عکس خرید فروش

تشکیل کارگروه صدور مجوز شبکه ICT در دولت


شنبه، ۱۵ فروردینماه ۱۳۸۸

دولت اختیارات موضوع بند ۱۳ ماده واحده قانون بودجه سال ۸۷ کل کشور را به کارگروهى مرکب از وزیران ارتباطات و فناورى اطلاعات، صنایع و اقتصاد سپرد.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۵ تیر ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • وقتی ارشاد مجوز می‌دهد و تهیه کننده دست می‌برد…

    • دسته بندی: دسته‌بندی نشده

    وقتی ارشاد مجوز می‌دهد و تهیه کننده دست می‌برد...

    سینمای ما – عدل ناصری، سارا نیک بنیاد:

    س- برای شروع بفرمایید چند دقیقه از فیلم کم شده است؟

    ج- ما این فیلمی که آماده کردیم برای جشنواره فجر به هر حال مشکلاتی در آن دیده شد که نشستیم و با تفاهم کوتاه کردیم.

    س- شما گفتید که این کم کردن به فیلم ضربه زده است درسته؟

    ج- بله ضربه زده است.

    س- آیا صحنه هایی که کم شده از درام کاسته است؟

    ج- صد در صد.

    س- چرا از دو سوم به بعد فیلم همه حضور دارند مثلاً دختر های دوست نفس در مراسم عزاداری حضوردارند؟

    ج- یک علت آرمانی دارد و یک علت اجرایی که علت اجرایی را توضیح نمیدهم. اما در مورد علت آرمانی من می خواستم در آخر فیلم وقتی به اون مقوله بزرگ می رسیم یک رستاخیز ملی بر قرار کنم. یک آتشکده ملی یعنی کلیشه فارسی وجود داشته باشد که همه آدم ها زیر آن باشند.

    س- در نقد منفی که الان از فیلم وجود دارد گفته شده گیرم که نفس و امیرعلی متحول شدند، دوستان نفس کی متحول شدند؟

    ج- من احساس می کنم که حتی لائیک ترین آدم ها توی این مملکت موقعی که پایشان به مانعی گیر می کند یاد حضرت ابولفضل می کنند. احترام به اسوه ها ربطی به دیدگاه ندارد.

    س- از بعد دیگر وارد شویم .الان در فیلم های ارزشی ما کارگردان هایی مثل شما چرا فکر می کنند باید چند نکته علیه نظام مطرح شود تا بیننده پا به پای فیلم بیاید؟

    ج- من ادعا نکردم فیلم ارزشی ساخته ام من فیلم ساخته ام با آرمان های خودم و اعتقادات خودم.

    س- در سینمای جهان اعتقاد دارند اگر گناهان، بدی ها و سیاهی های جامعه را مطرح کنند مفید است . . .

    ج- من موافقم . . .

    س- اما در فیلم دینی از نوع ایرانی (چون جهان هم فیلم دینی دارد) نشان دادن گناهان مطرود است. نشان دادن باغ که مجلس لهو و لعب است خودش موضوعیت دارد یا صرفاً قصد نشان دادن دوستان نفس را داشتید؟

    ج- معتقدم شما زمانی که می خواهید هر مقوله ای را نشان دهید برای تحلیل و به دست دادن معنی آن باید آنتی آن را نشان دهید یعنی از ضدیت به اصل برسید من می خواستم با استفاده از دو اندیشه در فلسفه ( آرمان طلبی و مدینه النبی در اسلام) از طریق دو آدم متفاوت که شاخص جامعه شناسی هستند، این را نشان دهم.

    س- آیا مدیوم سینما پارامترهای لازم را برای نشان دادن تغزل دارد؟

    ج- تغزل و ادبیات لایتناهی و تصوری است ولی سینما عنیت است. من دارم تلاش می کنم یک انتزاعی در این مسئله به وجود آورم.

    س- دیالوگ ها قشنگند اما سنگین نیستند؟

    ج- ما نباید خود را با سلیقه مخاطب کوک کنیم . هنر سلیقه ساز است. من دارم سلیقه جدیدی می سازم.

    س- شما پیشینه تئاتری دارید تحصیلات شما هم تئاتری است . . .

    ج- نه من سینما هم خوانده ام . . .

    س- این دیالوگ ها در فیلم ها مرسوم نیست. این بر نمی گردد به پیشینه تئاتری شما؟

    ج- پیشینه سینمایی من همراه با سابقه تئاتری است.من احساس می کنم این برداشت من از درام مدرن است.مشکل ما این است که جامعه ما در گیر درام سنتی است. هنوز در دانشگاه های ما درام سنتی تدریس می شود. در حالی که درام نویسی دنیا درام کریر و دورسل را بررسی می کند. الان درام نویس های دنیا در قید منحنی درام نیستند. در قید دراماتیزه کردن یک روایتند و من هم این کار را کردم.

    س- یکی از نقاط قوی فیلم این است که یک جاهایی بدون این که تماشاگر بفهمد درام را نشان می دهد مثلاً علاقمند شدن امیرعلی به نفس . .

    ج- ببینید این دل بستگی یک سیری دارد. وقتی این ها تعدیل می شوند، همراه می شوند.

    س- این اصلاً گل درشت نیست. آخرش هم که نفس نامه را به امیرعلی می دهد همه چیز باور پذیر است. چرا؟

    ج- خب. سیری اتفاق می افتد.

    س- وقتی به باغ می روند، صحنه رقص اصلاً نشان داده نمی شود و فقط پلان کوچکی در ذهن امیرعلی است . . .

    ج- خب این فضا سازی است. اگر نشان داده می شد قبح قضیه از بین می رفت. من می خواستم سرکنم به ضعف ها . نه این که آن ضعف ها را تایید کنم .

    س- چرا پایان فیلم این قدر طولانی است؟ این قدر که برای تماشاگر یک حالت شعاری پیدا می کند.

    ج- ما گیر کردیم توی این مملکت. هر کاری بکنیم یک شبهه ای بر می انگیزد. روشن فکر ها می گویند این فیلم عام است. عامه می گویند روشنفکری است. مذهبی ها می گویند، ضد دین است و ضد دین ها می گویند مذهبی است.این فیلم آیینه روشن نماست و کژی ها را نشان می دهد. عده ای مقابل آیینه موضع می گیرند.

    س- من فضا را کمی عوض کنم؟

    ج- عوض کنید.

    س- موقع فیلم برداری عجله داشتید؟

    ج- عجله هم داشتیم.

    س- درمقابل کلانتری یوسف آباد خودروی ۲۰۶ می ایستد و به دوربین زل می زند.آیا نمی شد دوباره برداشت کنید؟

    ج- ما دو ساعت کلانتری را داشتیم. آفتاب داشت می رفت.

    س- جواب را گرفتم. وقتی نفس با امیر علی همراه می شود بیننده حدس می زند که نفس عوض خواهد شد…

    ج- قطعا همینطور است.

    س- چرا برای امیر علی این روند ترسیم نمی شود؟

    ج- هر دو به تعادل می رسند.

    س- ما تغییر امیر علی را نمی بینیم.

    ج- امیر علی وقتی علاقه مند می شود. به همه چیز پشت می کند.

    س- ولی در ظاهر تغییری احساس نمی شود.

    ج- خیر ظاهرش هم تغییر می کند. اگر دقت کرده باشید، تی شرت می پوشد. نرم تر می شود.

    س- چطور به بیتا بادران رسیدید؟ چند تست گرفتید؟ ایشان از میان چند نفر انتخاب شد؟

    ج- بیتا بازیگر دوستداشتنیه. شاگرد خودم بوده. تئاتر با هم کار کردیم. او را آزمودم. بازیگری که در قید طول بازی نباشد و به عمق نقش بیاندیشد من با او کار می کنم. بادران یک بازیگر کامل زن سینمای ایران است.

    س- پس او از اول مشخص بود؟

    ج- من بر اساس بازیگر فیلم نامه نمی نویسم. من نگاه کردم چه داشته هایی دارم. دیدم یک گروه تئاتری دارم که دوستشان دارم. همه در این کارند. به نقش بخورند استفاده می کنم.

    س- تصادف در فیلم نامه امری مطرود است و جنبه منفی دارد. در این فیلم تصادف خیلی زیاد است. استاد رضوی اتفاقاً دوست پدر امیر علی است. اتفاقاً در رشته ای تدریس می کند که امیر علی در آن رشته وارد دانشگاه شده است. اتفاقاً استاد امیر علی است و . . .

    ج- کل درام و سینما یک قرارداد است. در دلشکسته نقش ها آدم هائی نیستند که عینیت دارند. آن ها آرمانند استعاره و نمادند. ما معضلی داریم در بحث دین . من اعتقاد دارم در کنار روحانیت ، ما نیاز به یک روشنفکر داریم. در طول تاریخ هر جا روشنفکر دینی آمده توجه جوانان خیلی بیشتر شده . بزرگی روحانیت قابل کتمان نیست ولی حضور علی شریعتی به عنوان یک روشنفکر دینی جریانی را به وجود می آورد که زیر و رو می کند. استاد رضوی یک روشنفکر دینی معاصر است. جامعه ما نیاز به استاد رضوی ها دارد. افرادی که جنگ رفته و زلال هم باشند.

    س- سوال آیا در فیلم شعار داده نمی شود؟

    ج- بله. در جلوی دوربین همه شعار می دهند .این فیلم در فیلم است و شعار مقابل دور بین داده می شود.

    س- برخی نقش ها بود ونبود شان فرق نمی کند. مثل مادر نفس.

    ج- بله مادر نفس از لحاظ درامی بدرد ما نمی خورد ولی اگر نبود کانون خانواده نبود.

    س- شخصیت هایی هستند که خیلی سفید و روشن هستند، مثل سردار . . .

    ج- همین شخصیت سردار را خیلی ها زیر سوال می برند.از نظر من خیلی از بچه های جنگ الان دنبال سبز کردن و روشن کردن و سازندگی هستند و خود را به رخ نمی کشند.

    س- چرا شخصیت منفی در فیلم نیست؟

    ج- چون در جامعه شخصیت منفی نیست.

    س- ممکن است در میان سرداران جنگ کسانی باشند که در باغ می بینیم. . .

    ج- من نمی خواستم آدم های جنگ را آن گونه نشان دهم که سوء استفاده می کنند.

    س- پیرنگ فیلم خوب است از کجا به این رسیدید؟

    ج- من چون با جوانان سرو کار دارم و معلم هستم به این نتیجه رسیدم که هر کدام از بچه ها اصولی دارند و با هر کس که کار شود مستعد می باشد. چرا باید این جامعه از هم جدا باشند و راجع به هم ابن گونه فکر کنند؟ من دانشجوی دختری داشتم که همه می گفتند خیلی بی بند و بار است روزی رفتم نماز خانه نماز بخوانم دیدم او هم نماز می خواند. یا روزی در جلسه نقد فیلمی حاضر بودم یک فردی که نام بسیجی را یدک می کشید با دیدن دو نفر گفت اینها اگر نماز بخوانند خوب است. بعد سر صف نماز دیدیم آنها کنار ما ایستادند.(خنده)

    س- شما می گویید نفس و امیر علی هر کدام نماد یک جریانند سوال من این است این دو خط با آن خط اسلام و کفر و امام حسین و یزید چقدر تجانس دارد یا چقدر جداست؟

    ج- امام حسین و یزید مقوله ای بسیار متفاوت از موضوع این فیلم است.

    س- پس بین حق و باطل هرگز صلح نخواهد شد. درست است ؟

    ج- هرگز . . . این دو اختلاف جامعه شناختی دارند. زیبایی درام در این است که صرفاً بحث حق و باطل نیست. چون سیاه و سفید می شدکه درام آن قوی نبود. در سپاه یزید البته حر هم هست که باید تلاش کنیم حرها را جدا کنیم.

    س- اختلاف نفس و پدرش اعتقادی نیست، اجتماعی است. . .

    ج- منطقی است و دیالکتیک دارد که میخواهند خودشان باشند.

    س- ایرادات پدر نفس به امیر علی در جلسه خواستگاری خیلی منطقی است . . .

     
    ج- در جلسه خواستگاری استعاره ای مطرح کردم که خیلی عالی است. پدر نفس می گوید تو چه داری (اوج فیلم این جاست) که دهان من بسته شود؟ امیر علی می گوید اهل بیت (همه باورش را که مدینه النبی است) می گوید. مهندس خجسته این را به عنوان داشته نمی پذیرد. ولی بعد می فهمد که داشته ای قوی است.

    س- در مورد پدر نفس چه اتفاقی می افتد؟

    ج- از دو منظر می توانم توضیح دهم . یک این که او نگران دختر است که اذیت نشود و به راه بعد کشیده نشود. دیگر این که آن که طلب شده است سراغش بیاید.

    س- پس الزاماً این نیست که متحول شده باشد.

    ج- چه تحولی؟ او فقط می گوید بیا دست زنت را بگیر و ببر. احترام انسانی می کند. خجسته آدم اومانیستی است و اهل منطق است. دخترش هم در ابتدای فیلم می گوید پدرم منطقی است و احساسات در او تعطیل است. کسانی که با دقت فیلم را دیده باشند این رجعت به ابتدای قیلم را متوجه می شوند.

    س- الان هر فیلمی که بخواهد اکران شود ارشاد باید مجوز دهد. این را همه می دانند پس چرا ما کلماتی را در فیلم گذاشته ایم و انتظار داریم آن طرفی ها باور کنند؟ این طرفی ها هم می دانند این برای راضی کردن مخالفین است که پای فیلم بنشینند . . .

    ج- این جوری نیست. من با دو جریان کار دارم که سریع نظریات شان را می گویند.این سوپاپ اطمینان است.

    س- این که شما در کارگاه در زبان نفس می گذارید که شما به باورهای مردم آسیب زدید این یک دیالوگ است دیگر. . .

    ج- این یک اعتراضیه مانفیست است.

    س- خوب اگر آن طرفی ها چندتا فحش به نظام هم بدهند باور نمی کنند. . .

    ج- من چه کار کنم؟ من می خواهم در این وضعیت کار کنم. صادقانه بگویم به تماشا چی دروغ نگفتم. حالا به من چه این جوری می شه؟ ولی به هر حال یک تلنگری زده می شود.

    س- در آخر سکانس خواستگاری مهندس خجسته می گه برو بگو خود امام حسین بیاد. چرا؟

    ج- او می گه اگه جواب من اینه بگو خودش بیاد.

    س- مادر امیرعلی هم می گه میاد. آخر فیلم می بینیم دسته عزاداری پشت در آمده است. گویی که امام حسین پشت در است.

    ج- به نظر شما احترام می گذارم. گاهی اتفاقاتی برای افراد می افتد که تصور شان هم ناممکن است. و نشان دادن آن سخت است. یک زلالی و شرافت در نفس و پدرش است که وقتی می فهمند اشتباه کرده اند عذر خواهی
    می کنند. آیا این در این طرفی ها هم هست؟

    س- شما گفتید یک پیچدگی در فیلم است کجاست؟

    ج- اگر می شد در یک جمله گفت که من فیلم نمی ساختم. این پیچید گی دربرداشت های غلط اجتماعی است.

    س- از چی؟

    ج- از همه چیز.

    س- راجع به امثال نفس ؟

    ج- برای همه نفس ها. همه جا خوب و بد وجود دارد. در نظام خودمان آدم ها یی هستند که اشتباه کردندو می کنند. ولی اشتباه سبب نمی شود که کل جریان را زیر سوال ببریم.

    س- جرا آقای ضرغامی دستور داده هیچ چیزی از فیلم بخش نشود؟

    ج- اگر می دانستم می گفتم.من خیال می کردم این فیلم دغدغه ضرغامی هاست. یا مشاوران ایشان بد بودند و یا به وی بد رساندند. یا خودش این برداشت را کرده. زمان قضاوت خوبی خواهد کرد. تلوزیون چند گانه عمل می کند. فیلم زیر پوست شهر خانم بنی اعتماد را پخش کرد در حالی که شش ماه قبل آنونس آن را پخش نکردند. همیشه این افراط و تفریط ها وجود دارد فقط این وسط یک جریان هنری له می شود؛ که می توانسته شریف باشد.

    س- جریان زور گیری چه بود؟ به کجا رسید؟

    ج- همه کسانی که به من می رسند می گویند می تواند ارتباط داشته باشد. من در موسسه آوینی خیلی اذیت شدم . خیلی اهانت شد. این طرح ها را نمی دانم موسسه آوینی از کجا پیدا کرده و آورده و جایگزین طرح های اولیه به آن خوبی نموده است؟ وقتی ارشاد مجوز می دهد ولی اینها در فیلم دست می برند . . . آقای قهرمانی پشت فیلم را خالی می کند . . .

    س- موسسه اعلام کرده که مدیر قبلی خودش حمایت کرده نه موسسه چه می گویید؟

    ج- من آقای اسماعیلی را به عنوان مدیر موسسه می شناختم. الان اینها مشکل دارند و گیر مدیریت هستند چرا فیلم را خراب می کنند ؟

    س- اگر در پایان فقط نفس و امیرعلی بودند و بقیه غریبه بودند بهتر نبود؟

    ج- نفس و امیر علی دو طیف از جامعه اند و طیف اطرافشان. پایان فیلم رستاخیزی است که همه در زیر یک پرچم جمع می شوند.

    س- بازیگران چقدر آزاد بودند؟

    ج- هیچی.

    س- بازی ها اولش اغراق آمیز است ولی بعد روان می شود

    ج- معنی فیلم همین است. اول اغراق آمیز و بعد تعدیل شده. حساب شده جلو رفتیم.

    س- مخاطب شما کیست؟

    ج- مردم.در این مملکت عام و خاص معلوم نیست. عام ها خاصند. من برای تاریخ ساختم.

    س- چرا نقد فیلم کم است؟

    ج- هنوز حتی برخی عوامل فیلم نمی دانند که فیلم اکران شده است. تبلیغ فیلم خیلی کم است. امروز نقش رسانه ها در اطلاع رسانی خیلی مهم است ولی از آنها استفاده نشده است.

    س- اگر باغ حذف می شد خلاء احساس می شود؟

    ج- بله.

    س- با توجه به دست مایه فیلم ؟

    ج- بله. نشان دادن این که امیر علی ها از ریاکاری دیگران ضربه می خورند لازم بود. اعتراض نفس به آن طیف است.


    سه شنبه,۱۷ دی ۱۳۸۷ – ۲:۸:۵۳

    Cinemaema

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • پیشنهاد امیر پوریا به اداره نظارت معاونت سینمایی وزارت ارشاد: / بگویید به «چارچنگولی» ندید مجوز دادیم

    • دسته بندی: دسته‌بندی نشده

    بگویید به «چارچنگولی» ندید مجوز دادیم

    سینمای ما- امیر پوریا: نوجوان که بودم، مادر نزدیک ترین دوستم که هنوز هم هست، فرزند دیگری را باردار بود و با همان دوستم از پیاده رویی می گذشت. گدای علیلی را دید که کنار پیاده رو نشسته بود و پاهای معلول و سوخته اش را به عادت تکدی گران بیرون انداخته بود تا دل مردم بیشتر به رحم و درد آید و به او بیشتر پول بدهند. مادر که نمی خواست و نباید در دوران بارداری چشمش به زشتی ها بیفتد، از گدا و پای علیل اش رو گرداند و واکنشی گله آمیز نشان داد که چرا چنین می کنی و مردم را به چندش می اندازی؟ گدا که عادت داشت از مردم عکس العملی جز ترحم نبیند، زبان به نفرین گشود که «الهی سرً زا بری»، دوست من هم به دفاع از حرمت مادرش از کوره در رفت و با لگد، بساط گدای بددل و بدزبان را بر هم زد. طبعاًً مردم اطراف معرکه، او را نکوهش کردند که چرا علیل بینوایی را زده؛ باید گذشت می کرده و می رفته. ولی من همیشه به دوستم حق داده ام. چون این را خوب دریافت که مورد ترحم قرار گرفتن، چگونه می تواند آدمی را بی رحم کند؛ بی رحم تر از هر آدم عادی و سالم. و نگذاشت این بار آدم بی رحم، باز از مزایای ترحم مردمان سوءاستفاده کند. این قصه از دو جهت به فیلم «چارچنگولی»، به ابتذال تعجب آورش و به فروش بالای تاسف انگیزش در این دوران ابتلای سینمای ما به بیماری مزمن و عودکرده «فیلمفارسی»سازی، ربط پیدا می کند؛ نخست اینکه مظلوم نمایی دائمی این سینما با استناد به مشکلات اقتصادی، موجب شده که حکم همان متکدی ترحم انگیز را بیابد و عملاً از فرط عادت به ترحم همگان، به اوج بی رحمی برسد و از فروش هر فیلمی به هر قیمتی چنان مشعوف و ذوق زده شود که حتماً به هر اعتراضی همچون این نوشته، همان نکوهشی را نثار می کند که مردم اطراف آن گدا، به دوست من ابراز می کردند. حتماً خواهند گفت چرا دست سینمایی را که تا این حد ضعیف و تحت فشار و طفلکی است، رو می کنی و نمی گذاری حتی با تکیه بر سخیف ترین نوع نگاه و شوخی پردازی هم که شده، به رونق این سینما کمک کند. و دوم؛ اوایل فیلم صحنه یی هست که همچون همان رفتار عادت شده گدای علیل، دست به هم چسبیده احمد/ بهرام (جواد رضویان) و شهرام (رضا شفیعی جم) را برهنه و با درآوردن لباس شان در کلانتری نشان می دهد و در ادامه هم رویکرد توأم با سوءاستفاده را تا انتها به پیش می برد. تمام موقعیت های مثلاً کمیک و اغلب بی لطف و بی نمک فیلم حول محور همین دست شکل می گیرد و این فرافکنی غریب، بارها غیراخلاقی تر از بیرون انداختن پا توسط تکدی گران، فیلم را به تنها نمونه تاریخ سینمای کمدی ایران و جهان بدل می کند که مبنایش تمسخر نقص عضو دو آدم است؛ و حیرت انگیز آنکه سازنده اش بی ذره یی خجلت، این ایده را برگرفته از زندگی دو آدم واقعی به هم چسبیده – لاله و لادن بیژنی- می داند که بابت همین عارضه جسمانی، از دنیا رفتند. اما در بحث از میزان ابتذال فیلم، مشکل اینجاست که بابت حرمت قلم و معذوریت های طبیعی مطبوعات، نمی توان شوخی های باورنکردنی فیلم را نقل کرد. اینکه بهرام بی دلیل و بدون ارتباط با قصه (اصلاً مگر فیلم قصه یی دارد؟،) مدام با اشعار کهن فارسی لودگی می کند و مثلاً به نتایجی مانند «چرا عاقل کند کاری که بازآید به کنعان غم مخور» می رسد، البته در حد بازی با کلمات به شیوه بچه های دوره راهنمایی است. اینکه دو کوتوله یا دو آدم خیلی چاق همیشه دو طرف دایی (فتحعلی اویسی) ایستاده اند، البته از کلیشه های قدیمی فیلم های جاهلی است. اینکه دوربین و تدوین موقع خوانده شدن اسامی بستگان و آشنایان صحنه تدفین، پیش از روضه خوانی توهین آمیز با تکرار واژه های «روز ولنتاین» (،) گروه سازنده فیلم را از سعید سهیلی تا عباس بلوندی نشان می دهد، البته کاملاً بی کاربرد و زائد است. اینکه فیلم نسخه شفابخش افراط و تفریط بهرام و شهرام را در هیئت برادر کوچک شان عرضه می کند، البته با تکرار تعبیر «برادر تعادل» به تمسخر می انجامد و حتی تنها مضمون احتمالی قابل طرح برای فیلم را از اعتبار می اندازد. همه اینها درست. ولی این موارد را در هر فیلم مبتذل دیگر این سال های این سینما داشته ایم و بدترین فاجعه این است که گویا دیگر حضور این بی مزگی های خنک از «شارلاتان» و «شاخه گلی برای عروس» دیروز تا همین «خواستگار محترم» و «دلداده» امروز، برایمان طبیعی جلوه می کند. جنبه استثنایی و نامعمول فیلم «چارچنگولی» که می گویم نمی توان به راحتی وصفش را به چاپ رساند و… پیشتر در بحث مفصلی در «ضمیمه» روزانه همین روزنامه (پنجشنبه گذشته) به این نکته پرداخته ام که توجیهاتی از قبیل «مردم همین ها را می خواهند» یا «مشکل از سخافت نگرش سینماگران است» نمی تواند بار گناه نهادهای نظارتی را در این زمینه کاهش دهد. وزارت ارشاد که همواره اهل فرهنگ را مسوول پاسخگویی به فراز و فرودهای محتوایی آثارشان می داند، حالا باید در این مورد پاسخگو باشد. برای توضیح ضایعه یی که با اکران این فیلم رخ داده، دو راه برای دوستان می ماند؛ یا آنکه از این پس به هر فیلم و اثری که حاوی هر نوع اشاره صریح جنسی بود، بی نگرانی از اینکه حتی آن را با شوخی طرح کرده و اتفاقاً قبحش را از بین برده، مجوز بدهند یا جمیعاً ادعا کنند بابت سوابق خودی کارگردان، اطمینان کرده اند و بی آنکه «چارچنگولی» را ببینند، به آن مجوز نمایش داده اند. شخصاً توجیه دوم را پیشنهاد می کنم که به رغم باورناپذیری ، آبرومندتر است،

    منبع خبر : اعتمادسه شنبه,۱۰ دی ۱۳۸۷ – ۵:۱:۵

    Cinemaema

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۳ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش