها را بسوی خود خیره کرده است. او یکی از بخت های مسلم اسکار ۲۰۰۳ است.

    ————————————————————————

    بخشی از فیلمشناسی:درباره اشمیت (الکساندر پین، ۲۰۰۲)قول (شون پن، ۲۰۰۱)

    بهترین شکل ممکن (جیمز ل. بروکس)خون و شراب (بابا رافلسن، ۱۹۹۷)

    ستاره شب (رابرت هارتلینگ، ۱۹۹۶)مریخ حمله میکند (تیم برتون، ۱۹۹۶)

    عابر نگهبان (شون پن، ۱۹۹۵)گرگ (مایک نیکولز، ۱۹۹۴)هافا (دنی دوویتو، ۱۹۹۲)

    چند آدم خوب (راب راینر، ۱۹۹۲)دردسر مردانه (باب رافلسن، ۱۹۹۲)

    دوجیک (+ کارگردانی، ۱۹۹۰)بتمن (تیم برتون، ۱۹۸۹)آیرون وید (هکتور بابنکو، ۱۹۸۷)

    اخبار سراسری (جیمز ل.بروکس، ۱۹۸۷)جادوگران شهر ایستویک (جرج میلر، ۱۹۸۷)

    سوزش دل (مایک نیکولز، ۱۹۸۶)شرافت خانواده پریتسی (جان هیوستون، ۱۹۸۵)

    دوران مهروزی (جیمز ل.بروکس، ۱۹۸۳)سرخ ها (وارن بیتی، ۱۹۸۱)

    پستچی همیشه دوبار زنگ می زند (باب رافلسن، ۱۹۸۱)مرز (تونی ریچاردسون، ۱۹۸۱)

    تلالو (استنلی کوبریک، ۱۹۸۰)آخرین نواب (الیا کازان، ۱۹۷۶)آبخیزهای میزوری (آرتور پن، ۱۹۷۶)

    دیوانه ای از قفس پرید (میلوش فورمن، ۱۹۷۵)تامی (کن راسل، ۱۹۷۵)

    حرفه: خبرنگار (میکل آنجلو آنتونیونی، ۱۹۷۵)تقدیر (مایک نیکولز، ۱۹۷۴)

    محله چینی ها (رومن پولانسکی، ۱۹۷۴)آخرین گروه (هال اشبی، ۱۹۷۳)

    سلطان ماروین گاردنز (باب رافلسن، ۱۹۷۲)مکانی امن (هنری جاگلوم، ۱۹۷۱)

    معرفت جسم (مایک نیکولز، ۱۹۷۱)پنج قطعه آسان (باب رافلسن، ۱۹۷۰)

    در یک روز آفتابی برای همیشه می توانی ببینی (وینسنت مینه لی، ۱۹۷۱)

    ایزی رایدر (دنیس هاپر، ۱۹۶۹)Psych-Out (ریچارد راش، ۱۹۶۸)

    موتورسواران هلز انجلز (ریچارد راش، ۱۹۶۷)

    تیراندازی (+ تهیه کننده شریک، مانتی هلمن، ۱۹۶۶)

    از در پشتی به جهنم (مانتی هلمن، ۱۹۶۴)ناوبان دوم پولور (جاشوا لوگان، ۱۹۶۴)

    ترس (راجر کورمن، ۱۹۶۳)کلاغ (راجر کورمن، ۱۹۶۲)زمین تکه شده (جان بوشلمن، ۱۹۶۱)

    فروشگاه کوچک وحشت (راجر کورمن، ۱۹۶۰)استادز لونیگن (ایروینگ وینکلر، ۱۹۶۰)

    گردش وحشیانه (راجر کورمن، ۱۹۶۰)برای دلبستگی خیلی زود است (ریچارد راش، ۱۹۵۹)

    کودک کش، فریاد بزن (جاس آدیس، ۱۹۵۸
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • جیم کری

    جیم کری


    نام : جیم
    نام خانوادگی : کری
    تاریخ تولد : ۱۷ ژوئن ۱۹۶۲
    محل تولد : نبومارکت واقع در اونتاریو کانادا
    جیم کری در خانواده ای در سطح پایین متولد شد ولی این امر باعث نشد که او نتواند به عنوان یک کمدین وارد عرصه شود. اولین کار کمدی خود را در کلوپ شبانه در حالی انجام داد که تنها ۱۶ سال داشت و جالب آنکه به شدت مورد انتقاد واقع شد تاجایی که حتی حضارین سالن با داد و فریاد و پرتاب اشیا به سویش حمله کردند و او را از سالن بیرون انداختند. اما کری همچنان کار خود را ادامه داد اگر چه هر بار در پی حادثه ای مشابه کلوپ خود را عوض می کرد . این ماجرا ادامه داشت تا اینکه به سن ۲۲ سالگی رسید و توانست پس از مدت ها ناکامی خود را باعنوان کمدین برنامه های زنده تثبیت کند . اینجا بود که به تلویزیون راه پیدا کرد و برای نخستین بار در یک برنامه محصول شبکه « سیت کام» با نام « کارخانه اردک» بازی کند. اگر چه نقش کوتاهش جای کار چندانی نداشت ، اما این امتیاز را فراهم آورد تا با فضای جلوی دوربین آشنا شود.
    در دهه ۸۰ در چندین نقش مکمل در« آپاری چون پگی سو ازدواج کرده (۱۹۸۶)» و« دختران زمینی سهل الوصل هستند)(۱۹۹۰) » ظاهر شود . نقشی که در تلویزیون او را به یک چهره تبدیل کرد ، حضور در کمدی محصول شبکه « فاکس »  به نام « رنگ زندگی» بود.
     سال ۹۴ را باید سال جیم کری خواند ، اکران همزمان سه فیلم کمدی که در گیشه به موفقیتهای فراوانی رسیدند نشانه خوبی برای یک ورود ستاره بود . ابتدا بازی در « ایش ونچورا» ، « کاراگاه حیوانات» و سپس « ماسک » و بعد هم « احمق و احمق تر» او را به شهرتی باور نکردنی رساند تا جایی که وقتی برای قراردادهای بعدی اش مبلغ بیست ملیون دلار را درخواست کرد ، « سیلوراستالونه » به کارگزارش تلفن کرد و به او اطلاع داد که رکوردی نجومی در دستمزدها به جای گذاشته و او هم هم چنین مبلغی را می خواهد. در حالی که پیش از این جیم صرفا به خاطر مبالغ نا چبزی به بازی می پراخت.
    سال ۹۵ در « بلاک باستر بتمن» نقش منفی کار را بر عهده داشت و در سال ۹۶ شانس خود را درنقش های پر معنا و سیاه تری آزمود، او این بار متخصص نصب کابلهای ماهواره بود که دچار بیماری روانی می شود ، فیلمی که « مرد کابلی » نام داشت و از کری قابلیتهای انکار ناپذیربیرون می کشد و نقدهای فراوانی هم از جانب تماشاگران که همه آنها نیز مثبت بودند دریافت می کند. جیم با بازی در فیلم پروسرصدای « نمایش ترومن» جنبه دیگری از بازیگری را آزمود اگر چه این حضور موفق بود اما کار مشابه که با عنوان « مجستیک » روانه بازار کرد ، یک شکست تمار عیار بود.
    سال ۲۰۰۴ با « مریل استریپ و جود لاو » در برگردان سینمایی « سلسله حوادث ناگوار لمونی اسنیکت » که یک کار کودکانه بود بازی می کند که برای حضور در آن زیر گریم سنگینی قرار می گیرد . او مشابه چنین نقشی را با چنین گریم سنگین را در فیلم «چگونه گرینویچ کریسمس را دزدید » نیز ایفا کرده است.
    عده ای از منتقدان و علاقمندان به جیم کری معتقدند که صورت او آنقدر کش می آید که گویی استخوانی در آن وجود ندارد!
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش