عکس خرید فروش

دزدان دریایی این بار به سازمان ملل زدند

یکی از دزدان دریایی با صحبت تلفنی با خبرنگار رویترز عنوان کرد که این کشتی حامل وسایل صنعتی و خودروهای سازمان ملل بوده که ربوده شده و هم اکنون چندین نفر از همکاران وی این وسیله را هدایت می‌کنند.
دزدان دریایی سومالی به خبرنگار رویترز اعلام کردند که یک کشتی باری سازمان ملل را ربوده‌اند.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۴ شهریور ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • کلاهی که خانم هندی سرم گذاشت/ابطحی

    وقتی خانمی هندی می­خواست به سمت تریبون برود، از همه طرف سالن صدای کف زدن می­آمد. ما هم ناخود آگاه دیدیم مثل همه سالن ایستاده­ایم و در حال کف زدن هستیم بعدا فهمیدیم که این خانم برای ۳۵۰ نفر از مریدان پول بلیط و عضویت پرداخته و آن­ها را به این جلسه­ی مهم آورده است. کارشان را بلد بودند….

    محمد علی ابطحی در وبلاگ خود نوشت:

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۲ شهریور ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • چرا این قدر عصبانی شدم؟

    چرا این قدر عصبانی شدم؟

    چرا؟ چرا؟ چرا؟

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۷ مرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • چرا این قدر عصبانی شدم؟

    چرا این قدر عصبانی شدم؟

    چرا؟ چرا؟ چرا؟

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۴ مرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • این جشن ماست. کاش همه مهمان‌ها باشند…

    • دسته بندی: دسته‌بندی نشده

    این جشن ماست. کاش همه مهمان‌ها باشند...

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۸ تیر ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • از زندگی از این همه تکرار خسته‌اید؟

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۶ تیر ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • خاطرات من از اصلانی… و این که «آتش سبز» را دوست دارم

    • دسته بندی: دسته‌بندی نشده

    خاطرات من از اصلانی... و این که «آتش سبز» را دوست دارم

    سینمای ما – من امیر قادری را چندان نمی‌شناسم. نخستین بار او را همراه دوست منتقدم، محسن آزرم در کافی شاپ نشر چشمه که خدابیامرز شد، دیدم و بعد از آن هم چند بار همدیگر را در جاهای مختلف ملاقات کردیم. اما با نوشته‌هایش آشنا بوده و هستم و نثر روان، صمیمی و دلنشین‌اش را دوست دارم. با دیدگاه‌های سینمایی‌اش خیلی موافق نیستم و ستایش‌های اغراق‌آمیزش را از برخی فیلم‌سازان و فیلم‌هایشان دوست ندارم، اما از نوشته‌هایش می‌توانم بفهمم که عاشق سینماست و سینما را با تمام وجودش دوست دارد. به خصوص سینمای کلاسیک آمریکا و آثار درخشان و فراموش نشدنی آن.

    سال گذشته که در جشنواره فجر بودم، بعد از دیدن فیلم آتش سبز محمدرضا اصلانی، مطلبی در‌باره‌اش نوشتم که در روزنامه اعتماد همان وقت و رادیو زمانه منتشر شد.

    همان زمان امیر قادری هم مطلبی به کنایه در‌باره این فیلم و اصلانی نوشت با حرف‌هایی طعنه‌آمیز در‌باره نوشته من. از آن‌جا که جدال قلمی با دوستان منتقد را دوست ندارم و همیشه سعی‌ام بر این بوده که وارد این بازی‌ها نشوم، اما امروز با خواندن نوشته قادری با عنوان «‌چرا درک هنر عامه پسند اتفاقاً کار مشکل‌تری است‌» در روزنامه اعتماد، در پاسخ به حرف‌های محمدرضا اصلانی، تصمیم گرفتم این یادداشت را بنویسم.

    محمدرضا اصلانی را سال‌هاست از نزدیک می‌شناسم. دو سال در مقطع فوق لیسانس دانشکده سینما و تئاتر، دانشجوی او بودم و از کلاس های اوبهره زیادی بردم. اصلانی به ما تحلیل فیلم درس می‌داد‌، با رویکردی ویژه و منحصر به فرد به زیبایی‌شناسی سینما که آمیزه‌ای از عرفان شرقی و فلسفه مدرن غرب بود.

    همان موقع یادم هست که برخی از هم‌کلاسی‌هایم که اکنون تعدادی از آن‌ها جزو منتقدان مطرح سینمایی و یا استاد سینما در دانشکده‌های سینمایی هستند‌، با دیدگاه‌های او مشکل داشتند و همیشه بحث‌های تندی بین آن‌ها و اصلانی در کلاس درمی‌گرفت که غالباً بی‌نتیجه بود.

    اصلانی مدافع سرسخت و متعصب سینمای هنری و اندیشمندانه اروپایی بود و سینمای آمریکا را به خاطر سطحی بودن رد می‌کرد. برای اصلانی تفاوتی بین هیچکاک، فورد، هاوکز و سیلوستر استالونه وجود نداشت و او همه را با یک چوب می‌راند.

    من از نگاه اسنوب و نخبه‌گرای اصلانی به سینما خوشم می‌آمد و رویکرد انتقادی و رادیکال او به سینمای ایران و به‌طور کلی سینمای سطحی‌گرا و عامه‌پسند را می‌پسندیدم، اما از طرفی نمی‌توانستم قبول کنم که سینمای فورد، هیچکاک، هاوکز، هوستون و آلدریچ بی‌معنی و یا بی‌ارزش است.

    برای من آنتونیونی، گدار، پازولینی، برسون و درایر به همان اندازه جذاب بودند که بیلی وایلدر، دلمر دیوز، پیتر باگدانوویچ، آرتور پن و فرد زینه‌من. من از دیدن «کلمانتین عزیزم» جان فورد یا «خواب بزرگ» هوارد هاوکز یا «روانی» هیچکاک یا «سانست بلوار» وایلدر به همان اندازه لذت می‌بردم (و می‌برم) که از دیدن «از نفس افتاده» گدار، «دنباله‌رو» برتولوچی، «مصائب ژاندارک» درایر، «موشت» برسون، «انجیل به روایت متی» پازولینی، «نور زمستانی» برگمن و «شب» آنتونیونی.

    این نکته جوهر اصلی نوشته امروز امیر قادری نیز هست. او به درستی سینمای هیچکاک، فورد، و یا هاوکز را سینمایی عامه‌پسند می‌خواند که درعین حال دارای کیفیتی هنرمندانه و متفکرانه است.

    اما اشتباه بزرگ قادری این است که سینما را به صورت یک‌پارچه می‌بیند و نمی‌خواهد بین سینمای هنری و عامه‌پسند فرق بگذارد. او تنها به نفس لذت توجه می‌کند، آن هم لذتی که عوام از سینما می‌برند.

    او لذت‌جویی روشنفکرانه از سینما را نفی می‌کند، در حالی که بین نوع لذتی که عامه تماشاگر از سینمای مثلاً هیجکاک می‌برد با لذت نظریه‌پرداری مثل استیون شارف که به تحلیل زیبایی‌شناختی آثار هیجکاک می‌پردازد‌، تفاوت بسیاری وجود دارد.

    قادری مرزبندی سینمای عامه‌پسند و سینمای هنری و اندیشمندانه را قبول ندارد، در حالی که این مرزبندی چه بخواهیم و چه نخواهیم، وجود دارد و نمی‌توان آن را انکار کرد. مطالعات سینمایی امروز جهان این مرزبندی را پذیرفته و سینمای هنری را از سینمای عامه‌پسند تفکیک می‌کند.

    این نوع نگرش قادری به سینما باعث شده که او نتواند ارزش و اهمیت سینمای اصلانی و جایگاه منحصر به فرد او را در سینمای ایران دریابد. قادری به جای تحلیل فیلم آتش سبز، با طعنه و تمسخر با این اثر زیبای هنری که علی‌رغم پاره‌ای ایرادهای فنی و روایتی، به اعتقاد من از زیباترین فیلم‌هایی است که در سال‌های اخیر در سینمای ایران تولید شده، برخورد کرده و ارزش‌های زیبایی شناختی آن را نادیده گرفته است.

    برخورد قادری با فیلمی مثل آتش سبز، مرا به یاد برخوردهای منتقدان سینمای ایران در دهه چهل با اثر بدیع ابراهیم گلستان یعنی خشت و آینه می‌اندازد.

    در آن هنگام نیز منتقدان خوش فکری چون پرویز دوایی و شمیم بهار به دلیل عدم درک ارزش های زیبایی شناختی خشت و آینه و کیفیت روشنفکرانه و غیر‌عامه‌پسند آن، آن را نفی کرده و اثری غیر‌ایرانی که قادر به ارتباط با عامه ایرانی نیست، به حساب آوردند. غافل از آن‌که خشت و آینه علی‌رغم اکران محدود آن، توانست تاثیر خود را بر سینمای هنری و روشنفکرانه ایران بگذارد.‌ فیلمی که تازه دارد اهمیت آن کشف می‌شود.
    به اعتقاد من قادری با این نگاه، دقیقاً دارد تجربه همان منتقدان دهه چهل (که شیفتگی و ارادت خاصی هم به آن‌ها نشان می‌دهد) ‌را تکرار می‌کند.

    قادری به عنوان یک منتقد حق دارد از اثری خوشش بیاید یا آن را رد کند و از این بابت هیچ کس نمی‌تواند او را سرزنش کند. اصلانی هم در واکنش خشم‌آلود به نقد منفی و ویران‌کننده قادری، نمی‌بایست او را متهم به زدو بند می‌کرد. این نوع نقد و این نوع دیالوگ بین یک منتقد و یک سینماگر، نه تنها راه گشا نیست، بلکه راه را بر هرگونه تحولی در سینمای ایران می‌بندد.

    منبع خبر : رادیو زمانه
    سه شنبه,۱۷ دی ۱۳۸۷ – ۱۸:۲۱:۱۰

    Cinemaema

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • یادداشتی از امیر قادری: این فیلم آرام را در شب‌های وحشتناک بمباران غزه ببینید؛ / مهمان

    • دسته بندی: دسته‌بندی نشده

    مهمان

    سینمای ما – امیر قادری: تماشای دو فیلم مهم امسال یادم انداخت که چطور ما و مردم سراسر جهان همه دنبال ارتباط‌ایم و شادی که انگار، تنها وقتی حاصل می‌شود که چنین ارتباط‌هایی برقرار شود و به نتیجه برسد. چه فیلم «بی‌غم» مایک لی و چه «مهمان» تامس مک‌کارتی، داستان‌ انسان هایی هستند، تنها، گیرم که در ظاهر مثل پاپی فیلم «بی‌غم» کلی آدم دور و برشان باشد؛ که می‌کوشند کیفیت والاتری به زندگی‌شان ببخشند. «بی‌غم» هر چند فیلم تحسین‌شده‌تری است؛ اما دوست‌اش نداشتم، به خصوص به این دلیل که تلقی‌اش از شکل زندگی شخصیت اصلی‌اش پادرهوا و معمولی بود. داستان یک جور دلقک معصوم «جلسومینا»وار که زور می‌زند آدم‌های اطراف‌اش را خوشحال کند و با بی‌اعتنایی یا حتی خشونت و بد‌فهمی‌شان مواجه می‌شود و در مواردی مثل برخورد با آن مرد ولگرد که اصلا به نتیجه نمی‌رسد. اما او به کارش برای خوشحال کردن مردم ادامه می‌دهد. کارگردان مایک لی نمی‌تواند به ارتباط درستی میان این شخصیت و اجتماع اطراف‌اش شکل دهد و شخصیت اصلی فیلم نمی‌تواند در اجرا آن شور و شادمانی را که قرار است به بقیه شخصیت‌های داستان ببخشد، به تماشاگر فیلم هم منتقل کند. چهار تا خلاء ریز داستانی و ابهام و از این جور چیزها هم داشت که بیش‌تر به نظر ادا می‌رسید و برای جور شدن جنس.
    «مهمان»(The Visitor) اما از آن دست فیلم‌هایی است که با تماشای یک سکانس‌شان می‌شود به عنوان یک محصول روشنفکرانه مستقل سینمای آمریکا طبقه‌بندی‌اش کرد. و البته تماشای‌ آن را توصیه می‌کنم. فیلم آرامی است پر از نشانه‌های حساب شده و فیلمنامه به دقت پرداخت شده درباره استاد دانشگاهی که زندگی عاطل و باطلی دارد و ناگهان کارش به یک خانواده مهاجر گیر می‌کند. پسر عرب می‌خواهد به او طبل زدن بیاموزد و رنگی به زندگی پیرمرد می‌دهد، اما دستگیرش می‌کنند و به اردوگاه مهاجران غیر قانونی می‌اندازندش. بعد مادر پسر وارد ماجرا می‌شود و همه چیز به مسیر تازه‌ای می افتد. انگ وقایع امروز جهان است و بیگانه ستیزی که سیاستمدارهای آمریکا راه انداخته‌اند و نفرتی که این سوی جهان از ماجراجویی‌های آمریکا، روز به روز دارد بیش‌تر و بیش‌تر در قلب‌ها لانه می‌کند. شعار تبلیغاتی «مهمان» اما هست: «ارتباط همه چیز است»، و شخصیت‌هایش از عرب و آمریکایی، آدم‌های تنهایی هستند که می‌کوشند بر سیاست‌های دنیا غلبه کنند، بلکه بتوانند بیش‌تر همدیگر را ببینند. تماشای «مهمان» به خصوص این روزها که بمباران وحشتناک و دیوانه‌وار غزه ادامه دارد، بیش‌تر معنی پیدا می‌کند. فیلم البته آن قدر جزئیات در اجرا دارد که آدم را به صرافت نوشتن یک نقد مفصل درباره‌اش بیندازد. اما آن قدرها هم برانگیزاننده نیست که آدم کار و زندگی‌اش را بگذارد و درباره فیلم بنویسد. فعلا همین قدر بگویم که تماشای آن به خصوص به این درد می‌خورد که یک بار دیگر بفهمیم آرزوی همه ادم‌های دنیا در وهله اول یکی است و فرقی ندارد. اوج فیلم سکانسی است که استاد آمریکایی و زن عرب، در شرایطی که زندانی شدن فرزند زن از سوی دولت آمریکا فراهم کرده، برای چند لحظه فرصتی به دست می‌آورند تا آرامش پیدا کنند، قرار بگذارند، تئاتری بروند و غذایی بزنند. آدم وقتی می‌فهمد آرمان‌شهر اغلب مردها و زن‌های دنیا، حتی اگر خودشان ندانند!، یکی است: نشستن پشت یک میز شام، در شرایطی که بتوانند در کمال صداقت به چشم های هم نگاه کنند و حرفی برای گفتن داشته باشند، کمی خیال‌اش راحت می‌شود. کاش فقط آن‌هایی که چنین فرصتی را از باقی آدم‌ها می‌گیرند، یک بار به زور هم که شده، بتوانند چنین لحظه‌ای را تجربه کنند. آن وقت خودشان و کارشان را می‌گذارند و می‌روند دنبال…

    منبع خبر : فرهنگ آشتیپنجشنبه,۱۲ دی ۱۳۸۷ – ۱۶:۱۱:۲۴

    Cinemaema

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۳ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • گفتگویی با مجری مسابقه پرطرفدار ۱۰۱؛ / همه چیز درباره جزئیات برگزاری و اجرا/ناصر ممدوح: فکرش را هم نمی‌کردم این قدر استقبال شود

    • دسته بندی: دسته‌بندی نشده

    همه چیز درباره جزئیات برگزاری و اجرا/ناصر ممدوح: فکرش را هم نمی‌کردم این قدر استقبال شود

    سینمای ما – مریم ضیغمی: .ناصر ممدوح دوبلور و بازیگر کشورمان متولد تهران در سال ۱۳۲۱ است. او ۴۰ سال پیش با بازیگر توانمند کشورمان شیوا خنیاگر ازدواج کرد و صاحب ۳ فرزند است. ممدوح به دلیل علاقه زیاد به رادیو و کارهای نمایشی از سوی زنده یاد علاءالدین کاملی در سال ۱۳۴۰ به رادیو معرفی شد و از همان سال فعالیت های هنری خود را آغاز کرد. در سریال راه شب ۱۳۸۵ به کارگردانی داریوش فرهنگ نقش پژمان گوینده رادیو را بازی کرد. نقش دکتر ناینی سریال اغماء ۱۳۸۶ به کارگردانی سیروس مقدم را نیز ایفا کرد.از آثار مهمی که او دوبله کرده است می توان به فیلم محمدرسول ا… (خالد)، سریال جنگجویان کوهستان، سریال افسانه شجاعان و هملت اشاره کرد.وی بیشتر در زمینه دوبله فیلم های مستند فعالیت دارد و مدیر دوبلاژ کارتون های مارکوپولو، سندباد، معاون کلانتر و شش نشان رها شده بود. ممدوح دوبله تمامی آثار خارجی جشنواره رشد را نیز بر عهده داشت. امسال نیز با مسابقه ۱۰۱ میهمان شبکه سوم سیماست. اجرا و صدای خاصش مورد توجه تماشاگران واقع شده است.طی تماس تلفنی با ناصر ممدوح، در رابطه با برگزاری مسابقه ۱۰۱ سوالاتی را مطرح کردیم. هرچند که برقراری ارتباط با ایشان باتوجه به این که اغلب وقتشان صرف ضبط این مسابقه می شود، به سختی انجام شد اما در فرصتی که بارش برف ترافیک سنگینی را ایجاد کرده بود، توانستیم با ایشان مصاحبه کنیم.

    چه طور شد بعد از دوبله به بازیگری روی آوردید؟

    آقای داریوش فرهنگ بازی در یک مجموعه راه شب تلویزیونی را پیشنهاد داد که این امر موجب شد تا جلوی دوربین بروم.

    از اجرای مسابقه ۱۰۱ و چگونگی دعوتتان به این مسابقه بگویید؟

    این دعوت همکاری از سوی آقای حسین فردرو کارگردان مسابقه انجام شد؛ برای اجرا در مسابقات دیگر نیز به من پیشنهاد داده بودند ولی به علت گرفتاری کاری نتوانستم با ایشان کار کنم. این بار که آقای فردرو از من دعوت کرد چون این مسابقه کاری نو و تازه در کشور بود، قبول کردم که اجرای آن را بر عهده بگیرم. به خصوص که بخشی از این مسابقه در ماه مبارک رمضان بود و فرصت بسیار مناسبی برای پخش بود. البته نمی دانستم این مسابقه ادامه پیدا می کند و طولانی می شود وگرنه همان روز اول جواب منفی می دادم. در حال حاضر هم صبح و هم بعدازظهر درگیر ضبط این مسابقه هستیم و با دیگر کارهایم تداخل پیدا کرده است (می خندد) اکنون دربست در اختیار این مسابقه هستم.

    این ۱۰۰ نفر چگونه گزینش می شوند؟

    ۱۰۰ شرکت کننده از طریق دستگاه ها یا نهادهای مختلف که قصد شرکت در مسابقه را دارند، انتخاب می شوند. یعنی خود آن سازمان یک گروه ۱۰۰ نفره را با خود می آورد. هر سازمان یا نهاد که شرکت می کند سوالات تخصصی را نیز با خود می آورد. سوالات عمومی و غیرتخصصی را نیز گروه طراحان ما طرح می کنند.

    آن ۳ نفر که پاسخ گوی سوالات هستند، چگونه انتخاب می شوند؟

    همان نهاد شرکت کننده بین افراد داوطلب قرعه کشی می کند. گاه نیز مسولان اجرای مسابقه آن ها را انتخاب می کنند البته ۳ نفر نیستند. گاهی اوقات ممکن است ۲ یا ۴ نفر باشند.

    آقای ممدوح شاید هر ۱۰۱ نفر داوطلب باشند آن وقت انتخاب چگونه است؟

    آن را در جریان نیستم. ولی از میان افرادی که داوطلب هستند قرعه کشی می شود. البته ناگفته نماند که بیشتر کسانی که در این مسابقه شرکت می کنند، معلومات عمومی شان بالاست.

    آیا از شهرستان ها یا استان های دیگر نیز می توانند در این مسابقه شرکت کنند؟

    بله- به طور حتم می توانند در این مسابقه شرکت کنند. تاکنون از ذوب آهن اصفهان شرکت کرده و این جا هتل برای اقامت خود گرفتند. همچنین ۹۶ شهردار از استان اصفهان نیز در مسابقه ۱۰۱ شرکت کردند که در آینده ای نزدیک پخش می شود.

    افراد شرکت کننده چه میزان هزینه ای برای شرکت در مسابقه پرداخت می کنند؟

    میزان جوایز از سوی سازمان مربوطه تعیین می شود ولی نمی دانم آیا مبلغی به تلویزیون پرداخت می کنند یا نه. البته میزان جوایز نیز بستگی به آن شرکت دارد یک شرکت ۵ میلیون تومان برای جوایز مسابقه تعیین می کند و یک شرکت یا سازمان یک میلیون تومان.

    از این تجربه راضی هستید؟

    قرار بود این سریال فقط در ماه مبارک رمضان پخش شود ولی به علت استقبال فوق العاده و بی نظیر مردم این مسابقه هنوز هم ادامه دارد. هر چند که من خواستم تجدیدنظری بکنند زیرا به دیگر کارهایم نمی رسم و تمام وقتم در اختیار این مسابقه است.

    آقای ممدوح پخش این مسابقه تا چه زمانی ادامه دارد؟

    تاکنون بیش از ۱۰۰ قسمت از مسابقه ۱۰۱ را ضبط کرده ایم و بیش از ۹۰ قسمت آن پخش شده است. فکر می کنم این برنامه آن طور که پیش بینی شده است تا عید نوروز ادامه پیدا می کند و عید نوروز نیز ویژه برنامه آن پخش می شود.

    هدف از برگزاری این مسابقه چیست؟

    در مجموع هدف هر مسابقه ای ارتقای سطح اطلاعات عمومی مردم و بینندگان است و در این سمت و سوی حرکت می کند. منتهی این مسابقه برای نخستین بار در کشورمان پخش می شود و هر ۱۰۱ نفر شرکت کننده یک رقابت سالم و دوستانه دارند و همه با یکدیگر دوست هستند. این مسابقه از ویژگی خاصی از لحاظ سبک اجرایی، دکور و … برخوردار است.

    پخش هر قسمت حدود ۴۵ دقیقه زمان می برد. چقدر طول می کشد که هر قسمت ضبط شود؟

    ضبط برنامه حدود ۲ونیم تا ۳ساعت طول می کشد. در ابتدا شرکت کننده ها وارد می شوند، سپس من به سوالات نگاهی می اندازم. مسابقه را آغاز و سوالات را مطرح می کنم. بعضی وقت ها در رایانه اشکالاتی ایجاد می شود و گاهی اوقات نیز شرکت کننده ها دچار مشکل می شوند؛ در آن صورت زمان ضبط طولانی تر می شود. عوامل زیادی باعث می شود که ضبط این سریال طولانی شود.

    آقای ممدوح پس صحت ندارد که شرکت کنندگان ورودی پرداخت می کنند؟

    اصلا؛ شرکت در این مسابقه ورودی ندارد. شرکت ها و نهادهایی که خواهان شرکت در مسابقه هستند خود آن ها بودجه و جایزه ای برای این مسابقه در نظر می گیرند که با خود می آورند. معمولا ما برای هر گروه که متقاضی شرکت هستند ۲ مسابقه ضبط می کنیم.

    پس امتیاز سوالات نیز براساس بودجه ای است که خودشان می آورند؟

    بله همان طور است که گفتید. براساس بودجه ای که خودشان تعیین می کنند سوالات مطرح می شود. زمانی که سوال ۳۰ هزار امتیازی مطرح می کنیم دلیل نمی شود که این سوال ۳۰ هزار امتیازی مشکل و سخت تر از سوال ۱۰ هزار امتیازی است. مسابقه روالی را طی می کند و پله پله بالا می رود. ممکن است نهادی بودجه اش کم باشد مجبوریم ۴ دفعه بگویم سوال ۵ هزار امتیازی و ۴ دفعه بگویم سوال ۱۰ هزار امتیازی و به ترتیب بالا برویم. گاهی اوقات یک نفر از صندوق ۲ میلیون تومان برنده می شود و یک نفر از صندوق ۵۰۰ هزار تومان همه این جوایز و سوالات بستگی به بودجه آن نهاد دارد.

    سوالات چه طور طرح می شود؟

    سوالات تخصصی را خود آن نهاد یا سازمان طرح می کند؛ سوالاتی که مربوط به حرفه و کار خودشان است. همان گونه که شاهد هستید چون سوالات تخصصی را خود آن ها طرح می کنند، پاسخ همگی درست است و در واقع به نفعشان است و حسن دیگر آن نیز این است که اطلاعات عمومی بینندگان بالا می رود.

    شما فکر می کردید که این همه استقبال از این مسابقه شود؟

    فکرش را نمی کردیم که تا به این اندازه مورد استقبال مردم قرار بگیرد. این مسابقه از رنگ و لعاب خاصی برخوردار است و براساس سنت های کشورمان پایه گذاری شده که مورد استقبال مردم واقع شده است.

    آقای ممدوح در مورد عده ای که اطراف و روی پله ها می نشینند و جزو شرکت کننده ها نیستند، توضیح دهید.

    آن ها نیروهایی هستند که از همان شرکت یا سازمان آمده اند ممکن است روسا، کارشناسان و معاونان آن شرکت باشند که اطراف را احاطه می کنند. بعضی مواقع نیز گروه هایی هستند که برای شرکت آمده اند به همین منظور می آیند و در اطراف می نشینند.

    بعضی اوقات چهره بعضی از افراد زیاد نشان داده می شود مثل برنامه کارمندان بانک سپه دلیلش چیست؟

    دلیل خاصی ندارد. گاه شخصی روی صورت خود را می پوشاند وقتی چراغش قرمز می شود، در آن موقع دوربین ما بلافاصله آن چهره را شکار می کند یا یک شخصی کاری انجام می دهد یا پاسخ نادرست می دهد و احساس ناراحتی می کند. در مجموع مواقعی که افراد عکس العمل خاصی از خود نشان می دهند دوربین ما آن چهره را شکار می کند.

    یک خاطره از برگزاری این مسابقه برای خوانندگان ما بیان کنید؟

    حضور محبت آمیز مردم خود بزرگ ترین خاطره است. هر گروه شرکت کننده که به این جا می آید من را مورد لطف خود قرار می دهد و شرمنده می کند.

    سخن پایانی؟

    من برای همه مردم کشورم آرزوی سلامتی و خوشبختی دارم.

    منبع خبر : خراسان شمالیسه شنبه,۱۰ دی ۱۳۸۷ – ۱۴:۱۹:۴۵

    Cinemaema

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۳ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ارسال عکس اس ام اس در گوشی هایی که این قابلیت را ندارند

    ارسال عکس اس ام اس در گوشی هایی که این قابلیت را ندارند

    ارسال عکس اس ام اس در گوشی هایی که این قابلیت را ندارند

    دسته نرم افزار موبایل زیردسته
    متفرقه

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۳ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش