عکس خرید فروش

داروهایی که باعث اسهال می شوند!!

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱ مهر ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ۲۵ سال زندان برای مردی که رئیس جمهور بود

    ۲۵ سال زندان برای مردی که رئیس جمهور بود
    تهران- ایسکانیوز : رئیس جمهوری پیشین پرو به اتهام ربودن و سپردن غیرنظامیان به جوخه های مرگ به ۲۵ سال زندان محکوم شد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۱ تیر ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ن نشانه ناشناختگی، ب نشانه بخشش× (یادداشت راجر ابرت بر فیلم «پسر A» ترجمه پیمان جوادی)

    • دسته بندی: دسته‌بندی نشده


    ن نشانه ناشناختگی، ب نشانه بخشش× (یادداشت راجر ابرت بر فیلم «پسر A» ترجمه پیمان جوادی)

    سینمای ما – اِریک نوجوانی با خصلت و ویژگی‌های خشونت‌آمیز و خلافکارانه بود که با فیلیپ دوستی نزدیک و صمیمانه‌ای داشت. آن‌ها دختری هم سن و سال خودشان را به قتل می‌رسانند و از این لحظه به بعد پسر A و پسر B نامیده می‌شوند. در جریان دادگاه، دادستان استدلال می‌کند آن‌ها ذاتاً بچه‌هایی شرور و شیطان‌صفت هستند و از این رو سزاوار اشد مجازات هستند. فیلیپ در زندان می‌میرد. و حالا پس از گذشت چند سال اِریک به قید ضمانت و با نام و هویت جدید جک بوریج آزاد می‌شود.

    «پسر A» بر اساس رمانی به همین نام نوشته جاناتان تریگِل ساخته شده که خود رُمان هم با الهام از زندگی واقعی و سرگذشت دو نوجوان انگلیسی نوشته شده است. آن‌ها دوران کودکی ناخوشایندی را سپری کرده بودند. در واقع از احساس و عاطفه از همان دوران طفولیت در زندگی خانوادگی آن‌ها هیچ اثری نبود. این‌جا سئوالات متعددی مطرح می‌شود: آیا بچه‌هایی که به نوعی مرتکب قتل و جنایت می‌شوند ذاتاً شیطان‌صفت و شرور هستند؟ آیا امیدی به اصلاح و رستگاری آن‌ها وجود دارد؟ آیا آن‌ها قابل تغییر و عوض‌شدنی هستند؟ و ازهمه مهم‌تر، وظیفه جامعه در قبال آن‌ها چیست؟

    تِری (پیترمولَن) مردی خونگرم و خوش‌برخورد است که به عنوان مشاور در بخش توانبخشی بهداری منطقه فعالیت می‌کند. او برای تغییر نام جک (اَندروگارفیلد) و همینطور آینده‌اش او را راهنمایی و مشاوره می‌کند. او برای جک صحبت‌های زیادی می‌کند، نصیحت‌اش می‌کند و این‌که نباید هیچگاه رازش را با کسی در میان بگذارد. او بر این اعتقاد است که جک عوض شده و تغییر کرده، اما جامعه این موضوع را باور ندارد و می‌خواهد او را به چهار میخ بکشد و دَمار از روزگارش درآورد. او به جک یادآور می‌شود که به عنوان قدم اول برای شروع زندگی جدیدش باید به کار و شغل جدیدی که در یک شرکت تجاری در منچستر برای او در نظر گرفته شده بپردازد.

    مولَن و گارفیلد نبض فیلم را در دست دارند. بازی مولَن («نام من جو است») بازیگر اسکاتلندی در نقش تِری خیره‌کننده و چشم‌گیر است و گارفیلد با چهره پسرانه‌اش و لبخندی مهربان و همیشگی در طول فیلم دوست‌داشتنی و تاثیرگذار است. وقتی که جک زندگی جدیدش را شروع می‌کند، تِری هم مثل یک پدر و به عنوان یک بزرگتر راه و چاه زندگی را به او نشان می‌دهد. او تقریباً هر روز جک را می‌بیند و او را ترغیب، تشویق و نصیحت می‌کند و انگیزه زندگی سالم را در او زنده نگه می‌دارد. جک شغل خوبی دارد و خیلی زود دوستانی برای خود دست و پا می‌کند: همکارش، کریس (شاون واتر) و منشی و دفتردار شرکت، میشِلِه (کتی لیونز) که در اولین برخورد با پر‌رویی از او می‌پرسد: "نمی‌خوای بِهِم پیشنهاد بِدی که با هم برای صرف نوشیدنی بیرون بِریم؟" جک این کار را انجام می‌دهد و آنها رابطه عاطفی پرشوری را آغاز می‌کنند.

    او اصرار دارد تا رازش را برای میشِلِه و کریس بازگو کند، اما تِری مانع او می‌شود. یک روز وقتی جک و کریس در حال رانندگی در یکی از جاده‌های خارج از شهر هستند یک اتومبیل تصادف کرده را می‌بینند و دختر کوچکی را از درون آن نجات می‌دهند. این اتفاق آن‌ها را تبدیل به قهرمانان شهر می‌کند و عکس بزرگی از آن‌ها روی صفحه اصلی روزنامه "اخبار عصر منچستر" چاپ می‌شود (جک کلاه نقاب‌دارش را تا بالای چشم‌هایش پایین می‌کشد تا شناخته نشود). یک سری حوادث و اتفاقات باعث می‌شود تا شرایط و موقعیت جک کاملاً تغییر کند. عکس‌های او در روزنامه‌های لندن چاپ می‌شود و بازار شایعات بالا می‌گیرد. تیتر روزنامه‌ها پسر A را نشانه می‌گیرند: تجسمی از شیطان که آزادانه در حال قدم زدن در خیابان‌هاست.

    زندگی جک از هم فرو می‌پاشد، و او شهر را به سوی مقصدی نامعلوم ترک می‌کند. این صحنه‌ها به شدت نومیدانه هستند. وقتی که او در صحنه پایانی به طور ناخواسته با میشِلِه روبرو می‌شود بارقه‌ای از امید در او روشن می‌شود اما سرنوشت تلخ او از پیش نوشته شده است.

    با دیدن صحنه‌هایی مثل صحنه کتک‌کاری و زد و خورد در یک مکان عمومی به این نتیجه می‌رسیم که جک پسری آرام و بی سر و صداست که در صورت لزوم آمادگی و استعداد هرگونه پرخاشگری و اعمال رفتار خشونت‌آمیز را دارد. در طی فلاش‌بک‌ها ما شاهد اعمال، رفتار و کردار دو نوجوانی هستیم که در نهایت به یک قتل تراژیک و تلخ منتهی می‌شود. و اما تِری آشکارا پسر A را به پسر ولگرد و بی‌عارش-که به شدت از پدرش دلخور و آزرده خاطر است- ترجیح می‌دهد و برای او دل می‌سوزاند. خُب، آیا باید جک بخشیده شود و جرایم و خلافکاری‌های او در دوران نوجوانی را باید نادیده گرفت؟ آنچه را که تِری در خلال صحبت‌هایش به پسر یاد می‌دهد در واقع سنت و عرف تمامی ادیان و همه پیامبران الهی است. او در دوران نوجوانی در خانه مورد زشت‌ترین و بدترین رفتارها قرار می‌گیرد. پدر مست و پاتیل‌اش او را مدام زیر باد کتک می‌گیرد و به او توهین و بی‌احترامی می‌کند و برادرش هم او را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهد. مدرسه هم برای او مکانی آزاردهنده، تهدید‌کننده و ناخوشایند محسوب می‌شود و تمام این‌ها او را به سوی اعمال خشونت‌آمیز سوق می‌دهد.

    فیلم را جان کرولِی کارگردانی کرده و فیلمنامه آن توسط مارک.اُ.رو نوشته شده. کارگردان و فیلمنامه‌نویس تصویری دقیق از زندگی طبقه کارگر در شمال انگلستان ارائه نموده و مقایسه‌ای غیرمستقیم اما معنادار میان خیابان‌های پر از خشونت شهرهای بزرگ با طبیعت زیبا و بِکر انجام داده‌اند. مولَن با لهجه‌ای اسکاتلندی صحبت می‌کند که فهمیدن آن برای تماشاگران غیر انگلیسی کمی دشوار است. او می‌تواند انگلیسی را در حد مطلوب صحبت کند، اما این لهجه‌دار بودن او نشان‌دهنده توانایی‌هایش در امر بازیگری ست. او و گارفیلد خیلی با هم جفت و جور هستند. هر دو از همان اولین صحنه جذاب، دوست‌داشتنی، مهربان، صمیمی و خونگرم نشان می‌دهد.

    گارفیلد نشان می‌دهد که چه بازیگر با استعدادی ست («دختر دیگر بولین» و «شیرها برای بره‌ها»). او زندگی آرام و بی‌دردسری دارد. مثل هر انسان دیگری امید و آرزوها، دلواپسی و نگرانی‌هایی دارد. منتهی او تجربه وحشتناکی را پشت سر گذاشته که حالا باعث شک و تردید شدید او نسبت به داشتن زندگی راحت و بی‌دغدغه در آینده می‌شود. و فیلم باز همان پرسش قدیمی درباره گذشت و بخشش را مطرح می‌کند. در همین لحظه که مشغول نوشتن این مطلب هستم، در شیکاگو بچه‌هایی هستند که با اسلحه گرم مردم را به گلوله می‌بندند. می‌توانیم بگوییم، پدر آسمانی آن‌ها را ببخش و بیامرز و از سر تقصیرات‌شان بگذر. آیا به راستی آن بچه‌ها متوجه خواهند شد که نباید آن اعمال و رفتار ناشایست را انجام دهند؟

    × تیتر مطلب ترجمه ناقصی از تیتر اصلی ابرت است«A is for Anonymous, F for Forgiveness».

           

           

    به روز شده در :
    سه‌شنبه ۱۷ دی ۱۳۸۷ – ۲۱:۴۵

    Jahan Cinemaema

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش