عکس خرید فروش

نظر شیلا خداد درباره سوپراستارهای سینما

گلشیفته درست است که بازیگر خیلی خوبی است ولی هیچ وقت سوپراستار نبود اما خانم مهناز افشار هست که می‌تواند کمک کند به اینکه فیلم‌ها گیشه خوب داشته باشند و او به نوعی یک سوپراستار است.
شفاف: شیلا خداداد از بازیگران فیلم اخراجی ها ۲ می گوید: قرار بوده در اخراجی های ۱ هم نقش داشته باشد اما به علت مسافرت موفق به قبول کار نشده است.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۵ شهریور ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • نظر شیلا خداد درباره سوپراستارهای سینما!!

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۴ شهریور ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • درباره فیلم «دماغ» ساخته فرزاد موتمن

    درباره فیلم «دماغ» ساخته فرزاد موتمن
    مرد فیل‌نما و دختری با دماغی بزرگ
    جام جم آنلاین: فیلم «دماغ» که جمعه بعد از ظهر از شبکه یک سیما به نمایش درآمد از چند منظر فیلمی ‌بود که ارزش دیدن را داشت. این فیلم را فرزاد موتمن کارگردانی کرده بود؛ کارگردانی که برای سینما دوستان نامی‌آشناست و آنهایی که به سینمای متفاوت علاقه‌مند هستند، حتما فیلم «شب‌های روشن» به کارگردانی او را به یاد دارند، آن را فیلم ارزشمندی برای سینمای ایران می‌دانند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۰ مرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • درباره فیلم «چه» و زمینه تاریخی آن

    • دسته بندی: دسته‌بندی نشده

    سینمای ما – «چه– قسمت دوم» ارنستو چه‌گوارا را در اوج قدرت و شهرتش پس از انقلاب کوبا نشان می‌دهد. چه، فراتر از یک سرباز، چهره‌ای مسحور‌کننده در عرصه جهانی است. او ناگهان ناپدید می‌شود انگار از روی زمین محو شده باشد. چرا کوبا را ترک کرده است؟ کجا رفته است؟ اصلا زنده است یا نه؟ او به‌طور ناشناس از بولیوی سر در می‌آورد و بدون هویت و کاملا زیرزمینی به زندگی ادامه می‌دهد. چه‌گوارا قصد دارد با سازمان‌دهی گروهی کوچک از هم‌پیمانان کوبایی و نیروهای بولیویایی، انقلابی بزرگ در آمریکای لاتین به راه بیندازد. داستان مبارزات چه گوارا در بولیوی، حکایت پایمردی، ایثار، آرمان‌گرایی و جنگ چریکی است که سرانجام به شکست می‌انجامد و به مرگ چه منجر می‌شود. با مرور این داستان درمی‌یابیم که چگونه چه‌گوارا نماد آرمان‌گرایی و شجاعت شد و در قلب انسان‌های سراسر دنیا به زندگی خود ادامه داد. خلاصه داستان فیلم «چریک»: پس از انقلاب کوبا، چه‌گوارا به اوج شهرت و قدرت می‌رسد. اما ناگهان ناپدید می‌شود و به‌طور ناشناس از بولیوی سر در می‌آورد. او گروهی کوچک از کوبایی‌ها و نیروهای بولیویایی را سازمان‌دهی می‌کند تا انقلاب بزرگ آمریکای لاتین را آغاز کند. جنگ چریکی چه سرانجام به شکست می‌انجامد و به مرگ او منجر می‌شود.
    ● پس‌زمینه تاریخی
    لورا بیکفورد، تهیه‌کننده «چه» بر این باور است که «چه – قسمت دوم»، بیشتر فیلمی جنایی و «چه – قسمت اول»، بیشتر فیلمی اکشن با صحنه‌های پرزرق و برق نبرد است. پیتر باچمن، نویسنده فیلمنامه می‌گوید:«بنیتسیو، لارا و استیون ۱۰ سال است که روی این پروژه کار می‌کنند. بنیتسیو از ابتدا در جریان نگارش فیلمنامه شرکت داشت و از آنجا که تمرکز بیشتر روی داستان چه در بولیوی بود، منبع مهمی برایم محسوب می‌شد. من هرگز بولیوی نبوده‌ام. بنابراین ناچار بودم تمام پس‌زمینه و اطلاعات لازم را از روزنوشته‌های چه و همین‌طور از بنیتسیو و لارا که آنجا حضور داشتند و پیش از وارد شدن من در پروژه مصاحبه‌هایی انجام داده بودند، بگیرم. منابع مختلفی برای آگاهی از جوانب مختلف ماجرا مطالعه کردم. از جمله مدارک طبقه‌بندی نشده وزارت امور خارجه در مورد سفر چه به نیویورک، و یادداشت‌های او در بولیوی. باید می‌فهمیدیم ایالات متحده از شرکت چه در جریانات بولیوی چه می‌دانست و کی این اطلاعات را به دست آورده بود؟
    بیکفورد می‌گوید:«ما با همه طیف سیاسی صحبت کردیم. ما با فرمانده بولیویایی که چه را دستگیر کرده بود و همین‌طور با سه کوبایی (اربانو، بنینیو و پومبو) که با او به بولیوی رفتند و پس از اعدامش به کوبا گریختند، صحبت کردیم. اربانو که در اسپانیا زندگی می‌کند به عنوان مشاور به اسپانیا آمد.» باچمن چنین می‌افزاید: «در آن زمان، گروه‌های شورشی مختلفی در چندین کشور آمریکای جنوبی مبارزات خود را پیش می‌بردند. چه می‌خواست به بولیوی، مرکز قاره، برود، یک مقر اصلی سازمان‌دهی کند و گروه‌های مختلف را آموزش دهد. قرار بود آنها شش ماه تا یک سال در بولیوی آموزش ببینند و بعد در مورد زمان شروع عملیات‌ها تصمیم‌گیری شود. انتظار نداشتند که آنقدر زود دستشان رو شود».
    جان لی اندرسن، نویسنده بیوگرافی اصلی چه‌گوارا که بقایای چه را در بولیوی پیدا کرد و به کوبا بازگرداند، اعتقاد دارد که «فیدل کاسترو بولیوی را انتخاب کرد نه چه‌گوارا. ممکن بود تئوری میشل فوکو آنجا جواب دهد. گروهی کوچک که خط اول مبارزات چریکی را تشکیل می‌دهند، مبارزه می‌کنند و مرزهایی امن فراهم می‌کنند و جهان‌گرایان کشورهای اطراف را آموزش می‌دهند. مرزها به سمت بیرون، به پرو، آرژانتین، شیلی، برزیل و فراتر از آن گسترش خواهند یافت. گروه چریکی پرو که از حمایت کوبایی‌ها برخوردار بود تازه شکست خورده بود. فوکوی آرژانتین به رهبری جورج ماستی یک سال و نیم پیشتر با شکست مواجه شده بود و اعضایش پراکنده شده بودند و ونزوئلایی‌ها نمی‌خواستند او به آنجا برود. فیدل به چه گفت که با ماریو مونژه، رئیس حزب کمونیست بولیوی، صحبت کرده است و او موافق است که چه به آنجا برود. بر اساس این توافق، چه مخفیانه به کوبا برگشت تا نیروهایی را برای مبارزات کوبا انتخاب و سازماندهی کند.
    چه به عنوان یک تاجر اروگوئه‌ای، با پاسپورت جعلی و چهره تغییر یافته، به بولیوی رفت. اما ظاهرا حضور او در بولیوی چندان هم مخفی نبود. وقتی رژی دبره، چهره شناخته شده چپ در عرصه بین‌المللی و از نزدیکان فیدل کاسترو، در بولیوی دستگیر شد، معلوم شد که با چه بوده است. یکی از مشکلاتی که چه در بولیوی با آن روبه‌رو شد، این بود که ماریو مونژه قول همکاری حزب کمونیست بولیوی را شکست. به گفته اندرسون، «مونژه با موسکو هماهنگ بود و با آنچه رادیکال‌های جدایی‌طلب می‌نامید دشمنی داشت. او در ملاقاتش با چه پیمانش را شکست و از بولیویایی‌هایی که با او بودند خواست که حزب را ترک کنند. ننگ بزرگ حزب کمونیست بولیوی این است که شبکه حمایت شهری‌اش را که شبکه‌ای بزرگ و ملی بود، در اختیار آنها نگذاشت. ناگهان چه و گروهش تنها گذاشته شدند. آنها مجبور شدند خیلی پیشتر از برنامه‌هایشان و بدون پیوستن نیروهای بولیویایی وارد جنگ شوند.
    آنها شبکه شهری را که قرار بود غذا و مایحتاجشان را فراهم کند، از دست داده بودند. سختی و انزوای آنها خیلی بیش از حد انتظار بود. تابستان سوزان بود و زمستان خیس و سرد. من خودم آنجا بوده‌ام. چشم‌اندازهای کج وسیع و خالی از درخت که می‌توانید مردم را از چندین مایل دورتر ببینید. پنهان شدن بسیار دشوار بود. سکنه بسیار اندک بود و آن عده قلیل هم درک سیاسی خاصی نداشتند. مردمی که سواد سیاسی بیشتری داشتند عمدتا معدنچی بودند که آنها هم در بخش دیگری از کشور بودند». بوچمان می‌گوید: «وقتی رئیس‌جمهور بارینتوس فهمید که ارتش چه عمدتا متشکل از کوبایی‌ها است، مبارزات آنها را حمله کمونیست‌های کوبایی و بخشی از جنبش بین‌المللی کمونیست خواند. این خبر برای افرادی که قرار بود چه و گروهش را حمایت کنند رعب‌آور بود. علاوه بر اینها چه مبتلا به آسم شدید بود و زندگی چریکی حالش را وخیم کرده بود.
    گاهی آنقدر ضعیف می‌شد که باید حملش می‌کردند. بدنش خیلی تحلیل رفته بود و در روزهای آخر واقعا نحیف شده بود. بعد از اینکه گارد پشتیبانی از بین رفت، فقط یک ستون باقی ماند. از آن به بعد تنها راهشان همراه شدن با معدنچیان‌ و خارج شدن از بولیوی بود. وقتی به لاهیگوییرا و یورو روین رسیدند کاملا ناامید بودند. آنها در این مدت، هر روز و هر هفته، شاهد کشته شدن نزدیک‌ترین دوستانشان در برابر چشمانشان بودند. تنها قدرت اراده آهنین چه بود که باعث می‌شد به راهشان ادامه دهند.

    منبع: جزوه مطبوعاتی جشنواره کن / روزنامه کارگزاران

           
           
    به روز شده در :
    دوشنبه ۲ دی ۱۳۸۷ – ۲۰:۱۷

    Itna

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۵ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش