عکس خرید فروش

گفت‌و‌گو با استیون سودربرگ کارگردان فیلم «چه»

  • دسته بندی: دسته‌بندی نشده

سینمای ما – بیشتر فیلم‌ها در زمینه فرم به سراغ «تالار آیینه» می‌روند که روایت را در فرآیند فیلمسازی منعکس می‌کند یا برعکس (فرآیند تولید را در روایت بازتاب می‌دهد). اما بعضی‌ فیلم‌‌ها هم به سبک دوقلو‌های ناهمسان سرزنده و بشاش استیون سودربرگ قدم به این تالار می‌گذارند؛ دو قلو‌هایی که «آرژانتین» و «چریک» نام دارند (و در عنوان موجز «چه» قنداق شده‌اند). سودربرگ در نشست مطبوعاتی پیش‌نمایش «چه» در جشنواره کن خاطرنشان کرد در مواجهه با چه گوارا، این مبارز اهل آمریکای جنوبی بیش از هر چیز مجذوب اراده وی شده است.
(باید اضافه کرد) گرچه طبق گفته سرزنش‌آمیز مائو، انقلاب «یک مهمانی شام، یک مقاله یا یک تابلوی نقاشی» نیست و برخلاف احساس خروشان جاری در ماه می ‌۶۸ «انقلاب یک فیلم هم نمی‌تواند باشد»، با این حال اراده و عزم شخص سودربرگ در فیلم «چه» برای شکل دادن به تمامی جوانب این پروژه از محتوا گرفته تا شکل نمایش ملموس و باورپذیر از کار درآمده است. در واقع این فیلم سودربرگ را در رده اساتید قرار می‌دهد. واکنش‌ها به «چه» در جشنواره کن از یک «فتح بزرگ» تا یک «فاجعه» در نوسان بود اما تقریبا همه فقط بر این نکته اتفاق نظر داشتند که چنین فیلمی هرگز به صورتی که در جشنواره کن به نمایش درآمد اکران نمی‌شود چرا که اغلب افراد حاضر در جشنواره معتقد بودند آن نسخه بیشتر به یک پیش‌نویس شبیه است. مثلا منتقد ورایتی با آن صدای نکره‌اش گفت: «شک ندارم این فیلم دوباره تدوین می‌شود». اما همانقدر که تماشاگران در کن نگران آینده فیلم بودند من تقریبا مطمئن بودم که آنچه در کن نمایش داده شده ۹۸ درصد به نسخه نهایی نزدیک است. مثل روز برایم روشن بود که سودربرگ تنها به چند وصله کاری مختصر اکتفا می‌کند. از طرف دیگر نگرانی جدی‌تر از این بابت بود که نسخه کامل چهار ساعته فیلم در آمریکا تماشاگران را فراری می‌دهد و مانند «سرگیجه» بعد از مرگ هیچکاک از چرخه توزیع حذف می‌‌شود.
چه خیال باطلی! «آرژانتین» و «چریک» درست با همان سر و شکل جشنواره کن در جشنواره فیلم تورنتو آمریکایی شمالی و با فاصله‌ای اندک در جشنواره فیلم نیویورک به نمایش درآمدند. و حالا طبق گفته سودربرگ این «نمایش جاده‌ای» در پایان سال به صورت محدود در ۲۰ شهر اکران می‌شود (در پنجاهمین سالگرد انقلاب کوبا و هشتادمین سالگرد تولد چه‌گوارا). خود سودربرگ می‌گوید: «به نظرم تماشای این فیلم برای عشاق سینه چاکی که می‌خواهند یک روز خود را تلف کنند بامزه است چون تمام کنش‌ها و واکنش‌های مربوط به چه‌گوارا در آن گنجانده شده است». کارگردان «چه» با لحنی آشکارا کنایی درباره سودآوری فیلمش در آمریکا توضیح می‌دهد: «تعریف ما و کسانی که در این کشور زندگی می‌کنند از موفقیت اقتصادی، چندان به مزاج کسانی که درباره فیلم‌ها می‌نویسند سازگار نیست. به نظر من اگر این فیلم حتی ۵ میلیون دلار بفروشد و بعد در فروش DVD چند صد هزار دلار نصیب‌مان کند با اعداد و ارقام خوشحال‌کننده‌ای مواجه شده‌ایم».
سال ۲۰۰۲ مطلبی در نشریه «فیلم میکر» درباره سودربرگ نوشتم و در آن استدلال کردم که اصل ساختاری نهفته در فیلم‌های وی از تضاد نشأت می‌گیرد. البته نه تضاد به معنای سیاسی مارکسیستی‌اش بلکه به معنای نوعی زیبایی‌شناسی که بر اساس آن شیء با ضد خود تعریف می‌شود. این تضاد نه تنها شکل‌دهنده فیلم‌های سودربرگ است بلکه میان تک تک فیلم‌های وی هم وجود دارد. به عنوان مثال جذابیت برونگرای «خارج از دید» (۱۹۹۸) را با مالیخولیای درونگرای «لایمی» (۱۹۹۹) مقایسه کنید که هر کدام به تنهایی به عنوان نمونه‌ای از هنر عامه‌پسند زیبایی خیره‌کننده‌ای دارند. سودربرگ از رابطه میان «آرژانتین» و «چریک» به «کنش و واکنش» تعبیر می‌کند که در واقع ماهیت این دو فیلم در محتوا و فرم بر همین اصل بنا شده است. «آرژانتین» عملیات‌های جنگی سال‌های ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۸ در کوبا را به تصویر می‌کشد و با حرکت افتخارآمیز چه‌گوارا و فیدل (کاسترو) به سمت هاوانا پایان می‌یابد. در مقابل «چریک» تلاش فاجعه‌بار تکرار استراتژی انقلاب کوبایی در بولیوی را نمایش می‌دهد که قرار بود در نهایت به انقلابی در سرتاسر آمریکای لاتین تبدیل شود.
«آرژانتین» و «چریک» از یک نظر فیلم‌های اکشنی هستند که از زوایه دید مردی روایت می‌شوند که خود در محور اکشن قرار داشته است (مردی که از یک طرف درد جسمانی را تجربه کرده است و به دلیل بیماری آسم طغیان آدرنالین در جنگ‌های چریکی را می‌شناخته است و از طرف دیگر چون یک استراتژیست نظامی بوده و به دلیلی سیاسی و ایدئولوژیک به جنگ پرداخته است خود و موقعیتش را از بیرون هم نگریسته است). سودربرگ درباره شخصیت چه‌گوارا می‌گوید: «چه‌گوارا شخصیتی بود که نمی‌توانستم در برابر پیشنهاد کارگردانی فیلمی درباره او جواب منفی بدهم. البته منظورم این نیست که جوابم مثبت بود. در واقع «چه» از آن فیلم‌هایی است که نمی‌توانم گوشه‌ای بنشینم و بگویم می‌خواهم آن را کارگردانی کنم. در مواجهه با چنین موقعیتی تنها می‌دانم که باید دست به کار شوم». سودربرگ، بنیتسیو دل‌تورو و تهیه‌کننده فیلم لورا بیکفورد اولین بار هنگام فیلمبرداری «قاچاق» در سال ۱۹۹۹ درباره فیلم «چه» صحبت کردند. وقتی دل‌تورو و بیکفورد متوجه شدند ترنس مالیک در سال ۱۹۶۶ به عنوان خبرنگار در بولیوی بوده است و اتفاقا گزارشی هم درباره چه‌گوارا نوشته‌ است از او خواستند فیلمنامه‌ای برایشان بنویسد. اضافه شدن مالیک به گروه با چنان اشتیاقی همراه بود که سودربرگ حتی فکر کرد بهتر است خود مالیک فیلم را کارگردانی کند: «به او گفتم در فهرست کسانی که با رضایت دوست دارم به تماشای نسخه آنها از این داستان بنشینم شما در صدر قرار دارید».
آن زمان قرار بود فیلم درباره عملیات نظامی چه‌گوارا در سال‌های ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۷ باشد. بعد از گذشت حدود یکسال و نیم سرمایه‌گذاری و زمان‌بندی کاملا با یکدیگر هماهنگ نشدند و مالیک با ترک پروژه به سراغ «دنیای نو» رفت. بیکفورد و دل‌تورو از ترس اینکه هماهنگی‌‌شان در زمینه‌های مختلف به هم بریزد از سودربرگ خواستند به عنوان کارگردان به گروه برگردد. سودربرگ پذیرفت اما همان وقت احساس کرد تمرکز صرف بر بولیوی مشکل ساز می‌شود: «با اینکه عاشق فیلم‌هایی درباره سیر و سفرهای آرمانگرایانه بودم اما متنی در این زمینه در اختیار نداشتم». به همین دلیل فیلمنامه‌ای جدید در بسترهای زمانی و مکانی مختلف خلق شد: بولیوی، کوبا، نیویورک و مکزیکوسیتی.
سودربرگ ادامه می‌دهد: «فیلمنامه اولیه غیرقابل خواندن بود. در برابر چنین سوژه‌ای شما نمی‌توانید به جزئیات بپردازید چرا که نمی‌توانید به ریتم زندگی‌شخصیت‌ها در روز‌های زندگی‌شان پی ببرید. با اینکه تاریخ شروع فیلمبرداری هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد به بقیه گفتم باید همینجا بایستیم و درباره فیلم فکر کنیم. در هفته بعد گفتم این پروژه باید به دو فیلم تبدیل شود؛ باید آن را به دو تکه تبدیل کنیم و هر فیلم را به شیوه‌‌ای که فکر می‌کنیم مناسب است به تصویر بکشیم و ضمنا هر دو فیلم را باید با زبان اسپانیایی فیلمبرداری کنیم. چنین تصمیمی برای لورا خبر جالبی بود. حالا به جای یک فیلم با دو فیلم مواجه بودیم و همه قرار و مدار‌ها باید از اول تنظیم می‌شد. پس پیتر باچمن (فیلمنامه‌نویس هر دو فیلم) و بنیتسیو با دست خالی شروع به نوشتن کردند».
فیلمبرداری «آرژانتین» و «چریک» یکی بعد از دیگری و البته با ترتیبی برعکس در جولای ۲۰۰۷ شروع شد: اول «چریک» در اسپانیا و بعد «آرژانتین» در پورتو‌ریکو و مکزیک. البته سودربرگ بخشی از قسمت اول را یک‌سال قبل فیلمبرداری کرده بود (فلش فورواردی که چه‌گوارا در سال ۱۹۶۴ و زمانی که در اوج شهرت و افتخار بوده است از نیویورک بازدید می‌کند). فیلم‌ها سرمایه تولید ناچیز و معقولی داشتند و زمان‌بندی تولید‌شان هم با چنان فشردگی مسخره آمیزی همراه بود (۳۹ روز برای فیلم) که گویی «آرژانتین» و «چریک» دو فیلم جنگی هستند و قرار است در لوکیشن‌های ناهموار تولید شوند. در چنان وضعیتی تنها چیزی که تولید این پروژه را ممکن کرد اعتقاد سودربرگ به کار توانفرسا و دیوانه‌وار بود (سودربرگ همان کارگردانی است که همدستانش با چنین جمله‌ای تحسینش می‌کنند: «خیلی سریع کار می‌کند» ). تعهد بی‌چون و چرای دل تورو و استفاده از مدل اولیه یک دوربین فیلمبرداری جدید هم در تولید فیلم بی‌تاثیر نبودند. این دوربین در ابتدا برای فیلمسازی به سبک چریکی استفاده شد اما در نهایت به این نتیجه رسیدند که می‌توان از آن برای تصاویری با اندازه اسکوپ استفاده کرد که شکوه و زیبایی و درخشندگی فرمت ۳۵ میلیمتری را دارند.
سودربرگ درباره تولید فیلم اضافه می‌کند: «فرآیندی دشوار بود و در خلال آن خواه‌ناخواه دارایی‌های‌تان به استاندارد‌های معینی محدود می‌شد که در طول روز هرگز به ذهن‌تان خطور نمی‌کرد. مثلا وقتی باید شش صفحه را فیلمبرداری می‌کردید اغلب در تمامی صحنه‌ها تنها ۱۰ یا ۱۵ نفر در اختیار داشتید. یا در جای دیگری با یک صحنه مبارزه مواجه بودید و به‌رغم تمام مشکلات پیش روی‌تان باید به سلامت روز خود را به پایان می‌رساندید. اما حتی تا این حد تحت فشار بودن هم قطعا فوایدی دارد. شخصا بیش از هر چیز جذب فرآیند تولید و دشواری‌های جسمانی آن شدم. مثلا چریک‌های فیلم در کوبا دو سال تمام در فضای باز می‌خوابیده‌اند. وقتی شما هم مانند آنها اوقات خود را در فضای باز بگذرانید بنیه و توان روحی و جسمی آنها را ستایش می‌کنید».
سودربرگ که از زمان تولید «قاچاق» فیلمبرداری فیلم‌هایش را هم خودش (با نام مستعار پیتر اندروز) انجام می‌دهد این‌بار اعتبار خود را به پای سهولت استفاده از دوربینی جدید قمار کرده است: «دوربین جدید را تست کردم و به این نتیجه رسیدم که افکت‌های زیادی برای به تصویر کشیدن و به نمایش گذاشتن چه‌گوارا در اختیارم قرار می‌دهد. به همین دلیل جیم جانارد (مخترع دوربین) و گروهش را تحت فشار قرار دادم تا خود را با زمانبندی مدنظر ما تطبیق دهند؛ واقعیت این است که آنها فکر نمی‌کردند در جولای آن سال کسی پیدا شود و بخواهد با آن دوربین فیلمبرداری کند. از طرف دیگر چون استفاده از دوربین‌های آنالوگ را قبول نکرده بودم مجبور بودم از صحنه‌های فیلمبرداری شده دیجیتال، فایل پشتیبان تهیه کنم».
با این حال هر دو فیلم تفاوت‌هایی در سبک بصری دارند. سودربرگ برای توصیف «آرژانتین» ترکیبی بهتر از «یک فیلم هالیوودی» پیدا نمی‌کند که به صورت کلاسیک و البته با نسبت تصویر عریض اسکوپ تولید شده است و دوربین فیلمبرداری‌اش هم در نماهای ثابت و هم در نماهای متحرک بر سه‌پایه یا استیدی‌کم سوار شده است (دوربین روی دست جزء موارد ممنوعه بود).
در کنار این دوربین، موسیقی متن آلبرتو ایگلسیاس هم نقش یک «تنش ساز» مناسب را ایفا می‌کند و صحنه‌های مبارزه در سانتا کلارا هم از داستانگویی بصری خوش‌ساختی بهرمند هستند (به قول خود سودربرگ: «در آرژانتین می‌خواستم به سینمای جان استرجس ارجاع بدهم. گرچه – برخلاف فیلم‌های استرجس – گروه کوچکی بودیم اما برای رسیدن به هدف خود هم‌قسم شدیم و در نهایت به پیروزی رسیدیم»). در مقابل «چریک» از فرمت ۱ به ۱:۸۵ برخوردار است با دروبین روی شانه فیلمبرداری شده است و به فیلم‌های ژانر وحشت پهلو می‌زند.
با این حال هر دو فیلم همانقدر که به دستور‌العمل‌های هالیوودی گردن می‌نهند آنها را زیر پا می‌گذارند. به عنوان مثال نیمه اول «آرژانتین» آنقدر خلاصه و مبهم شده است که تماشاگران مجبورند خودشان فواصل میان کنش‌ها را پر کنند. سودربرگ در این باره می‌گوید: «می‌دانستم که آخرین پرده نمایش فیلم در سانتاکلارا می‌گذرد و در هیچ صحنه‌ای از فیلم‌ به اندازه آنجا وضوح روایی وجود ندارد. سکانس سانتا کلارا به من اجازه داد چندان وامدار ساختار مقدمه‌چینی و نتیجه‌گیری‌های مرسوم در بیشتر فیلم‌ها به خصوص اغلب فیلم‌های زندگینامه‌ای نباشم. فیلم‌های زندگینامه‌ای به سمتی متمایل می‌شوند که در ذات خود گرایشی تقلیل‌گرا نسبت به کنش‌ها و واکنش‌ها دارند. شخصا‌ به دنبال این بودم که وقایع را به صورت روزمره نشان بدهم که البته این شیوه تنها در حیطه عمل و در حیطه ایدئولوژیک معنا می‌دهد و در آن تنها به نشان دادن اتفاقاتی که روی داده است بسنده می‌شود».
نکته درخشان‌تر در این دو فیلم رویکرد حداقلی سودربرگ در استفاده از نمای بسته‌ و فقدان احساسات اغراق شده است: «هرگز به ذهنم خطور نکرد که چه‌گوارا را آن‌گونه که در فیلم‌های معمولی نمایش داده می‌‌شود به تصویر بکشم چرا که در آن صورت نتیجه نهایی آشکارا بی‌شباهت به چه‌گوارا می‌شد. «چه» معتقد بود فعالیت‌های انقلابی‌اش نه تنها فراتر از فردیت تک تک ما قرار می‌گیرد بلکه یک تلاش اشتراکی محسوب می‌شود. بنابراین محدود کردن وی به نمای بسته با اصول کلی وی تضاد ایدئولوژیک دارد». تنها نمای بسته قسمت اول در سکانس نیویورک استفاده می‌شود که چه‌گوارا در محاصره پاپاراتزی‌ها قرار گرفته است. دوربین سودربرگ در قسمت دوم هم صرفا زمانی که ارتش بولیوی گروه چه‌گوارا را دوره کرده است به سوژه خود نزدیک می‌شود و در لحظه‌ای که قرار است چه‌گوارا کشته شود به اوج خود می‌رسد. همان جایی که وی خطاب به قاتل خود می‌گوید: «زود باش! شلیک کن، بزن». سودربرگ درباره حال و روز چه‌گوارا در آن وضعیت می‌گوید: «وقتی به منحنی حضور چه‌گوارا در بولیوی توجه می‌کنید به این نکته پی می‌برید که وی نمی‌توانسته است به کوبا برگردد. سازمان سیا وی را خطرناک‌ترین فرد کره زمین نامیده بود و به همین دلیل به همراهانش گفت: یا باید عزم خود را برای برنده شدن جزم کنیم یا من در همین جا می‌میرم».
● چه Che
کارگردان: استیون سودربرگ / تهیه کنندگان: لورا بیکفورد، بنیتسیو دل‌تورو، استیون سودربرگ / نویسندگان: پیتر باچمن، استیون سودربرگ، بنجامین بن وی دین / فیلمبردار: استیون سودربرگ (با نام مستعار پیتر اندروز) / تدوین: پابلو زوماراگا / موسیقی: آلبرتو ایگلسیاس / محصول: اسپانیا و آمریکا / ۲۵۷ دقیقه / خلاصه داستان: «چه» که در دو قسمت با نام‌های «آرژانتین / Argentine» و «چریک / Guerrilla» روانه پرده سینماها شده است داستان ظهور و افول قهرمان انقلابی آمریکایی لاتین ارنستو چه‌گوارا را به تصویر می‌کشد. «آرژانتین» به روز‌های اوج چه‌گوارا و پیروزی وی و فیدل کاسترو در انقلاب کوبا می‌پردازد و «چریک» ناکامی چه در صدور انقلاب به بولیوی و در نهایت مرگ وی را به نمایش می‌گذارد.

منبع: Film Comment / روزنامه کارگزاران

       
       
به روز شده در :
دوشنبه ۲ دی ۱۳۸۷ – ۲۰:۱۶

Itna

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۵ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش