عکس خرید فروش

مولانا ، جلال الدین رومی

مولانا ، جلال الدین رومی

 جلال الدین رومی بلخی ، مشهور به مولوی،۶۰۴-۶۷۲ ه. ق، شاعر و عارف و حکیم ایرانی مقیم آسیای صغیر (و بهمن سبب معروف به رومی)، که همه ی آثارش به زبان فارسی است و طریقه ی مولویه را که دنباله ی آن هنوز در ترکیه ی امروز موجود است تاسیس کرده است .

زندگی نامه

مولوی در بلخ بدنیا آمد. پدرش بهاءالدین ولد، که در آن شهر مسند تدریس و فتوی داشت، بسبب رنجش خاطر سلطان محمد خوارزمشاه هنگامی که جلال الدین کودک بود، از بلخ بیرون آمد  و سرانجام رخت به قونیه هجرت کرد  و آنجا ماند تا وفات یافت (۶۲۸ ه. ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین ۲۴ ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد برهان محقق ترمذی از خراسان به قونیه آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربیت خویش گرفت و او را یک چند به حلب و دمشق فرستاد، و تدریجاً با معارف صوفیه آشنائی تمام داد. تا چند سال ی بعد از وفات (۶۳۸ ه . ق) برهان محقق، جلال الدین همچنان در مسند تدریش مستقر بود تا آنکه شمس انقلابی روحانی در وجود او پدید آورد که ترک مسند تدریس و فتوی گفت و این امر سبب نارضائی و خشم شاگردان  مولانا شده ،  مرید و مراد را سرزنشها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مریدان مولانا، بعد از آنکه به دمشق سفر کرد (۶۴۳ ه . ق) ، کوشید یک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به قونیه بازگشت (۶۴۴ ه. ق)، اما چندی بعد به ناگاه ناپدید شد (۶۴۵ ه.ق)  و افسانه ای شایع گشت که بدست مریدان مولانا کشته شده است. این شایعه ، بی شک ، در عهد حیات مولوی وجود نداشته است، و بعدها به وجود آمده ؛ زیرا بعد از غیبت شمس ، چندین بار مولوی به جستوی او به دمشق سفر کرد، اما از آن گمشده نشانی نیافت. بعد از آن، مولانا مسند تدریس و فتوی را ترک گفته به تربیت صوفیه و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با شیخ صلاح الدین فریدون زرکوب و سپس تعلق و ارتباط با حسام الدین چلبی در این دوره از عمر (۶۴۷ – ۶۷۲ ه .ق) یک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزلیات دیوان شمس بنام همین صلاح الدین زرکوب گفته شده و مثنوی هم که مهمترین اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشویق حسام الدین چلبی بوجود آمده است.

وفات مولانا در جمادی الاخر سال ۶۷۲ ه . ق در قونیه و در پایان بیماریی که ظاهراً تب محرقه بوده است روی داد. شیخ صدرالدین قونوی بر جنازه ی وی نماز خواند، و جسد او را در نزد تربت پدرش که موسوم به باغ سلطان یا ارم باغچه بود دفن کردند. و بنائی هم بنام قبه ی خضرا ، به نفقه ی بزرگان عصر و مریدان ، بر تربت او پدید آوردند، که آنجا مدفن خانوادگی احفاد وی شد، و تاکنون قریب ۵۰ تن ا زاحفاد وی در آنجا دفن شده اند، و آنجا هم اکنون در شهر قونیه دایر و مزار و مطاف دوستداران عرفان و آثار مولاناست.

آثار

آثار مولوی شامل نظم و نثر است ، و در آنها تعداد اندکی ابیات عربی و ترکی و یونانی نیز هست. اما عموماً آثار وی  به زبان فارسی است. آثار منظومش عبارتند از (۱) مثنوی مشهور به مثنوی مولوی و مثنوی معنوی؛ (۲) دیوان غزلیات معروف به دیوان کبیر یا کلیات شمس؛ (۳) مجموعه ی رباعیات منسوب به مولانا (چاپ اسلامبول ؛ ۱۳۱۲ ه . ق )، شامل ۱۶۵۹ رباعی ، که بعضی از آنها بظن قوی از او نیست. آثار منثورش عبارتند از فیه ما فیه؛ مجالس سبعه؛ و مکتوبات.

عقاید و آراء

تعلیم جلال الدین که در مثنوی از زبان نی بیان می شود، در حوصله ی تلخیص نمی گنجد. به اعتقاد وی انسان مبدا و اصلی دارد که ، منشا وحدت و اتحاد است، اما دور افتاده و جدا مانده است، و هدف تمام مساعی و مجاهدات وی آن است که بار دیگر به "اصل" خویش راجع شود. این طلب "وصل" که جز طلب "اصل" نیست، راه نیل بدان تمسک به شریعت و گذر از طریقت است، تا نیل به حقیقت، که هدف وصل همان است، حاصل آید. ازین رو مولوی به شرعیت، که وسیله ی تهذیب و ریاضت نفس است، اهمیت خاص می دهد؛ نه ترک شریعت و تسلیم به شطحیات صوفیه را توصیه می کند، و نه گرایش به فقر و عزلت و رهبانیت را تبلیغ می نماید. مرد کامل را کسی می داند که جامع صورت و معنی باشد، و وجود زن و فرزند را نیز حجاب را ه نمی شناسد، و درست مثل یک متکلم، اما به کمک قیاسات تمثیلی و تشبیهات شاعرانه، در تایید و اثبات عقاید و مبانی قرآن و اهل شریعت اهتمام می ورزد، و قضایائی مانند حقیقت توحید، واقعیت روح، کیفیت حشر و نشر، و حدود جبر و اختیار را موافق مذاق اهل شریعت تبیین می کند. با اینهمه، لب و مغز شریعت را عبارت از عشق می داند، و محبت را ، که سبب تزکیه و تربیت دل است، موثرترین عامل در تهذیب نفس می شمرد، و مهمترین وسیله برای نیل به معراج روح که وصول بدان ، غایت سیر اهل طریقت و مودی به کشف و اخذ حقیقت است، می خواند و جذبه ی حق را برای این راه شرط اصلی می شناسد. با اینهمه، عشق را ، خواه "این سری" (یعنی مبنی بر مجاهده ) باشد و خواه "آن سری" (یعنی مبنی بر جذبه)، رهبر و مودی به حقیقت، که در آن رنگ و دورنگی و نزاع و اختلاف لفظی را جایی نیست، می شمارد، و این معانی را به کمک حکایات و تمثیلات در مثنوی با بیانی قوی روشن می کند.

 در باب اخلاق و تربیت نیز نکته سنجیهای بدیع دارد. سرچشمه ی خوشیها را جان می شمارد، و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نیست و برذات جسمانی، که فانی است، ترجیح می دهد ، و در طریقت ، ریا و خود پرستی را به مثابه ی بند و زنجیر آهنی می شناسد، و حتی علم و دانش را، اگر سبب مزید عجب و پندار شود، فضیلت نمی شمارد و حجاب راه می داند . بنابراین، اخلاص و پاکی نیت را هم در علم و هم در عمل ، لازم می داند، و تاکید می کند که انسان باید در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد، و معتقد است تا وقتی نظر انسان از غبار هوی و شهوات نفسانی زدوده نشود، به حقیقت که در واقع روشن و آشکار است، نایل نخواهد شد. بدینگونه، اخلاق نیز در تعلیم مولوی وسیله ای است برای تهذیب صوفیانه، و وی بدین ترتیب ، شریعت و اخلاق و طریقت را برای نیل به حقیقت که غایت مطلوب و اصل و مبدا وجود است به منزله ی وسیله می شمارد.

مولانا ، جلال الدین رومی

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۱ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • اشعار مولانا

    گلچینی از بهترین


    اشعار
    مولانا
    را که با تلاش بسیار گرد آوری شده توجه فرمایید . امیدوارم لذت ببرید



    اشعار
    مولانا # ۱

    پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من               سرو خرامان منی ای رونق بستان من

    چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو          وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من

    هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم                   چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من

    تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم                       ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من

    بی پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا             در پیش یعقوب اندرآ ای یوسف کنعان من

    از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم         ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من

    گل جامه در از دست تو وی چشم نرگس مست تو          ای شاخه‌ها آبست تو وی باغ بی‌پایان من

    یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی    پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من

    ای جان پیش از جان‌ها وی کان پیش از کان‌ها              ای آن بیش از آن‌ها ای آن من ای آن من

    چون منزل ما خاک نیست گر تن بریزد باک نیست          اندیشه‌ام افلاک نیست ای وصل تو کیوان من

    بر یاد روی ماه من باشد فغان و آه من                          بر بوی شاهنشاه من هر لحظه‌ای حیران من

    ای جان چو ذره در هوا تا شد ز خورشیدت جدا              بی تو چرا باشد چرا ای اصل چارارکان من

    ای شه صلاح الدین من ره دان من ره بین من              ای ای فارغ از تمکین من ای برتر از امکان من


    اشعار
    مولانا # ۲

    ای یوسف خوش نام ما خوش می​روی بر بام ما
    ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما
    ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما
    جوشی بنه در شور ما تا می​شود انگور ما
    ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما
    اتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما
    ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما
    پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما
    در گل بمانده پای دل جان می​دهم چه جای دل
    وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای


    اشعار
    مولانا # ۳

    نمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
    بگشای لب که قند فر آوانم آرزوست
    ای آفتاب حسن‌ ٬ برون آ ٬ دمی ز ابر
    کان چهره مشعشع تا بانم آرزوست
    بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز
    باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست
    گفتی ز ناز : بیش مرانجان مرا ٬ برو!
    آن گفتنت که بیش مرانجانم آرزوست
    وان دفع گفتنت که برو ٬ شه به خانه نیست
    وان ناز و باز و تندی در بانم آرزوست
    این نان و آب چرخ چو سیل است بی وفا
    من ماهیم ٬ نهنگم ٫ عمانم آرزوست
    یعقوب وار وا اسف ها همی زنم
    دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
    والله که شهر بی تو مرا حبس می شود
    آوراگی کوه و بیابانم آرزوست
    زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
    شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
    جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
    آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
    زین خلق پر شکایت گریان شدم ملول
    آن های و هوی و ٫ نعره مستانم آرزوست
    گویا ترم ز بلبل ٫ اما ز رشک عام
    مهرست بر دهانم و ٫ افغانم آرزوست
    دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
    کز دیو و دد ملولم و ٫ انسانم آرزوست
    گفتند یافت می نشود ٫ جسته ایم ما
    گفت آن که یافت می نشود ٫ آنم آرزوست
    هر چند مفلسم ٫ نپذیرم عقیق خرد
    کان عقیق نادر ارزانم آرزوست
    پنهان ز دیده ها و ٫ همه دیده ها از اوست
    آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست
    خود ٫ کار من گذشت ز هر آرزو و آز
    از از کا و از مکان ٫ پی ارکانم آرزوست
    یک دست جام باده و یک دست جعد یار
    رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست
    من رباب عشقم و ٫ عشقم ربابی است
    وان لطف های زخمه رحمانم آرزوست
    بنمای شمس مفخر تبریز ٬ روز شرق
    من هدهدم ٬ حضور سلیمانم آرزوست



    اشعار
    مولانا # ۴

    ای دل شکایت​ها مکن تا نشنود دلدار من
    ای دل نمی​ترسی مگر از یار بی​زنهار من
    ای دل مرو در خون من در اشک چون جیحون من
    نشنیده​ای شب تا سحر آن ناله​های زار من
    یادت نمی​آید که او می کرد روزی گفت گو
    می گفت بس دیگر مکن اندیشه گلزار من
    اندازه خود را بدان نامی مبر زین گلستان
    ا ین بس نباشد خود تو را کآگه شوی از خار من
    گفتم امانم ده به جان خواهم که باشی این زمان
    تو سرده و من سرگران ای ساقی خمار من
    خندید و می گفت ای پسر آری ولیک از حد مبر
    وانگه چنین می کرد سر کای مست و ای هشیار من
    چون لطف دیدم رای او افتادم اندر پای او
    گفتم نباشم در جهان گر تو نباشی یار من
    گفتا مباش اندر جهان تا روی من بینی عیان
    خواهی چنین گم شو چنان در نفی خود دان کار من
    گفتم منم در دام تو چون گم شوم بی​جام تو
    بفروش یک جامم به جان وانگه ببین بازار من

    کلید واژه : اشعار مولانا اشعار زیبای مولانا منتخب اشعار مولانا گلچین اشعار مولانا بهترین اشعار مولانا زیباترین اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار زیبای مولانا منتخب اشعار مولانا گلچین اشعار مولانا بهترین اشعار مولانا زیباترین اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار زیبای مولانا منتخب اشعار مولانا گلچین اشعار مولانا بهترین اشعار مولانا زیباترین اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار زیبای مولانا منتخب اشعار مولانا گلچین اشعار مولانا بهترین اشعار مولانا زیباترین اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار زیبای مولانا منتخب اشعار مولانا گلچین اشعار مولانا بهترین اشعار مولانا زیباترین اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار زیبای مولانا منتخب اشعار مولانا گلچین اشعار مولانا بهترین اشعار مولانا زیباترین اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار زیبای مولانا منتخب اشعار مولانا گلچین اشعار مولانا بهترین اشعار مولانا زیباترین اشعار مولانا اشعار مولانا اشعار مولانا

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • تی شرت استین بلند پسرانه با طرح مولانا

    تی شرت استین بلند پسرانه با طرح مولانا

    تی شرت استین بلند پسرانه با طرح مولانا

    دسته لوازم زیردسته
    پوشاک

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۴ تیر ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • تی شرت استین کوتاه پسرانه با طرح مولانا

    تی شرت استین کوتاه پسرانه با طرح مولانا

    تی شرت استین کوتاه پسرانه با طرح مولانا

    دسته لوازم زیردسته
    پوشاک

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۷ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ترکها زادگاه مولانا را بازسازی می کنند

    زادگاه مولانا

    نخست وزیر ترکیه در مراسم بزرگداشت هفتصد و سی و چهارمین سالمرگ مولانا جلال الدین بلخی، عارف و سخن سرای بزرگ پارسی گوی اعلام کرد که دولت ترکیه زادگاه مولانا را در افغانستان بازسازی خواهد کرد.
    مولانا جلال الدین در سال ۱۲۰۷ میلادی (۶۰۴ هجری قمری) در خانواده ای که از جایگاه مذهبی و عرفانی عمده ای در شهر بلخ برخوردار بود به دنیا آمد اما در کودکی همراه با خانواده اش به شهر قونیه که در آن زمان پایتخت سلجوقیان بود مهاجرت کرد و تا پایان عمر در این شهر زیست.

    شهر بلخ در زمان تولد مولانا از مهمترین شهرهای خراسان بود اما اکنون نشان چندانی از آبادانی در آن باقی نمانده و در نزدیکی شهر مزارشریف، مرکز ولایت بلخ در کشور افغانستان قرار دارد.

    هنگامی که رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه اعلام کرد که دولتش زادگاه مولانا را بازسازی خواهد کرد، این خبر با تشویق و کف زدن حاضران همراه شد.

    در تالار سماع مرکز فرهنگی مولانا در قونیه که سخنرانی نخست وزیر ترکیه در آن ایراد شد، حدود سه هزار نفر، از جمله رئیس جمهور، رئیس مجلس، وزیرفرهنگ، رهبر حزب اصلی مخالف دولت (حزب جمهوری خلق) و همچنین شماری دیگر از مقامات محلی و کشوری حضور داشتند.

    نخست وزیر ترکیه در سخنان خود درباره مولانا به اینکه وی در افغانستان کنونی زاده شده اشاره کرد و گفت که مولانا از بلخ به بغداد و سپس قونیه کوچیده اما اشاره ای به ایران و جایگاه و اهمیت مولانا در ایران و فرهنگ ایرانی نکرد.

    وی به صراحت از مولانا با عنوان عارفی "ترک" یاد کرد.

    بخش مهمی از جمعیت ولایت بلخ افغانستان را هم اکنون ازبکها تشکیل می دهند که زبانشان به شاخه شرقی زبانهای ترکی تعلق دارد اما آثار مولانا که مهمترینشان مثنوی معنوی و دیوان کبیر (دیوان شمس) است به زبان فارسی دری سروده شده و اثری از او به زبان ترکی که سندیت آن به اثبات رسیده باشد در دست نیست.

    از آنجا که ترکیب جمعیتی سرزمینهای آسیای میانه و خاورمیانه طی ده قرن اخیر و به ویژه پس از حمله مغول، بشدت دستخوش تحول شده، اظهارنظر قاطع در مورد تبار مولانا و زبان مادری او دشوار است.

    خبر بازسازی زادگاه مولانا به دست دولت ترکیه در مراسمی اعلام شد که به "شب عروس" شهرت دارد و در ترکیه نیز از این شب با همان نام فارسی اش یاد می شود.

    این نام از آنجا بر این شب گذاشته شده که مولانا به پیروانش گفته بود که هنگامی که از دنیا برود همچون عروسی که به خانه بخت روان می شود به وصال یار می رسد.

    در این شب، مراسم ذکر و سماع به شیوه دراویش مولوی برگزار گردید که اشعار مولانا به زبان فارسی در آن خوانده شد و سرحلقه دراویش به سنت مولویه، دعای پایان ذکر و سماع را به زبان فارسی قرائت کرد.

    دنیز بایکال، رهبر حزب جمهوری خلق ترکیه که سیاستهای دولت رجب طیب اردوغان را منافی ارزشهای جمهوری ترکیه و اصل جدایی دین از سیاست در قانون اساسی این کشور می داند در سخنرانی خود در مراسم شب عروس گفت که تصوف و عرفان که مولانا نقش مهمی در اعتلای آن ایفا کرده، تأیید کننده رویکرد عرفی و سکولار به دین است.

    وی همچنین گفت که طرفدار اسلامی است که مولانا از آن برخاسته نه اسلامی که طالبان در افغانستان معرفی کرد.

     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • نشان طلایی بارگاه مولانا بر سینه‌ی شهرام ناظری نشست

    نشان طلایی بارگاه مولانا بر سینه‌ی شهرام ناظری نشست

    آسین چلپی، نشان طلایی بارگاه مولانا جلال‌الدین محمد را در قونیه به سینه‌ی شهرام ناظری چسباند.
    به گزارش (ایسنا)، روز گذشته صدای مولاناخوان شرق بر مزار عارف پارسی‌گوی ایران زمین پیچید.

    آسین چلبی – نواده شانزدهم پسری مولانا از سلطان ولد – با تقدیر از فعالیت‌های شهرام ناظری درباره‌ی توسعه افکار و اندیشه مولانا عنوان کرد که از سوی خانواده چلپی مرکزی تاسیس شده است که خدمت و اشاعه‌ی اندیشه‌ حضرت مولانا در دنیا هدف قرار داده‌اند؛ این موسسه به ثبت رسیده و مرکز آن در قونیه است.
    به تعبیر چلبی، شهرام ناظری شایسته‌ترین کسی است که ریاست افتخاری این مرکز پژوهشی را در ایران برعهده داشته باشد.
    در ادامه، نایب رییس خانه موسیقی ایران نیز، اظهار داشت: خانه‌ی موسیقی ایران به‌مناسبت سال جهانی مولانا از دو موسیقیدان بزرگ و تاثیرگذار در موسیقی عرفانی تقدیر و تشکر کرد.

    اشاره‌ی نوربخش به شهرام ناظری و کیخسرو پورناظری بود.

    نوربخش گفت: خانه موسیقی برای توسعه و اشاعه‌ی اندیشه‌های مولانا در تالار سلطان ولد ( قونیه)‌ انجام داد.

    در ادامه‌ی این مراسم کنسرت شهرام ناظری اجرا شد.

    بخش نخست کنسرت شهرام ناظری در دستگاه نوا با اشعاری از مولانا و قطعات اسطوره، مثنوی معنوی، قفل زندان، راست بگو نهان نکن همراه بود.

    گروه مولوی به‌سرپرستی و نوازندگی تار محسن نفر، نوازندگی کمانچه‌ی سینا جهان‌آبادی، سهیل امین‌زاده – بربط، حسین رضایی‌نیا – دف و خوانندگی شهرام ناظری خواند:

    چون خیال تو درآید به دلم رقص‌کنان چه خیالات دگر نیز سر آرد ز میان

    گرد بر گرد خیالت همه در رقص شوند و آن خیال چو مه تو به میان رقص‌کنان

    و:
    عاشقی پیداست از زاری دل نیست بیماری چو بیماری دل

    با تشویق‌ها ادامه پیدا می‌کرد و در ادامه شهرام ناظری باز هم خواند:

    باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم

    هفت اختر بی آب را کاین خاکیان را می خورند هم آب بر آتش زنم هم باده‌هاشان بشکنم

    از شاه بی‌آغاز من پران شدم چون باز من تا جغد طوطی‌خوار را در دیر ویران بشکنم

    زآغاز عهدی کرده‌ام کاین جان فدای شه کنم بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پیمان بشکنم

    امروز هم‌ چون آصفم شمشیر و فرمان در کفم تا گردن گردن کشان در پیش سلطان بشکنم

    در میانه‌ی اجرا خبر اعطای کلید طلایی مقبره‌ی شمس تبریزی خوی به ناظری اعلام و موجب شور و شعف و تشویق بی‌امان حاضرانش شد.
    شهرام ناظری بخش دوم کنسرت خود را با مثنوی‌خوانی آغاز کرد و تصنیف قدیمی اندک اندک به اصرار حاضران اجرا شد.

    اعطای مجموعه‌ی کامل هفت سی دی از جشنواره و کنگره بین‌المللی شمس تبریزی خوی توسط خبرنگار ایسنا و عبدالملک اوتاگین – مدیر کل فرهنگ شهر قونیه – از دیگر برنامه‌های این مراسم بود

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش