عکس خرید فروش

تلخ،کمی خشن و قابل پیش‌بینی (یادداشت تاد مک کارتی -ورایتی- بر فیلم «غرور و افتخار» ترجمه خاطره آقائیان)

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • *عطر ادو کینگ(شیرین و کمی ترش)

    *عطر ادو کینگ(شیرین و کمی ترش)

    دسته آرایشی بهداشتی زیردسته
    عطر و ادکلن

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ شهریور ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • *عطر ادو ابیاض(سرد و کمی تلخ)

    *عطر ادو ابیاض(سرد و کمی تلخ)

    دسته آرایشی بهداشتی زیردسته
    عطر و ادکلن

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ شهریور ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • *عطر ادو بی(سرد و کمی تلخ)

    *عطر ادو بی(سرد و کمی تلخ)

    دسته آرایشی بهداشتی زیردسته
    عطر و ادکلن

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۶ شهریور ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • *عطر ادو پرت(تلخ و کمی شیرین)

    *عطر ادو پرت(تلخ و کمی شیرین)

    دسته آرایشی بهداشتی زیردسته
    عطر و ادکلن

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۶ شهریور ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • کمی تا قسمتی لبخنـــد

    یارو سر سفره داد میزنه: نون بربری بیارین، نون بربری بیارین! میگن چی شده؟ میگه: آب تو گلوم گیر کرده

    به یارو میگن: اگه آب نبود چه اتفاقی می‌افتاد؟ میگه: ما شنا یاد نمی‌گرفتیم در نتیجه غرق میشدیم

    یارو میره تلویزیون میخره بعد بر میگرده ?کنترلشو میده به صاحب مغازه و میگه اقا این ماشین حساب همراش بود بگیر حرومی به ما نمیاد

    خونه اصفهانی آتیش میگیره اس ام اس میده آتشنشانی میگیه به این شماره ی که افتاد زنگ بزانین تا بگم آدرس ام کجاست

    یه یارو میره مشهد پابوس آقا . دم در یه دختر خیلی خوشکلا می بینه .دنبالش میره . می بینه دختره میره زری را می گیره میگه :آقا به من پدر و مادر خوب دادی خدا را شکر به ما پول دادی اونم شکربه من زیبایی دادی اونم آقا جان شکرت . حالا ازت یه شوهر خیلی خوب میخوام یه هو یارو خودشا میندازه جلو میگه : خوب باشه هول نده آقا جان دارم میرم جلو دیگه!

    یارو میمیره باباش رضایت نمیده

    اردبیل زلزله میاد،‌ یارو زنگ میزنه مسئولیتش رو بر عهده میگیره

    یارو باخداقهربوده.می خواسته نامه بنویسه.بالای نامه می نویسه:به نام بعضی ها!!

    یارو از یکی میپرسه قبله کدوم طرفه؟! یارو نشونش میده، یارو میگه:‌ باید خیلی برم؟!!!

    یارو میره حج ازش میپرسن چطور بود؟ میگه خیلی سنگ خورد تو سرم ولی بالاخره بوسیدمش.

    میخواستن یارو رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک گوشه بشین

    یارو آخر عمری بچه هاش رو جمع میکنه به هر کدوم یه تیکه چوب میده میگه بشکونین. می شکونن به هرکی ۵ تا دسته بیل میده میگه بشکونین. می شکونن. به هر کی ۱۰ تا دسته بیل میده میگه بشکونین میشکونن. به هر کی یه بسته دسته بیل میده میگه بشکونین می شکونن. میگه حیف که خرین؛ وگرنه نصیحتتون میکردم

    آبادانیه میرسه به رفیقش، میگه: کاکا شنیدی آبادان ۱۲ ریشتر زلزله اومده؟! رفیقش میگه: ای بابا، یعنی آبادان با خاک یکسان شده؟ آبادانیه میگه: به! چی میگی کاکا! مگه بچه‌ها گذاشتن

    یارو از باجه تلفن میاد بیرون یکی بهش میگه سالمه ؟ یارو میگه سالمه ولی آفتابه نداره

    به یارو میگن محبوب ترین تیم فوتبال تو چیه , میگه قربون جدش برم آ سید میلا

    یارو میخواسته آتش نشان بشه. توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف آب نباشه چه کار میکنی؟ یارو میگه: هیچی تیمّم میکنیم

    غضنفر میره دستشوئی زنانه میگیرنش میگن کوری نمیبینی زنونست ؟ میگه من چکار کنم اونجا نوشته زنا نه ، اونطرف هم نوشته مردا نه

    یارو به دیواره اتاقش عکس یه گوره خر زده بودیه روز دوستش بهش میگه این عکس کیه زدی به دیواره اتاقت میگه عکس بابامه موقعی که تو یوونتوس بازی میکرد

    یارو زنگ میزنه ۱۱۸، میگه: ببخشید شماره تلفن غضنفر رو دارین؟! یارو میگه: نه. یارو میگه: پس من میخونم یادداشت کنین

    یارو تو جهنم بوده …یه روز میره دم در بهشت در میزنه میگه … ببخشید یخ دارید ؟ میگن داریم ولی نمیدیم …میگه باشه اشکال نداره اما فردا نیاید بگید آب جوش بدید ها … !!!

    یارو صبح میره در مغازش میگه بسم ا… رحمان رحیم کرکره رو میده بالا!! میبینه همه چیزو بردن!! کرکره رو میده پایین میگه صدق ا… علی العظیم!!

    یارو رو برق ۳ فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه : اگه مردین یه فاز یه فاز بیاین جلو

    به یارو می گن عروسی پسرت کی هست؟ میگه: این دوشنبه نه . چهارشنبه بعدی

    یارو لوله تفنگ رو گذاشته بود روی شقیقه یارو میگه تکون نخور والا با لگد میزنمت

    یارو توی اتوبوس پر جمعیت پیله کرده بود به راننده و در گوش راننده حرف می زد. راننده مرتب بهش می گفت: برو بشین سر جات. آخرش مسافرها به راننده می گن: آقای راننده به حرفش گوش کن شاید کاری داره. راننده می گه: نه بابا اومده به من می گه: چپ کن یه کم بخندیم!

    از یه نفر تو سفارت آمریکا می پرسن اسمت چیه؟ می گه : POWER GOD NEW DAYS
    می پرسن معنیش چیه؟ می گه: قدرت الله نوروزی!

    یارو رادیولوژیست می شه. از یه بیمار عکس می گیره. بعد بهش می گه: متاسفانه عکس شما نشون می داد که چند تا از دنده هاتون شکسته. ولی اصلا نگران نباشید، من خودم با Photoshop درستش کردم!

    یارو به زنش میگه اگه بچمون پسر بود اسم بابای منو میذاریم، اگه دختر بود اسم بابای تو رو!

    دو تا اصفهانی دراز کشیده بودند یکیشون داشته خمیازه می کشیده اون یکی میگه داداش تا دهنت بازه لطفا این اصغر ما رو هم صدا بزن!

    یارو ریش پروفسوری داشته، میره پیش رفیقاش و میگه: هر سوالی دارین امروز بپرسین، فردا میخوام ریش هامو بزنم!

    یارو یه سگ فلج داشته، هر وقت دزد میومده، سگه رو می گذاشته توی فرغون و دنبال دزده می‌دویده!

    به یارو میگن چی شد که زن گرفتی؟ میگه راستش ما دیدیم تو زندگی هیچی نشدیم، گفتیم لااقل داماد بشیم

    به بنده خدا میگن: سبز لیمویی رو توصیف کن. میگه: شما آبی آسمانی رو در نظر بگیر، جیش کن توش!

    یارو تو مشهد بچش گم میشه نذر می کنه و میگه: یا امام رضا دستم به دامنت، بچم پیدا بشه، دیگه غلط کنم بیام مشهد!

    یارو میره خواستگاری، بابای عروس بهش میگه اون گلی که زدی به یقت خارش اذیتت نمی کنه؟ یارو میگه خارش که نه، ولی گلدونش که تو شلوارمه خیلی اذیتم می کنه!

    مردهای مجرد کمتر از مردهای متاهل عمر می کنند. اما مردهای متاهل بسیار بیشتر از مردهای مجرد آرزوی مرگ می کنند

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش